روحالله حسینزاده، تحلیلگر مسائل راهبردی، در یادداشتی با عنوان «گنج جنگ؛ رمز پیروزی در نبردهای آینده» به بررسی عوامل کلیدی موفقیت ایران در طول جنگ تحمیلی پرداخته و از آن به عنوان الگویی برای مقابله با بحرانهای آینده یاد کرده است.
اتحاد اراده ملی؛ رمز اصلی پیروزی
به نوشته این تحلیلگر، رمز پیروزی ایران در برابر ابرقدرتها و در سختترین سالهای جنگ تحمیلی را میتوان در عبارت «اتحاد اراده ملی با مدیریت هوشمندانه» خلاصه کرد. پیروزی ایران در دهه ۶۰، علاوه بر شجاعت در میدان نبرد، حاصل یک معجزه اجتماعی در پشت جبهه بود که از آن به عنوان «پیوند استراتژیک میان سنگر و سفره» یاد شده است.
وقتی کم داشتن به قدرت تبدیل شد
نویسنده با نگاهی به دوران نفت کوپنی و جیرهبندیها، این دوره را بزرگترین آزمایشگاه مدیریت بحران در تاریخ معاصر ایران توصیف میکند. مدل اقتصادی آن دوران بر پایه «عدالت در کمبود» استوار بود؛ مردمی که یاد گرفتند در شرایط بحرانی، قناعت استراتژیک داشته باشند. در آن سالها، هیچکس حق نداشت در حالی که دیگران کم میآورند، برای خود انبار کند، زیرا میدانستند در آن سوی شهر، سربازی در جبهه است که زندگیاش به همبستگی مردم وابسته است. این مدل، در واقع «تبدیل من به ما» بود؛ جایی که مردم خودشان داوطلبانه زنجیره تأمین زندگی را مدیریت کردند و سختترین ضربات اقتصادی دشمن را خنثی نمودند.
جنگ، بازی مدیریت منابع است
حسینزاده با استناد به تحلیلهای سرلشکر محسن رضایی درباره جنگ تحمیلی، تأکید میکند که «جنگ، بازی مدیریت منابع است». در جنگهای نامتقارن، پیروز کسی نیست که تجهیزات بیشتری دارد، بلکه کسی است که بتواند با منابع محدود، استراتژیهای پیچیده طراحی کند. تجربه عملیاتی در جنگ ۱۲ روزه و عملیاتهای کلیدی نشان داد که اگر یک ملت بتواند زنجیره تأمین خود را داخلی کند و به جای تکیه بر واردات، به خلاقیتهای بومی روی آورد، میتواند هر ابرقدرتی را به زانو درآورد. این همان تبدیل نیازهای جنگی به فرصتهای صنعتی است؛ جایی که صنعت نظامی ایران در دل بحران متولد شد.
هم جنگیدن، هم ساختن
این تحلیلگر با رد این باور غلط که «در زمان جنگ باید پیشرفت را متوقف کرد»، تأکید میکند که تجربه دفاع مقدس عکس این را ثابت کرد. ایران در دوران جنگ نه تنها متوقف نشد، بلکه در بسیاری از زمینهها شتاب گرفت. صنعت نظامی، بهداشت سراسری و زیرساختهای حیاتی کشور در میانه بمبارانها ساخته شدند. به گفته وی، پیشرفت خود بخشی از جنگ است و اگر کشوری فقط بجنگد و به پیشرفت فکر نکند، در واقع به دشمن کمک میکند تا او را در وضعیت بقا نگه دارد و از توسعه بازدارد. پیروزی واقعی زمانی رقم میخورد که دشمن ببیند طرف مقابل نه تنها زیر ضربات نمیافتد، بلکه هر روز مدرنتر، دانشمندتر و توانمندتر میشود.
مقاومت پیشرونده؛ استراتژی آینده
نویسنده در بخش پایانی یادداشت خود، بر مفهوم «مقاومت پیشرونده» تأکید میکند؛ مقاومتی که همزمان میجنگد، میسازد، نوآوری میکند و آینده را طراحی میکند. به گفته وی، در جنگهای آینده، پیروزی متعلق به کشوری خواهد بود که بتواند میان قدرت نظامی، قدرت اقتصادی، قدرت رسانهای و مشارکت مردمی پیوند برقرار کند.
حسینزاده میافزاید: «اکنون زمان آن رسیده است که تجربه دفاع مقدس و درسهای جنگ ۱۲ روزه را به سیاستهای عملیاتی تبدیل کنیم. باید قناعت مردمی را به مدیریت هوشمند منابع، همبستگی محلهای را به شبکههای اجتماعی سازمانیافته و تولیدات اضطراری را به صنایع دانشبنیان پیشرو تبدیل کنیم. اگر بتوانیم مدل توسعه در دل بحران را به یک استراتژی ملی تبدیل کنیم، دیگر هیچ تحریمی ابزار شکست ما نخواهد بود.»
این تحلیلگر در پایان تأکید میکند که رمز پیروزی امروز، بازگشت به همان الگوی اصیلی است که در آن، مردم معماران امنیت و اقتصاد کشور بودند.
نظرات (0)