آغاز راه؛ از نجفآباد تا جبهههای جنگ
سرلشکر شهید احمد کاظمی، دوم مرداد ۱۳۳۸ در نجفآباد اصفهان متولد شد. تحصیلات خود را در رشته جغرافیا در دانشگاه امام حسین(ع) آغاز کرد و سپس مدرک کارشناسی ارشد مدیریت دفاعی را از دانشگاه فرماندهی و ستاد و دکتری دفاع ملی را از دانشگاه عالی دفاع ملی دریافت کرد.
هنوز یک سال از انقلاب اسلامی نگذشته بود که کاظمی راهی سوریه و جنوب لبنان شد و آموزش جنگهای نامنظم را در پادگان حموریه دمشق زیر نظر نیروهای سازمان فتح فراگرفت. این تجربه بعدها در میدانهای نبرد به سرمایهای ارزشمند برای او تبدیل شد.
از ۵۰ نفر تا لشکر ۸ نجف اشرف
با آغاز جنگ تحمیلی، احمد کاظمی به همراه گروهی حدود ۵۰ نفره راهی آبادان شد. این گروه کوچک در طول هشت سال دفاع مقدس به یکی از قدرتمندترین یگانهای رزمی سپاه یعنی لشکر ۸ نجف اشرف تبدیل شد. نام او در عملیاتهای بزرگی چون ثامنالائمه، فتحالمبین، بیتالمقدس، خیبر، بدر، کربلای ۵ و والفجر ۱۰ همواره در میان فرماندهان خطشکن دیده میشد.
نقطه عطف حضور او در عملیات بیتالمقدس بود؛ جایی که با عبور شبانه از رودخانه کارون و نفوذ به عمق مواضع ارتش عراق، نقش تعیینکنندهای در تثبیت جاده اهواز ـ خرمشهر و آزادسازی این شهر ایفا کرد.
در عملیات والفجر ۱۰ نیز که مسئولیت تصرف حلبچه را برعهده داشت، برای جلوگیری از آسیبدیدن مردم غیرنظامی، از ورود نیروهایش به داخل شهر جلوگیری کرد؛ تصمیمی که نشاندهنده نگاه انسانی او حتی در سختترین شرایط جنگی بود.
پدرخوانده صنعت موشکی ایران
یکی از ماندگارترین میراثهای شهید کاظمی، نقش اثرگذارش در شکلگیری و توسعه توان موشکی ایران بود. شهید حسن طهرانی مقدم، پدر صنعت موشکی ایران، بارها از کاظمی بهعنوان یکی از پایههای اصلی این مسیر یاد کرده است.
طهرانی مقدم درباره او جملهای ماندگار دارد: «حاجی یک نقطه نبود؛ یک جریان بود.» از نگاه او، احمد کاظمی مدیری نبود که با رفتنش کارها متوقف شود؛ بلکه نظام مدیریتی و شیوهای از تفکر را به یادگار گذاشت که همچنان مسیر حرکت مجموعه را مشخص میکرد.
روایت مشهور دیگری از طهرانی مقدم نشاندهنده عزم راسخ کاظمی برای توسعه توان موشکی است. او نقل میکند که احمد کاظمی به او گفت: «اگر لازم باشد پادگان ولیعصر را هم میفروشم، فقط تو سلاحی بساز که جنگ ما با دشمن را نامتقارن کند.» این جمله بیش از هر چیز نشان میدهد که نگاه احمد کاظمی به قدرت دفاعی کشور، نگاهی آیندهنگر و راهبردی بود که توسعه توان موشکی را ضامن بازدارندگی ایران میدانست.
امنیت پایدار در غرب کشور
پس از پایان جنگ، مسئولیت فرماندهی قرارگاه حمزه سیدالشهدا در غرب و شمال غرب کشور به کاظمی واگذار شد. در سالهایی که گروههای مسلح ضدانقلاب امنیت مرزهای غربی را تهدید میکردند، او تنها به عملیات نظامی اکتفا نکرد و با اتخاذ رویکردی ترکیبی از اقدام امنیتی و راهحلهای سیاسی، زمینه بازگشت آرامش به منطقه را فراهم کرد. این رویکرد بعدها بهعنوان یکی از موفقترین تجربههای ایجاد امنیت پایدار مورد توجه قرار گرفت.
مدیریت بحران در زلزله بم
توان مدیریتی احمد کاظمی تنها در میدان نبرد خلاصه نمیشد. پس از وقوع زلزله ویرانگر بم در سال ۱۳۸۲، او با آمادهسازی سریع فرودگاه بم و بسیح کامل ناوگان هوایی سپاه، یکی از بزرگترین عملیات امدادرسانی کشور را فرماندهی کرد. در این عملیات بیش از ۳۰ هزار مجروح با هواپیماها و بالگردهای سپاه جابهجا شدند.
رفاقت با حاج قاسم
رفاقت شهید احمد کاظمی و سردار شهید قاسم سلیمانی از نمونههای بارز همدلی و برادری در دوران دفاع مقدس و پس از آن است. سردار سلیمانی، کاظمی را عصاره فرماندهانی چون همت، باکری و خرازی میدانست و میگفت: «هرگاه دلش برای آن شهدا تنگ میشد، به احمد کاظمی نگاه میکرد.»
این دو سردار نهتنها در همکاریهای نظامی، بلکه در حمایتهای معنوی و روحی نیز همراه یکدیگر بودند و تجربیات خود را به اشتراک میگذاشتند.
شهادت در راه خدمت
شهید احمد کاظمی در ۲۹ مرداد ۱۳۸۴ به فرماندهی نیروی زمینی سپاه منصوب شد، اما تنها چند ماه بعد در ۱۹ دی همان سال، هنگام انجام مأموریت، در سانحه سقوط هواپیمای فالکن ۲۰ در نزدیکی ارومیه به همراه جمعی از فرماندهان سپاه به شهادت رسید.
رهبر شهید انقلاب در پیام خود، او را «از یادگارهای ارزشمند دوران دفاع مقدس» و «فرماندهای شجاع، متدین و غیور» توصیف کردند. بنا بر وصیتش، پیکر این فرمانده نجفآبادی در کنار شهیدان حسین خرازی و رضا حبیباللهی در گلستان شهدای اصفهان آرام گرفت.
امروز و پس از دو دهه از شهادت او، میراث ماندگارش در بنیانگذاری تفکر تحولگرا در سپاه، توسعه توان موشکی و تقویت قدرت بازدارندگی جمهوری اسلامی ایران همچنان ادامه دارد.
نظرات (0)