دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، بار دیگر نشان داد که میان ادبیات تهدید و واقعیت میدان، فاصلهای چشمگیر وجود دارد. او که طی روزهای گذشته با لحنی تهاجمی، ایران را به حملاتی «بیسابقه» و «سرنوشتساز» تهدید کرده و با تعیین ضربالاجل تلاش داشت فضای روانی داخل آمریکا و جامعه بینالملل را به سود کاخ سفید تغییر دهد، تنها ساعاتی مانده به پایان اولتیماتوم، ناگهان از توقف عملیات و شکلگیری «چارچوبی برای توافق» خبر داد.
این هفتمین بار در بیش از صد روز گذشته است که رئیسجمهور آمریکا پس از خاتمه جنگ رمضان، با طرح تهدید به حمله همهجانبه و تعیین مهلت، در لحظات پایانی مسیر دیگری را برمیگزیند. تکرار این الگو، پرسش مهمی را در محافل سیاسی و رسانهای جهان برانگیخته است: چه عواملی واشنگتن را وادار میکند تا درست در آستانه تصمیمگیری، از اجرای همان تهدیدی که بر آن اصرار داشت، صرفنظر کند؟
بازدارندگی ایران؛ تغییردهنده معادلات کاخ سفید
بخش مهمی از تحلیلهای منتشرشده در رسانهها و اندیشکدههای غربی، از جمله گاردین و فایننشال تایمز، دلیل اصلی این چرخش را افزایش هزینههای هرگونه اقدام نظامی علیه ایران ارزیابی میکنند. به باور این تحلیلگران، آنچه معادله را تغییر داد، صرف تهدید لفظی ایران نبود، بلکه باور تصمیمگیران آمریکایی به واقعی بودن ظرفیت پاسخ متقابل تهران بود؛ ظرفیتی که میتوانست دامنه درگیری را فراتر از مرزهای ایران گسترش دهد.
تریتا پارسی، معاون مؤسسه کوئینسی، نیز معتقد است تهدیدهای ترامپ بیش از آنکه بر آمادگی واقعی برای جنگ استوار باشد، بخشی از راهبرد فشار و امتیازگیری سیاسی بود؛ زیرا هرگونه رویارویی مستقیم با ایران میتوانست پیامدهای سنگینی برای آمریکا، منطقه و اقتصاد جهانی به همراه داشته باشد. به بیان این تحلیلگران، بازدارندگی زمانی معنا پیدا میکند که طرف مقابل، هزینه اقدام را بیش از منافع آن برآورد کند و به نظر میرسد در بحران اخیر، همین موازنه هزینه و فایده، نخستین و مهمترین عامل عقبنشینی کاخ سفید بوده است.
نگرانی متحدان عرب؛ زنگ خطر برای واشنگتن
در کنار توان بازدارندگی ایران، مخالفت و نگرانی متحدان عرب آمریکا نیز به یکی از عوامل مهم تغییر محاسبات کاخ سفید تبدیل شد. برخلاف تصور رایج، این بار نهتنها کشورهای عربی از تشدید تنش استقبال نکردند، بلکه بسیاری از آنان با هشدار درباره پیامدهای یک جنگ فراگیر، واشنگتن را به خویشتنداری فراخواندند.
گزارش آکسیوس به نقل از منابع آگاه فاش کرد که محمد بن سلمان، ولیعهد عربستان سعودی، در تماس با دونالد ترامپ نگرانی خود را از برنامه حملات گسترده علیه ایران ابراز کرده و نسبت به تبعات آن برای امنیت منطقه هشدار داده است. نگرانی اصلی کشورهای حاشیه خلیج فارس، احتمال گسترش درگیری به زیرساختهای حیاتی انرژی بود؛ موضوعی که با توجه به حملات گذشته به تأسیسات نفتی عربستان و افزایش توان موشکی و پهپادی ایران، برای رهبران منطقه به یک واقعیت ملموس تبدیل شده است.
در همین راستا، تماسهای تلفنی عباس عراقچی، وزیر امور خارجه ایران، در ساعات پایانی ضربالاجل ترامپ با همتایان سعودی، پاکستانی و ترکیهای خود و تأکید بر اینکه هرگونه تجاوز با پاسخ قاطع و متناسب نیروهای مسلح کشور مواجه خواهد شد، بر تصمیمگیری حکام عرب مؤثر بوده است. بسیاری از تحلیلگران غربی معتقدند رایزنیهای فشرده ریاض، دوحه و دیگر پایتختهای عربی با واشنگتن، بیش از آنکه تلاشی برای میانجیگری سیاسی باشد، تلاشی برای جلوگیری از سرایت جنگ به اقتصاد و امنیت خلیج فارس بود.
محاسبات سیاسی کاخ سفید؛ نمایش قدرت در برابر پرهیز از جنگ
سومین عامل به محاسبات سیاسی خود دونالد ترامپ بازمیگردد. رئیسجمهور آمریکا طی ماههای گذشته قصد داشته با حفظ ادبیات تهدید، هم ایران را تحت فشار نگه دارد و هم چهرهای مقتدر از خود در برابر افکار عمومی آمریکا و متحدانش به نمایش بگذارد. اما آغاز یک جنگ جدید، الزاماً به معنای پیروزی سیاسی نیست؛ بهویژه اگر پایان و پیامدهای آن قابل پیشبینی نباشد.
بسیاری از رسانههای غربی از جمله آسوشیتدپرس، گاردین و اسکاینیوز، تغییر موضع ترامپ را تلاشی برای حفظ اهرم فشار بدون گرفتار شدن در یک درگیری فرسایشی ارزیابی کردهاند. از این منظر، اعلام شکلگیری «چارچوبی برای توافق» بدون پذیرش آشکار عقبنشینی، توقف حمله را بهعنوان یک تصمیم سیاسی و دیپلماتیک معرفی کرد. در فضای رسانهای آمریکا نیز بسیاری از تحلیلگران این رفتار را ادامه الگوی همیشگی ترامپ توصیف کردند؛ الگویی که بر پایه تهدیدهای حداکثری، افزایش فشار روانی و سپس تغییر مسیر در آخرین لحظات استوار است.
ملاحظات اقتصادی و انرژی؛ هزینهای که جنگ را گران کرد
در کنار ملاحظات امنیتی و سیاسی، عامل اقتصادی نیز در تغییر تصمیم کاخ سفید نقش تعیینکنندهای داشت. هرگونه درگیری مستقیم با ایران، بهویژه در منطقه خلیج فارس، میتوانست بازار جهانی انرژی را با شوکی کمسابقه روبهرو کند؛ سناریویی که نهتنها به اقتصادهای وابسته به نفت در منطقه، بلکه به اقتصاد آمریکا و شرکای غربی آن نیز آسیب میرساند.
به همین دلیل، بسیاری از تحلیلگران اقتصادی و رسانههایی مانند بلومبرگ، فایننشال تایمز و رویترز هشدار دادند که تشدید جنگ، افزایش قیمت نفت، اختلال در زنجیره تأمین انرژی و موج تازهای از بیثباتی در بازارهای جهان را به دنبال خواهد داشت. چنین چشماندازی، هزینه جنگ را برای واشنگتن به سطحی رساند که حتی رئیسجمهوری با ادبیات تهاجمی ترامپ نیز حاضر به پذیرش آن نشد.
جمعبندی
برآیند این تحلیلها نشان میدهد که عقبنشینی مجدد ترامپ را باید نتیجه همافزایی چهار متغیر بازدارندگی ایران، فشار متحدان عرب، محاسبات سیاسی کاخ سفید و ملاحظات اقتصادی و انرژی دانست. عواملی که در کنار یکدیگر، موازنه هزینه و فایده را برای واشنگتن بهگونهای تغییر دادند که تهدیدهای پرشور، در لحظه تصمیمگیری جای خود را به عقبنشینی دادند؛ اتفاقی که به نظر میرسد تا زمانی که این معادله پابرجاست، بارها نیز تکرار خواهد شد.
نظرات (0)