روزنامه نیویورک‌تایمز در گزارشی تحلیلی به قلم «مایکل کراولی» به یکی از ریشه‌دارترین معماهای سیاست خارجی آمریکا پرداخته است: چرا واشنگتن در طول بیش از چهار دهه، بارها در پیش‌بینی رفتار و واکنش‌های تهران ناکام مانده است؟ این گزارش با مرور تجربه دولت‌های مختلف آمریکا، از جیمی کارتر تا دونالد ترامپ، نتیجه می‌گیرد که مشکل اصلی نه نبود اراده سیاسی، بلکه ناتوانی در شناخت ساختار قدرت، انگیزه‌های ایدئولوژیک و منطق تصمیم‌گیری جمهوری اسلامی ایران بوده است.

عصبانیت ترامپ از «رفتار دوگانه» ایران

این گزارش با اشاره به اظهارات اخیر دونالد ترامپ که گفته بود ایران در تعامل با واشنگتن «به‌طرز باورنکردنی دوگانه رفتار می‌کند»، این سخنان را تازه‌ترین نشانه دشواری رئیس‌جمهور آمریکا در درک رقبای ایرانی توصیف می‌کند. ترامپ که خود را استاد شناخت و بهره‌برداری از دشمنانش می‌داند، هفته گذشته در گفت‌وگو با خبرنگاران گفته بود: «آنها فقط مرا عصبانی می‌کنند. آنها فقط باعث عصبانیت من می‌شوند.»

به نوشته نیویورک‌تایمز، این سرخوردگی احتمالاً ادامه خواهد یافت. ناتوانی ترامپ در دستیابی به توافق مطلوب با ایران، افزون بر هزینه سیاسی در میان رأی‌دهندگانی که از جنگ خسته شده‌اند، بی‌ثباتی را در یکی از مهم‌ترین مسیرهای انرژی جهان تداوم بخشیده و نوسان قیمت نفت را افزایش داده است؛ مسئله‌ای که به مصرف‌کنندگان آمریکایی و اقتصاد جهانی آسیب زده است.

ارزیابی تحلیلگران از عمق ناآشنایی واشنگتن

کنت پولاک، تحلیلگر سابق سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا (سیا) و شورای امنیت ملی که دهه‌ها درباره ایران پژوهش کرده، معتقد است ترامپ شاید بیش از هر رئیس‌جمهوری دیگری رهبری ایران را کمتر درک کرده است. او می‌گوید ترامپ نماد اوج سرخوردگی آمریکا از ایران است؛ زیرا هم بیش از دیگران به توافق تمایل داشته و هم بیش از همه از زور استفاده کرده است، اما هیچ‌کدام نتیجه دلخواه او را به همراه نیاورده است.

سوزان ملونی، معاون و مدیر سیاست خارجی مؤسسه بروکینگز نیز تأکید می‌کند که سیاست‌گذاران آمریکایی برای دهه‌ها تعهد ایدئولوژیک و ساختار نهادینه‌شده قدرت در ایران را دست‌کم گرفته‌اند و یکی از مشکلات واشنگتن را کمبود تماس مستقیم مقام‌های آمریکایی با رهبران عالی ایران می‌داند.

از حمله هوایی تا انتظار شورش مردمی

نویسنده یادآور می‌شود که ترامپ اغلب چنان سخن می‌گوید که گویی کاربرد گسترده قدرت نظامی می‌تواند به سرعت توافق بسازد. پس از حمله هوایی ۲۸ فوریه که به شهادت رهبر ایران انجامید، او از مردم ایران خواست بر ضد نظام سیاسی مستقر قیام کنند و «کنترل کشور را به دست بگیرند» و حتی گفت خودش رهبر بعدی ایران را «انتخاب» خواهد کرد. حملات هوایی بعدی نیز شماری از مقام‌های ارشد ایرانی را به شهادت رساند، اما برخلاف انتظار واشنگتن هیچ شورش مردمی شکل نگرفت.

ترامپ در اواخر آوریل بار دیگر ابراز امیدواری کرد که ایران با رسیدن به توافق «در مسیر بسیار خوبی قرار گیرد» و به «کشوری مشروع، نه کشوری مبتنی بر مرگ و وحشت» تبدیل شود. مقام‌های ایرانی می‌گویند مذاکره درباره موضوعاتی مانند تنگه هرمز و برنامه هسته‌ای ممکن است، اما بسیاری از خواسته‌های اصلی او را رد می‌کنند.

کارنامه رؤسای جمهور پیشین

این گزارش به تجربه‌های تاریخی نیز پرداخته است. در سال ۱۹۸۰، جیمی کارتر مذاکرات محرمانه‌ای با وزیر خارجه ایران برای آزادی ۵۲ گروگان آمریکایی آغاز کرد؛ یادداشت‌های روزانه او نشان می‌دهد وی مانند ترامپ به جزئیات پیچیده سیاست داخلی ایران توجه زیادی داشت. این طرح در نهایت رد شد، عملیات نظامی نجات گروگان‌ها شکست خورد و آزادی آن‌ها به آخرین روز ریاست‌جمهوری کارتر موکول شد.

پنج سال بعد، رونالد ریگان به امید «گشایش راهبردی»، اجازه فروش مخفیانه سلاح به ایران را در برابر آزادی گروگان‌های آمریکایی در لبنان صادر کرد؛ اقدامی که به رسوایی ایران‌کنترا انجامید، زیرا بخشی از درآمد آن برخلاف تصمیم کنگره به شورشیان ضدکمونیست در نیکاراگوئه اختصاص یافت و چند مقام آمریکایی محکوم شدند.

انتخاب محمد خاتمی در سال ۱۹۹۷ نیز فرصتی تازه پدید آورد. بیل کلینتون با ازسرگیری واردات پسته و فرش ایرانی و اظهارات آشتی‌جویانه پاسخ داد و مادلین آلبرایت، وزیر خارجه آمریکا، بابت نقش سیا در کودتای ۱۹۵۳ علیه دولت محمد مصدق عذرخواهی کرد؛ اما به نوشته نیویورک‌تایمز، این رویه اعتماد بخش محافظه‌کار در ایران را جلب نکرد.

اوباما، تنها استثنا

به اعتقاد نویسنده، تنها رئیس‌جمهوری که به توافقی بزرگ با ایران دست یافت، باراک اوباما بود. توافق هسته‌ای ۲۰۱۵ محدودیت‌هایی بر برنامه اتمی ایران اعمال کرد و در برابر، کاهش تحریم‌های اقتصادی را در پی داشت. هرچند بسیاری از مقام‌های دولت اوباما امیدوار بودند این توافق دریچه‌ای برای بهبود روابط گسترده‌تر باشد، ایران توافق را پذیرفت اما نشانه‌ای از تمایل به گسترش همکاری با آمریکا نشان نداد.

با خروج ترامپ از توافق در سال ۲۰۱۸ و تشدید تحریم‌ها، ایران برنامه هسته‌ای خود را توسعه داد و مسیر به سوی رویارویی نظامی گشوده شد.

زمان، اهرم ایران در برابر آمریکا

دنیس راس، دیپلمات باسابقه آمریکایی، در پایان این تحلیل می‌گوید ایرانی‌ها به نظر می‌رسد آمریکا را بهتر از آنچه آمریکا آن‌ها را می‌فهمد، درک می‌کنند. به گفته او، مقام‌های ایرانی احساس فوریت آمریکا را به عنوان اهرم فشار علیه خود واشنگتن تفسیر می‌کنند: «ما همیشه عجله داریم که کارها را انجام دهیم، اما آن‌ها بر این باورند که گذر زمان بیشتر به نفع آن‌هاست تا ما.»

نیویورک‌تایمز در جمع‌بندی می‌نویسد مشکل اصلی دولت‌های مختلف آمریکا در قبال ایران، نه فقط اختلافات سیاسی، بلکه ناتوانی در فهم ساختار قدرت، انگیزه‌های ایدئولوژیک و منطق راهبردی جمهوری اسلامی بوده است؛ تناقضی که ترامپ نیز با ترکیب فشار حداکثری و میل شدید به توافق، همانند بسیاری از پیشینیان خود تجربه می‌کند.