ماجرای مرگ مشکوک یک تاجر بازنشسته پارچه در حالی به پرونده‌ای جنایی تبدیل شد که بررسی‌های پزشکی قانونی نشان داد او نه به مرگ طبیعی، بلکه بر اثر ضرب و جرح و بی‌احتیاطی اطرافیانش جان باخته است. همسر سوم و پسر ۱۵ ساله این مرد بازداشت و به قتل عمد اعتراف کردند.

پیدا شدن جسد به روایت پسر مقتول

همه چیز از تماس مکرر و بی‌پاسخ پسر تاجر با پدرش آغاز شد. او که از روز قبل نتوانسته بود با پدرش ارتباط بگیرد، راهی خانه او شد. پسر جوان در تحقیقات به بازپرس و تیم بررسی صحنه جرم گفت: پدرم تاجر پارچه بود و چند سال پیش برای سومین بار ازدواج کرد و از این ازدواج صاحب پسری شد که اکنون ۱۵ سال دارد. این اواخر هر بار که تماس می‌گرفتم، از اذیت و آزار همسر و پسرش گله می‌کرد و می‌گفت او را کتک می‌زنند.

وی ادامه داد: امروز به خانه‌اش رفتم و همسرش گفت پدرم ناهار خورده و خوابیده است. از او خواستم پدرم را بیدار کند، اما لحظاتی بعد وحشت‌زده بیرون آمد و گفت پدرت نفس نمی‌کشد و فوت کرده است.

شک پزشکی قانونی و کشف راز قتل

زن ۴۷ ساله ابتدا اظهارات پسر مقتول را تأیید کرد و مرگ را طبیعی جلوه داد، اما کارشناسان پزشکی قانونی اعلام کردند که این مرد ۷۰ ساله شب قبل از پیدا شدن جسد جانش را از دست داده است. افزون بر آن، آثار کبودی روی دست‌ها، پاها و دهان مقتول مشاهده شد که نشان از ضرب و جرح داشت. با جمع‌بندی مدارک، احتمال قتل پررنگ شد و همسر سوم به همراه پسر ۱۵ ساله‌اش به اتهام قتل عمد بازداشت شدند.

متهمان که ادامه صحنه‌سازی را بی‌فایده می‌دیدند، به قتل اعتراف کردند. زن میانسال به اداره دهم پلیس آگاهی و پسر نوجوان نیز به دادسرای ویژه جرایم اطفال منتقل شد.

اعترافات زن: فقط می‌خواستم تنبیه‌اش کنم

مینو، ۴۷ ساله و خانه‌دار که پس از ۲۰ سال زندگی مشترک دست به این اقدام زده است، درباره جزئیات جنایت گفت: نمی‌خواستم همسرم را بکشم؛ فقط قصد تنبیه او را داشتم. حدود ۲۴ ساعت قبل، قرص خواب‌آور را داخل چای حل کردم و به شوهرم دادم. سپس با کمک پسرش دست‌ها، پاها و دهان او را بستیم و او را در اتاق خواب گذاشتیم.

وی در توضیح انگیزه خود افزود: همسرم بداخلاق بود و خساست می‌کرد؛ برای گرفتن پول باید کلی التماس می‌کردیم و از دست او خسته شده بودیم. ساعاتی بعد که به سراغش رفتیم، دیدیم به سختی نفس می‌کشد و چسب روی دهانش را باز کردیم. اما ظهر روز بعد وقتی دوباره سراغش رفتیم، دیگر نفس نمی‌کشید. در حالی که قصد داشتیم ساعاتی بعد با اورژانس تماس بگیریم و مرگ را طبیعی نشان دهیم، آمدن پسرش این راز را برملا کرد.

زن متهم تأکید کرد که پسر نوجوانش نیز نمی‌خواسته پدرش کشته شود و تنها به دلیل رفتارهای آزاردهنده پدر در این «تنبیه» شرکت کرده است؛ اقدامی که در نهایت به مرگ تاجر ۷۰ ساله انجامید و هر دو متهم را راهی بازداشتگاه کرد.