به گزارش تابناک، یک قاضی باسابقه که سال‌ها در دادسرای فرهنگ و رسانه به پرونده‌های مطبوعاتی و رسانه‌ای رسیدگی کرده است، به مناسبت روز خبرنگار از تجربه‌های خود در مواجهه با پرونده‌های خبرنگاران نوشت و با نگاهی انتقادی به روند شکایت‌های کیفری از اصحاب رسانه، خواستار تغییر نگاه به جایگاه خبرنگاری در جامعه شد.

خبرنگاری؛ حرفه‌ای دشوارتر از آنچه تصور می‌شود

نویسنده این یادداشت که سرپرست پیشین دادسرای فرهنگ و رسانه و قاضی دیوان عدالت اداری است، با اشاره به خاطرات خود از بررسی پرونده‌های رسانه‌ای نوشته است که هر بار نام یک خبرنگار بر جلد پرونده‌ای نقش می‌بست، این احساس را داشت که قرار نیست تنها درباره چند سطر خبر یا یک عنوان اتهامی تصمیم گرفته شود؛ بلکه پای حرفه‌ای در میان است که با حق مردم برای دانستن گره خورده است.

وی در ادامه با تأکید بر اینکه خبرنگاری برخلاف تصور رایج، شغل ساده‌ای نیست، خاطرنشان کرده است: پشت بسیاری از خبرهایی که در چند دقیقه خوانده می‌شوند، ساعت‌ها پیگیری، گفت‌وگو، تحقیق، ناامیدی، امید و گاهی ایستادن در برابر تهدیدها و بی‌مهری‌ها وجود دارد. به همین دلیل پرونده‌های رسانه‌ای برای او هیچ‌گاه شبیه دیگر پرونده‌ها نبوده و رسیدگی به آن‌ها ظرافت خاصی می‌طلبیده است.

«تشویش اذهان عمومی»؛ اتهامی که گاهی پرسشگری است

این قاضی باسابقه در بخش دیگری از یادداشت خود به اتهامات رایجی مانند «تشویش اذهان عمومی» اشاره کرده و نوشته است که هرچه بیشتر در متن گزارش‌ها و نوشته‌ها دقت می‌کرده، بیشتر به این پرسش می‌رسیده که آیا همیشه آنچه «تشویش» نامیده می‌شود، واقعاً تشویش است؟ یا گاهی خبرنگار تنها پرسشی را مطرح کرده که عده‌ای علاقه‌ای به شنیدن آن نداشته‌اند؟

وی در این زمینه از خاطره رسیدگی به گزارشی درباره یکی از آسیب‌های اجتماعی، یعنی فقر و پیامدهای تلخ آن مانند پدیده کلیه‌فروشی یاد کرده است؛ گزارشی که هدف آن نه ایجاد نگرانی بی‌دلیل، بلکه نشان دادن یک واقعیت تلخ اجتماعی و جلب توجه افکار عمومی و مسئولان به یک آسیب پنهان بود، اما همین نگاه آسیب‌شناسانه نیز برای برخی خوشایند نبود و محل انتقاد قرار گرفت.

نویسنده این یادداشت با بیان اینکه گاهی طرح یک واقعیت تلخ به معنای ایجاد نگرانی نیست، بلکه می‌تواند مقدمه‌ای برای دیدن مسئله و یافتن راه‌حل باشد، تصریح کرده است: کم نبودند گزارش‌هایی که اگرچه برای برخی تلخ بودند، اما بیش از آنکه افکار عمومی را مشوش کنند، به تنویر افکار عمومی کمک می‌کردند.

انتقاد از واکنش سریع کیفری به نقدها

بخش دیگری از این یادداشت به گلایه از رویه رایج در برابر نقدها اختصاص دارد. این قاضی نوشته است: چرا در برابر نقد، گاهی سریع‌ترین تصمیم، شکایت کیفری است؟ چرا به جای پاسخ دادن، پرونده قضایی تشکیل می‌دهیم؟ چرا به جای شنیدن، به دنبال خاموش کردن صدا هستیم؟

وی با تأکید بر اینکه همه اختلاف‌های رسانه‌ای راه‌حل کیفری ندارند، یادآور شده است که دادسرا نباید نخستین مقصد یک گزارش انتقادی باشد و شکایت کیفری نیز نباید اولین واکنش به پرسش یک خبرنگار باشد.

آرزوی روز خبرنگار

این مقام سابق قضایی در پایان با اشاره به اینکه در روز خبرنگار پیام‌های تبریک فراوانی منتشر می‌شود، تنها آرزوی واقعی خود برای خبرنگاران را این گونه بیان کرده است: روزی برسد که یک خبرنگار پس از انتشار یک گزارش مسئولانه، بیش از آنکه نگران احضاریه و شکایت کیفری باشد، امیدوار باشد که پاسخی روشن و صادقانه دریافت خواهد کرد.

وی در جمع‌بندی نوشته است: من خبرنگار را از میان پرونده‌ها شناختم و همان پرونده‌ها به من آموختند که حمایت از خبرنگار، حمایت از یک صنف نیست، حمایت از حق جامعه برای دانستن است. جامعه‌ای که حق دانستن را پاس بدارد، راه رسیدن به عدالت و حکمرانی بهتر را هموارتر خواهد یافت.

روز خبرنگار، بر آنان که حقیقت را با مسئولیت می‌نویسند، نهراسیده می‌پرسند و چراغ آگاهی را روشن نگه می‌دارند، مبارک باد.