تعزیه یا شبیه‌خوانی، شاخص‌ترین هنر نمایشی و بومی جهان اسلام است که فراتر از یک آیین سوگواری ساده، ابعادی گسترده از اسطوره‌شناسی، موسیقی اصیل، شعر و جامعه‌شناسی ایرانی را در خود جای داده است. در میان مناطق مختلف کشور، قزوین جایگاهی ویژه در حفظ و تکامل این هنر دارد و به باور پژوهشگران، سال‌هاست که عنوان مهد و پایتخت تعزیه ایران را یدک می‌کشد.

از سوگ سیاوش تا نخستین عزاداری رسمی

محمدحسن سلیمانی، محقق و پژوهشگر تاریخ و فرهنگ قزوین، درباره پیشینه این آیین نمایشی می‌گوید: درباره زمان رواج تعزیه در ایران هیچ سند قطعی در دست نیست و عمده مطالب بر پایه گمانه‌زنی پژوهشگران است. گروهی از محققان ریشه‌های آن را در «سوگ سیاوش»، پهلوان اساطیری شاهنامه فردوسی جست‌وجو می‌کنند و شباهت‌هایی میان عزاداری‌های حسینی چندصد سال اخیر با آن سوگواره کهن یافته‌اند؛ گروهی دیگر نیز این آیین‌ها را به مصائب میترا و یادگاران کهن پیوند می‌دهند.

فارغ از این فرضیه‌ها، نخستین ثبت رسمی سوگواری عمومی در جهان اسلام به «ابن کثیر»، مورخ و محدث سده هشتم هجری برمی‌گردد. به نوشته او در کتاب «البدایه و النهایه»، نخستین بار در دهم محرم سال ۳۵۳ هجری قمری و در دوره حکمرانی دودمان شیعی آل‌بویه در بغداد، به فرمان معزالدوله (احمد بن بویه)، سوگواری رسمی شکل گرفت؛ مردم دکان‌ها را تعطیل کردند، جامه سیاه پوشیدند و به نوحه‌خوانی پرداختند. هرچند شیعیان پیش از آن نیز به شکل پنهانی عزاداری می‌کردند، اما این مقطع را می‌توان سنگ‌بنای شبیه‌خوانی امروزی دانست.

چرا قزوین بستر تعزیه شد؟

به گفته سلیمانی، قزوین به دلیل سال‌ها حاکمیت آل‌بویه و سپس نفوذ علویان زیدی طبرستان از حدود سال ۲۰۰ هجری قمری، همواره بستری مناسب برای سوگواری اهل‌بیت (ع) بوده است. حضور زیدیان در این خطه از سده سوم به بعد، زمینه‌ساز برپایی عزای حسینی شد؛ چنان‌که ناصرخسرو قبادیانی در سفرنامه خود در سال ۴۳۸ هجری قمری، به حکمرانی یک علوی در قزوین اشاره کرده است.

با رسمی شدن مذهب شیعه جعفری در دوره صفویان، آیین‌های عزاداری و به‌ویژه نمایش تعزیه در ایران و به‌خصوص قزوین گسترش یافت؛ هرچند از جزئیات تعزیه‌خوانی پیش از دوره قاجار، مستندات چندانی در دست نیست.

اوج شکوفایی در عصر قاجار

دوران ناصرالدین شاه قاجار را می‌توان نقطه اوج تعزیه قزوین دانست؛ در این دوره قزوین به یکی از شاخص‌ترین شهرهای کشور در این حوزه تبدیل شد و ده‌ها گروه تعزیه‌گردان در شهر و روستاهای پیرامون آن فعالیت داشتند. هر ساله دسته‌ای از تعزیه‌گردانان برجسته قزوینی به تبریز، مقر ولیعهدنشین، می‌رفتند تا در تکیه دولت آن شهر اجرا کنند.

از پرآوازه‌ترین این اساتید، «ملا عبدالکریم جناب قزوینی» بود؛ استاد برجسته آواز ایران که اجرای قدرتمندش نزد مظفرالدین میرزا، ولیعهد وقت، چنان اثرگذار بود که او را به غش و اغما فرو برد؛ ماجرایی که ابتدا تا مرز صدور حکم قتل پیش رفت اما به هوش آمدن ولیعهد، مایه نجات او شد.

از دیگر نامداران تعزیه قزوین در دوره قاجار می‌توان به ناظم‌البکا، ملا خداوردی، میرزا احمد طالقانی، کربلایی سفر، ملا اسماعیل زرجه‌بُستانی، ملا جعفر و ملا حسین اشاره کرد. همچنین «ابوالحسن اقبال‌آذر»، از اساتید بزرگ آواز ایران، از شاگردان جناب قزوینی بود که سال‌ها در دسته او بچه‌خوانی می‌کرد. در دوره پهلوی نیز اساتیدی چون جواد دواتگر، ابوالقاسم آذری‌فر، رمضان رنگرز و حبیب‌الله اسب‌مردی این چراغ را روشن نگه داشتند.

تکیه‌های تاریخی و محل‌های اجرای تعزیه

برخی روستاهای قزوین از جمله زرجه‌بُستان، بکندی و حصار خروان، پیشینه دیرینه‌ای در شبیه‌خوانی دارند و از دوره قاجار دارای تکایای اختصاصی هستند. در خود شهر قزوین نیز تا پیش از ممنوعیت‌های دوره پهلوی اول، بقعه شاهزاده حسین (ع)، حیاط مدرسه علمیه ملاوردیخان، تکیه حسن‌خان نایب، تکیه محمدخان بیک و حیاط مدرسه علمیه سردار، محل‌های اصلی اجرای تعزیه بودند.

وجود تکیه‌های متعدد در قزوین قاجاری مانند تکیه‌های آقا حسن‌نایب و محمدخان بیک در محله سوق‌الاغنام (قی‌میدان)، طاق بهلول و میرزا قلاق در محله خیابان، حاج میرزا فصیح در محله قملاق و تکایای چاووش‌ها، تنورسازان، میرزا احمدخان و حاج اسماعیل در محله‌های دیگر، سبب گسترش نمایش آیینی شبیه‌خوانی در ماه‌های محرم و صفر می‌شد.

آیین اجرا و گنجینه وسایل نفیس

در دهه اول محرم، حیاط وسیع مدرسه ملاوردیخان را با چادرهای برپاشده بر دیرک‌های بلند می‌پوشاندند و صبح‌ها در آنجا تعزیه اجرا می‌شد؛ ظهرها نوبت تکیه حسن‌نایب و شب‌ها تکیه محمدخان بیک بود و در دهه صفر نیز نمایش‌ها در مدرسه سردار برپا می‌شد. این اجراها گاهی هم از نظر فرم و هم محتوا، با تعزیه دیگر نقاط کشور، به‌ویژه تهران، تفاوت داشت.

مدرسه سردار قزوین همچنین از محل‌های عمده نگهداری وسایل نفیس تعزیه بود؛ در انبار این مدرسه شمشیرهای قدیمی، سپرهای پوست کرگدن و فولاد و نقره‌کوب، نیزه، خنجر، گرز، زره، کلاه‌خودهای ممتاز و مجموعه‌ای نفیس از لباس‌های خاص مراسم تعزیه، از شال و ترمه و زری تا تافته و ماهوت نگهداری می‌شد.

به گفته این پژوهشگر، قزوین از مراکز مهم ساخت ادوات تعزیه نیز بوده است؛ از جمله قدیمی‌ترین استاد زره‌ساز و کلاه‌خودساز که زنده‌یاد پرویز ورجاوند، مؤلف «سیمای تاریخ و فرهنگ قزوین»، حدس می‌زند مربوط به دوره صفویه باشد و آثارش دارای مهر مخصوص خود بوده است.

این روایت نشان می‌دهد که تعزیه قزوین تنها یک آیین مذهبی نیست، بلکه سند زنده‌ای از هویت شیعی، خلاقیت هنری و پیوند عمیق مردم این دیار با میراث فرهنگی ایران در طول سده‌هاست.