گیتی معینی، بازیگر نامآشنای سینما و تلویزیون ایران که با نقشهای خاطرهانگیز خود در مجموعههایی چون «خانه به دوش»، «چاردیواری»، «خوشنشینها»، «سه دونگ سه دونگ» و «دودکش» در دل مخاطبان جای گرفته است، در گفتوگویی تازه از دغدغههای شخصی، حرفهای و میهنی خود سخن گفت.
کربلا در اربعین؛ آرزویی در راه تحقق
این بازیگر که این روزها بیشتر اوقاتش را در گلزار شهدای بهشت زهرا و گاهی در رادیو میگذراند، با اشاره به عشق و ارادتش به سیدالشهدا (ع) گفت که دوست دارد در ایام اربعین حسینی، زائر کربلای معلی باشد. معینی با اشاره به اینکه تاکنون سه یا چهار بار از سوی صداوسیما به کربلا رفته اما هیچگاه در ایام اربعین حضور نداشته است، اظهار داشت: «البته که دلم میخواهد، چرا که نه.» با این حال، او با توجه به سن بالا و شرایط جسمانی خود، امکان سفر با اتوبوس در این مسیر را بعید دانست و گفت یکی از تهیهکنندگان قول کمک داده است.
هنرمندان واقعی را بشناسید
معینی در بخش قابل تأملی از گفتوگوی خود با قاطعیت گفت که خود را هنرمند نمیداند. او در این باره توضیح داد: «هنرمند، بچههای جبهه و جنگ بودند؛ بچههایی که در خاک و خون غلتیدند، آب کرمزده را صاف کردند و نوشیدند، در کانالهایی که پر از مار و عقرب بود سینهخیز رفتند. هنرمند آنها هستند نه امثال من! هنرمند کسی است که جان شیرین خود را برای حفظ خاک و ناموس و شرف و اعتبار این سرزمین ایثار کرد.»
به گفته او، هنرمندان واقعی کسانی هستند که در دوران دفاع مقدس از جان خود گذشتند و این نگاه تواضعآمیز این بازیگر پیشکسوت بازتابی از ارادت عمیق او به شهدا و ایثارگران است.
از رد تا قبول؛ نقش مادر شهید پس از سالها
یکی از جذابترین بخشهای این گفتوگو، روایت معینی از آرزوی دیرینهاش برای ایفای نقش مادر یک شهید است. او گفت سالها قبل برای بازی در چنین نقشی به یک دفتر فیلمسازی مراجعه کرده بود اما با این پاسخ مواجه شد: «تو به درد این نقش نمیخوری! مادر شهید باید مظلوم باشد!» این پاسخ آنقدر او را ناراحت کرده بود که مدتها گریه میکرد.
اما سرانجام پارسال از سوی سپاه آمل با او تماس گرفته شد و پیشنهاد بازی در نقش مادر شهید را به او دادند. معینی با خوشحالی این پیشنهاد را پذیرفت و در یک فیلم کوتاه، نقش مورد علاقه خود را ایفا کرد. نکته جالب اینکه او برای این نقش هیچ دستمزدی دریافت نکرد و تنها از تهیهکننده خواست که شبهای جمعه شهدا را یاد کند و بر مزارشان صلوات بفرستد.
دغدغههای میهنی و آرزوی صلح
معینی در بخش دیگری از این گفتوگو به شرایط خطیر کنونی کشور و جنگی که دشمن به ایران تحمیل کرده اشاره کرد و گفت: «اسم جنگ را آوردید، یاد حرفی از پدر خدابیامرزم افتادم. خاطرم هست وقتی بچه بودم، پدرم همیشه میگفت این خارجیهای بیشرف دست از سر ما برنمیدارند.»
او با ابراز نگرانی از وضعیت مردم مظلوم کشور به ویژه کودکان، گفت: «دلم برای بچههای پرپرشده میناب به درد آمده است، سینهام سوخته است.» این بازیگر پیشکسوت همچنین با اشاره به خاطرهای از مادربزرگش که میگفت «ننه بلند شو حیاط را آب و جارو کن، آقا میخواهد بیاید»، از حسرت دیرینه خود برای ظهور امام زمان (عج) سخن گفت و ابراز امیدواری کرد که لیاقت دیدار ایشان را داشته باشد.
وی در پایان تأکید کرد: «آرزو دارم تا زمانی که زندهام، بتوانم به کشورم خدمت کنم و ایستاده بمیرم. دوست دارم جانم را فدای ایران کنم و در راه عزت و عظمت کشورم شهید شوم.»
نظرات (0)