در نگاه نخست، هر جنگ مدرنی با نمایشی از قدرت سخت گره خورده است؛ رزمناوهایی که افق را میشکافند، جنگندههایی که آسمان را درمینوردند و سامانههای موشکی که چشم دشمن را خیره میکنند. اما آنچه این ابزارها را به یک نیروی هماهنگ و هدفمند تبدیل میکند، در ساختمانهایی ساده و بینام اتفاق میافتد؛ مراکزی که سربازان عادی هرگز آنها را نمیبینند و عکاسان خبری هم به آنها راهی ندارند.
تصویری که از جنگ داریم، ناقص است
اگر جنگندهها و تانکها مشتِ یک ارتش به شمار میروند، مراکز فرماندهی و کنترل مغز آن ارتش هستند. در این اتاقهای محصور، افسران و متخصصان شبانهروز پشت دیوارهایی از نمایشگرهای بزرگ، نقشههای دیجیتال و سامانههای ارتباطی مینشینند و هر ثانیه حجم عظیمی از اطلاعات را دریافت، پردازش و به یگانهای عملیاتی منتقل میکنند. مأموریتها در همین نقطه تغییر میکنند و گاه سرنوشت یک نبرد با چند جمله که از پشت یک کنسول مخابره میشود، دگرگون میشود.
از تپههای فرماندهی تا اتاقهای محصور
فرماندهی میدان نبرد همیشه به این شکل نبوده است. در جنگهای گذشته، فرماندهان بر فراز تپهای مشرف به میدان میایستادند و با دوربین یا حتی چشم غیرمسلح، حرکت نیروهای خودی و دشمن را دنبال میکردند. ارتباطات محدود بود و تصمیمها بر پایه همان چیزی گرفته میشد که دیده میشد.
اما میدان نبرد امروز هیچ شباهتی به آن تصویر ندارد. فاصله میان دو طرف ممکن است هزاران کیلومتر باشد؛ دهها یگان بهطور همزمان در هوا، دریا، خشکی، زیر آب، فضا و حتی فضای سایبری فعالیت میکنند و حجم اطلاعاتی که در هر دقیقه تولید میشود، فراتر از توان تحلیل هر انسانی است. همین تحول بود که مراکز فرماندهی و کنترل را به یکی از حیاتیترین بخشهای هر ارتش تبدیل کرد.
جایی که دادهها به تصمیم تبدیل میشوند
این مراکز صرفاً محل صدور دستورهای کلی نیستند؛ نقطهای هستند که دادههای دریافتی از دهها حسگر، رادار، ماهواره، پهپاد، هواپیما، کشتی و یگانهای زمینی در آن تجمیع میشود تا فرمانده تصویری نسبتاً دقیق از وضعیت میدان نبرد داشته باشد. به همین دلیل، بهروز بودن این تصویر، تفاوت میان پیروزی و شکست را رقم میزند.
سرعت تغییر؛ چالش بزرگ فرماندهی مدرن
یکی از مهمترین ویژگیهای جنگهای معاصر، سرعت تغییر شرایط است. هدفی که چند دقیقه پیش در یک نقطه قرار داشت، ممکن است اکنون دهها کیلومتر جابهجا شده باشد؛ یک سامانه پدافندی ممکن است از مدار خارج شود، یک مسیر پروازی ناامن گردد یا تغییرات آبوهوا برنامه عملیات را زیر و رو کند. اگر این اطلاعات با تأخیر به فرمانده برسد، تصمیمی که روی کاغذ درست به نظر میرسید، در عمل میتواند کاملاً اشتباه از آب دربیاید.
به همین دلیل، فرماندهی مدرن بیش از هر زمان دیگری به «تصویر عملیاتی مشترک» وابسته است؛ تصویری زنده و یکپارچه که در آن وضعیت همه نیروها، سامانهها و تهدیدها در یک نگاه دیده میشود و پایه هر فرمان عملیاتی قرار میگیرد. در چنین ساختاری، مراکز فرماندهی و کنترل دیگر یک پشتیبان اداری نیستند، بلکه قلب تپنده نبرد به شمار میروند؛ جایی که مشت ارتش، مقصد ضربه خود را از آن دریافت میکند.
نظرات (0)