محمدباقر خرازی، فعال سیاسی شناختهشده، بار دیگر با اظهارنظرهای جنجالی به صدر اخبار بازگشته است. او در تازهترین اظهارات خود مدعی شده که چهار دهه با آیتالله سیدمجتبی خامنهای رابطه نزدیک و جلسات خصوصی داشته، همه پیشبینیهایش درست از آب درآمده و حتی دولت مسعود پزشکیان «سال چهارم را نخواهد دید».
ادعاهایی در سایه تکذیبهای رسمی
نکته قابل توجه آنکه این فرد تنها چند روز پیش نیز اظهاراتی را به رهبر انقلاب نسبت داده بود که دفتر رهبر انقلاب بهصورت رسمی آنها را «کذب و خلاف واقع» خواند و تکذیب کرد. این پرسش طبیعی به میان میآید: اگر مهمترین ادعاهای او درباره بالاترین مقام کشور از اساس نادرست بوده است، چگونه میتوان ادعای «همه پیشبینیهایم درست بوده» را جدی گرفت؟
به نظر میرسد الگوی رفتاری تکرارشوندهای در این اظهارنظرها وجود دارد؛ طرح ادعاهای غیرقابل اثبات درباره نهادهای بالادستی، جلب توجه رسانهای و سپس عقبنشینی در برابر تکذیبهای رسمی. اما این بار روایت خرازی ابعاد تازهتری یافته و از مرز اظهارنظر سیاسی فراتر رفته است.
فراخوانی که نقد را به براندازی بدل میکند
خطرناکترین بخش سخنان اخیر خرازی، دعوت آشکار به «سرنگونی دولت» است. دولتی که رئیسجمهور آن با رأی مستقیم مردم بر سر کار آمده، قرار نیست با فراخوان خیابانی یا ادبیات براندازانه جابهجا شود. نقد دولت حق هر شهروند و هر جریان سیاسی است، اما دعوت به بسیج خیابانی برای براندازی دولت قانونی، آن هم در شرایطی که کشور همچنان با تهدیدهای امنیتی و فشارهای خارجی روبهروست، چیزی جز بازی با امنیت ملی نیست.
این پرسش جدی نیز مطرح است که اگر هر گروهی که از نتیجه انتخابات ناراضی باشد نسخه «سرنگونی» بپیچد، از جمهوریت و قانون چه چیزی باقی میماند؟ تجربه تاریخی نشان داده است که التهابات خیابانی در چنین شرایطی نه به اصلاح ساختارها، بلکه به تشدید بیثباتی و تضعیف حاکمیت قانون دامن میزند.
تناقضِ نفوذ ادعایی با خروجی التهابآلود
یک نکته تأملبرانگیز دیگر نیز در این ماجرا وجود دارد: اگر فردی تا این اندازه مدعی نفوذ، اطلاع از تصمیمات محرمانه و توان پیشبینی آینده کشور است، چرا خروجی سخنانش چیزی جز التهاب، اختلاف و تشویش افکار عمومی نیست؟ چنین ادعاهایی بیش از آنکه به شفافیت کمک کند، مرجعیت اخبار رسمی را مخدوش کرده و زمینه سوءاستفاده رسانههای معاند را فراهم میآورد.
نتیجه این رفتارها تقویت نظام نیست؛ بلکه تضعیف اعتماد عمومی، ایجاد شکاف در جامعه و به حاشیه راندن گفتوگوی سالم سیاسی است. کسی که امروز از «سرنگونی دولت» سخن میگوید، در عمل نه به دولت منتخب مردم احترام گذاشته، نه به تکذیب رسمی دفتر رهبر انقلاب تمکین کرده و نه به ضرورت انسجام ملی در این مقطع حساس توجه داشته است.
سیاست باید رقابت برای خدمت باشد
اگر سیاست را رقابت برای خدمت بدانیم، این ادبیات بیش از آنکه بوی مسئولیتپذیری بدهد، شائبه جاهطلبی و تلاش برای رسیدن به قدرت به هر قیمت را در ذهن افکار عمومی تداعی میکند. در شرایطی که کشور به انسجام و اتحاد نیاز مبرم دارد، طرح فراخوانهای براندازانه نه تنها کمکی به حل مشکلات نمیکند، بلکه دامنه بحرانهای داخلی را گستردهتر خواهد کرد.
به نظر میرسد جامعه سیاسی کشور باید نسبت به اینگونه اظهارنظرها هوشیار باشد و اجازه ندهد رویای قدرت، جای قانون و صندوق رأی را بگیرد.
نظرات (0)