پس از گذشت نزدیک به پنج ماه از آغاز تجاوز نظامی آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه ایران، رسانه‌های شاخص جهان هر یک از منظری به ارزیابی این جنگ پرداخته‌اند. مرور گزارش‌ها و تحلیل‌های منتشرشده نشان می‌دهد که حتی رسانه‌های جریان اصلی غربی نیز اذعان دارند که اهداف اعلامی عملیات نظامی محقق نشده و واشنگتن در برابر مقاومت ایران با بن‌بست راهبردی، فرسایش مالی و فشارهای سیاسی داخلی روبه‌رو شده است. در همین حال، رسانه‌های عربی از لزوم بازتعریف نظم امنیتی منطقه و پایان دادن به چرخه بی‌ثباتی سخن می‌گویند.

تایم: آتش‌بس‌های شکننده و الگویی که بارها شکست خورده است

نشریه آمریکایی تایم در تحلیل تازه خود نوشته است که دونالد ترامپ بار دیگر از توقف حملات نظامی و از سرگیری مذاکرات خبر داده است؛ اما این همان الگویی است که در پنج ماه گذشته بارها تکرار و هر بار نقض شده است. ترامپ مدعی شده که به درخواست ایران و برخی کشورهای منطقه، حملات بزرگ برنامه‌ریزی‌شده را لغو کرده و چارچوب توافق شامل بازگشایی کامل تنگه هرمز و پایان دادن به «تهدید هسته‌ای» ایران است؛ او هم‌زمان تهدید کرده که آمریکا برای حملاتی در سطحی بی‌سابقه از جنگ جهانی دوم آماده است.

به نوشته تایم، تهران این روایت را رد کرده است؛ سرتیپ مجید ابن‌الرضا، سرپرست وزارت دفاع ایران، عقب‌نشینی ترامپ را بخشی از «عملیات روانی و جنگ محاسبات» خوانده و تأکید کرده که ایران نه غافلگیر می‌شود و نه منفعل خواهد بود. در همین حال، رسانه‌های ایرانی از نهایی‌شدن توافق با عمان برای مدیریت تنگه هرمز خبر داده‌اند و اسماعیل بقایی، سخنگوی وزارت امور خارجه، اعلام کرده که این آبراه هرگز به وضعیت پیش از جنگ بازنخواهد گشت. این نشریه همچنین به فشارهای فزاینده داخلی بر ترامپ، کاهش ذخایر تسلیحاتی پنتاگون و گسترش دامنه درگیری به فراتر از مرزهای ایران اشاره کرده است؛ از جمله حمله انصارالله یمن به کشتی‌های سعودی در دریای سرخ و نخستین حمله پهپادی به یک بندر مصر در دریای مدیترانه.

آسوشیتدپرس: روایت «تهدید بزرگ و عقب‌نشینی»

خبرگزاری آسوشیتدپرس نیز در گزارشی، وعده‌های نقض‌شده رئیس‌جمهور آمریکا را بررسی کرده است. این خبرگزاری یادآور شده که ترامپ شنبه شب اعلام کرد حملات تازه علیه ایران در انتظار مذاکرات متوقف می‌شود، اما پیش از این نیز آتش‌بس دو هفته‌ای ۷ آوریل تنها دو ساعت پیش از پایان مهلت نابودی زیرساخت‌های ایران اعلام شده بود و تمدید نامحدود آن در ۲۱ آوریل نیز تنها تا ۸ مه دوام آورد؛ پس از آن حملات به نفتکش‌های ایرانی از سر گرفته شد.

به باور آسوشیتدپرس، الگوی «تهدید به حملات عظیم و سپس عقب‌نشینی» به ویژگی تعیین‌کننده این مناقشه تبدیل شده و عامل اصلی جهش قیمت نفت و کالاهای اساسی در بازارهای جهانی بوده است.

پی‌بی‌اس: ۳۷.۵ میلیارد دلار هزینه، ۱۸ کشته و ناکامی در اهداف اصلی

شبکه آمریکایی پی‌بی‌اس با راستی‌آزمایی ادعاهای ترامپ درباره «عملکرد بسیار خوب» و نزدیک‌بودن به پایان کار ایران، به نقل از کارشناسان سیاست خارجی این خوش‌بینی‌ها را فاقد پشتوانه میدانی دانسته است. بر اساس این گزارش، جنگ تا اواسط ژوئیه دست‌کم ۳۷.۵ میلیارد دلار هزینه مستقیم نظامی به همراه داشته، ۱۸ نظامی آمریکایی کشته و ۶۲۴ نفر زخمی شده‌اند و برنامه هسته‌ای ایران اگرچه آسیب دیده، اما نابود نشده است.

پی‌بی‌اس بزرگ‌ترین نگرانی ژئوپلیتیکی را توانایی تازه ایران در کنترل ترافیک تجاری تنگه هرمز معرفی کرده است؛ آرمان محمودیان، تحلیلگر دانشگاه فلوریدا، می‌گوید ایران احتمالاً ظرفیت کافی برای مختل‌کردن یا حتی فلج موقت ترافیک دریایی این آبراه را حفظ کرده است. این گزارش به کاهش سریع ذخایر مهمات آمریکا نیز اشاره دارد؛ به‌طوری که تحلیل مرکز مطالعات استراتژیک و بین‌المللی جایگزینی مهمات کلیدی را به سه تا چهار سال زمان نیازمند می‌داند. مارک زندی، اقتصاددان ارشد مودیز نیز هزینه کلی جنگ، از جمله تأثیرات آن بر مصرف‌کنندگان، را در چهار ماه نخست حدود ۱۰۰ میلیارد دلار برآورد کرده است.

به نوشته پی‌بی‌اس، این جنگ بازدارندگی آمریکا را تضعیف کرده، روابط واشنگتن با متحدانش را تیره ساخته و چین را به عنوان ذی‌نفع اصلی مناقشه تقویت کرده است؛ آرون دیوید میلر از مؤسسه کارنگی نیز این جنگ را «یک شکست بزرگ راهبردی» توصیف کرده است.

رسانه‌های عربی؛ خاورمیانه در نقطه عطف

الشرق الاوسط در مقاله‌ای با تأکید بر اینکه بحران منطقه را نمی‌توان صرفاً اختلافی میان ایران و آمریکا دانست، نوشته است که ایران قدرتی بزرگ، تاریخی و جغرافیایی در خاورمیانه است و حق ایفای نقش دارد، اما این نقش باید بر پایه همزیستی و احترام به حاکمیت دیگر کشورها باشد. این مقاله با اشاره به تلاش‌های کشورهای عربی، از جمله توافق پکن میان ایران و عربستان، خواستار کنار گذاشتن زبان تهدید، سیاست مداخله‌جویانه و ادبیات برتری‌طلبانه و بازگشت به اصول حسن همجواری و حقوق بین‌الملل شده است.

شبکه المیادین نیز رویکرد ترامپ در برابر ایران را نماد الگوی «تهدید شدید، افزایش فشار و سپس عقب‌نشینی از سناریوی افراطی و بازگشت به دیپلماسی» دانسته و هدف این تهدیدها را بیشتر اعمال فشار روانی و سیاسی برای واداشتن ایران به امتیازدهی خوانده است. به باور نویسنده، اختلاف اصلی واشنگتن و تهران بر سر برداشت‌شان از «بازدارندگی، قدرت و زمان» است؛ آمریکا تصور می‌کند تشدید فشار تهران را عقب می‌نشاند، در حالی که ایران عقب‌نشینی در برابر فشار را تضعیف بازدارندگی خود می‌داند و با «تشدید افقی» و گسترش هزینه‌های درگیری، تلاش می‌کند موازنه را تغییر دهد.

رأی الیوم نیز از تحولی راهبردی در موازنه قدرت خاورمیانه سخن گفته و یادآور شده است که نظام امنیتی تحت رهبری آمریکا با چالش‌های فزاینده‌ای روبه‌روست؛ گسترش استفاده از پهپادها، موشک‌های دقیق و جنگ الکترونیک، معادلات بازدارندگی را دگرگون کرده و واشنگتن را به مهار بحران‌ها و پرهیز از جنگ‌های گسترده سوق داده است. این رسانه عربی با اشاره به همکاری ایران با روسیه و چین، تأکید کرده است که بازدارندگی دیگر تنها به برتری نظامی وابسته نیست، بلکه توانایی فرسودن دشمن و افزایش هزینه‌های درگیری نیز تعیین‌کننده است؛ از این رو کشورهای عربی باید ائتلاف‌های خود را بر اساس منافع ملی بازنگری و با گفت‌وگو و همکاری منطقه‌ای، به‌ویژه با ایران، امنیتی پایدارتر بسازند.

جمع‌بندی

در مجموع، بازتاب گسترده جنگ علیه ایران در رسانه‌های جهان نشان‌دهنده آن است که روایت رسمی کاخ سفید از «پیروزی نزدیک» با واقعیت‌های میدانی فاصله دارد. هزینه‌های نجومی، تلفات انسانی، فرسایش ذخایر تسلیحاتی و گسترش دامنه ناامنی به مناطق دیگر، همگی عواملی هستند که حتی تحلیلگران جریان اصلی غربی را به بازنگری در محاسبات خود واداشته و چشم‌انداز پایان پایدار این مناقشه را بیش از پیش به تصمیم‌های دیپلماتیک گره زده است.