کامبیز قهرمانی، رئیس اداره روابط عمومی سازمان داوطلبان جمعیت هلال احمر، در یادداشتی به بررسی ابعاد مختلف سازماندهی و فعال‌سازی ظرفیت حدود ۳۰ میلیون نفری که در «پویش ملی جان‌فدا» اعلام آمادگی کرده‌اند، پرداخته است. به باور وی، این پدیده را می‌توان از منظر علوم سیاسی و سیاست‌گذاری عمومی، نوعی تجلی «سرمایه اجتماعی بسیج‌پذیر» در جامعه قلمداد کرد که در صورت طراحی نهادی مناسب، می‌تواند به یک زیرساخت راهبردی برای حکمرانی مشارکتی و ارتقای تاب‌آوری اجتماعی تبدیل شود.

حوزه‌های اولویت‌دار برای مشارکت سازمان‌یافته

به گفته قهرمانی، استفاده مؤثر از این ظرفیت عظیم مستلزم تمرکز بر حوزه‌هایی است که در آن‌ها «مشارکت اجتماعی سازمان‌یافته» بتواند مکمل ظرفیت‌های رسمی دولت باشد. نخستین و مهم‌ترین حوزه، مدیریت بحران و افزایش تاب‌آوری اجتماعی در برابر بلایای طبیعی و مخاطرات انسانی است که از طریق شبکه‌های مردمی آموزش‌دیده در زمینه آمادگی، پاسخ و حمایت‌های پس از بحران قابل پیگیری است.

دومین حوزه، کاهش آسیب‌های اجتماعی و تقویت همبستگی اجتماعی در سطح محلات از طریق برنامه‌های داوطلبانه در حمایت از گروه‌های آسیب‌پذیر و تقویت شبکه‌های حمایت اجتماعی است. سومین حوزه نیز فرهنگ عمومی و جهاد تبیین با تمرکز بر ارتقای آگاهی اجتماعی، تقویت هویت ملی و سرمایه نمادین جامعه عنوان شده است. توسعه فعالیت‌های سلامت‌محور و آموزش‌های عمومی در زمینه ایمنی، کمک‌های اولیه و سبک زندگی سالم نیز به عنوان چهارمین حوزه اولویت‌دار معرفی شده است.

سه گام عملی برای فعال‌سازی ظرفیت داوطلبان

رئیس اداره روابط عمومی سازمان داوطلبان هلال احمر برای تبدیل این ظرفیت بالقوه به کنش جمعی مؤثر، سه اقدام عملیاتی در مقیاس ملی پیشنهاد کرده است. نخست، طراحی و استقرار «شبکه ملی کنشگران داوطلبِ محله‌محور» که بر اساس آن، افراد اعلام آمادگی‌کرده در قالب هسته‌های کوچک محلی سازمان‌دهی می‌شوند و هر هسته در تعامل با نهادهای محلی، مأموریت‌های مشخص اجتماعی، امدادی یا فرهنگی را دنبال می‌کند.

دومین پیشنهاد، راه‌اندازی «پلتفرم ملی مشارکت اجتماعی» مبتنی بر فناوری‌های دیجیتال است که امکان شناسایی توانمندی‌ها، مهارت‌ها و علایق داوطلبان را فراهم کرده و آنان را به پروژه‌های اجتماعی و ملی متصل می‌کند. این پلتفرم می‌تواند به نوعی بازار اجتماعی مشارکت تبدیل شود که نیازهای عمومی و ظرفیت‌های مردمی به صورت هوشمند به یکدیگر متصل می‌شوند.

سومین اقدام، طراحی «برنامه‌های اقدام ملی» در قالب پویش‌های مسئله‌محور مانند حمایت از مناطق آسیب‌دیده، برنامه‌های گسترده خدمت‌رسانی اجتماعی یا اقدامات فرهنگی ملی است که مشارکت داوطلبان را در قالب اهداف مشخص و قابل‌سنجش هدایت می‌کند.

پیش‌نیازهای نهادینه‌سازی مشارکت داوطلبانه

قهرمانی تأکید کرده است که فعال‌سازی پایدار این ظرفیت، مستلزم فراهم‌شدن مجموعه‌ای از پیش‌نیازهای نهادی و سیاستی است. از جمله این الزامات می‌توان به ایجاد یک ساختار شبکه‌ای چندسطحی برای هدایت، هماهنگی و پشتیبانی از فعالیت‌های داوطلبانه در سطوح ملی، استانی، شهرستانی و محلی اشاره کرد.

طراحی نظام آموزش عمومی برای توانمندسازی داوطلبان در حوزه‌هایی مانند امداد و کمک‌های اولیه، مهارت‌های اجتماعی، کار داوطلبانه و ارتباطات اجتماعی از دیگر پیش‌نیازهای مهم است. همچنین بهره‌گیری از فناوری‌های دیجیتال برای مدیریت داده‌ها، ارتباطات شبکه‌ای و پایش فعالیت‌ها ضروری دانسته شده است.

ایجاد نظام انگیزشی و هویتی برای داوطلبان از طریق نشان‌های داوطلبی، گواهی فعالیت، روایت‌سازی از کنش‌های ایثارگرانه و تقدیر اجتماعی نیز مورد تأکید قرار گرفته است. اما به گفته قهرمانی، مهم‌تر از همه، شکل‌گیری سازوکارهای اعتمادسازی و شفافیت در اطلاع‌رسانی درباره اثرات و نتایج اقدامات انجام‌شده است؛ زیرا اعتماد عمومی مهم‌ترین سرمایه برای تداوم مشارکت داوطلبانه محسوب می‌شود.

الگوهای داخلی و بین‌المللی

در بخش دیگری از این یادداشت، به نمونه‌های موفق داخلی و خارجی برای الگوبرداری اشاره شده است. در سطح داخلی، تجربه بسیج مردمی در مدیریت بحران‌ها و همچنین شبکه گسترده داوطلبان جمعیت هلال‌احمر در ساماندهی مشارکت‌های مردمی در حوادث و برنامه‌های اجتماعی، به عنوان نمونه‌هایی از ظرفیت بسیج اجتماعی در مقیاس ملی معرفی شده‌اند.

در سطح بین‌المللی نیز شبکه داوطلبان نهضت بین‌المللی صلیب سرخ و هلال‌احمر و همچنین برنامه «داوطلبان سازمان ملل متحد» (UN Volunteers) نمونه‌هایی هستند که نشان می‌دهند چگونه می‌توان با طراحی نهادی مناسب، آموزش مستمر و نظام ارتباطی کارآمد، ظرفیت‌های گسترده داوطلبانه را به سرمایه‌ای پایدار برای حل مسائل عمومی تبدیل کرد.

از بسیج نمادین تا مشارکت نهادمند

قهرمانی در جمع‌بندی این یادداشت با اشاره به نظریه‌های حکمرانی مشارکتی، مهم‌ترین چالش در چنین طرح‌هایی را «گذار از بسیج نمادین به مشارکت نهادمند» دانسته است. به باور وی، اگر بتوان این ظرفیت اعلام آمادگی را در قالب شبکه‌های پایدار داوطلبی، مأموریت‌های مشخص و سازوکارهای نهادیِ قابل‌استمرار سازمان‌دهی کرد، پویش‌هایی از این دست می‌توانند به یکی از پایه‌های تقویت سرمایه اجتماعی، افزایش تاب‌آوری جامعه و ارتقای کارآمدی سیاست‌های عمومی تبدیل شوند.