نام حسن باقری برای بسیاری با عملیات‌های بزرگ دفاع مقدس، شناسایی‌های دقیق و فرماندهی قرارگاه نصر گره خورده است؛ اما پشت این نام، جوانی به نام غلامحسین افشردی ایستاده که زندگی حرفه‌ای خود را نه در میدان جنگ، که پشت میز تحریریه یک روزنامه آغاز کرد. او روزی با دفتر و قلم در پی کشف واقعیت بود و چند ماه بعد، همان روحیه جست‌وجوگر را به قلب میدان نبرد برد.

شاید کمتر به این بخش از زندگی حسن باقری پرداخته شده باشد؛ این‌که او پیش از ورود جدی به عرصه دفاع مقدس، خبرنگار روزنامه جمهوری اسلامی بود و تجربه مأموریت‌های خبری در داخل و خارج از کشور را در کارنامه داشت. امروز که روز خبرنگار فرصتی برای یادآوری سختی‌ها و مسئولیت‌های این حرفه است، مرور زندگی او می‌تواند تصویری متفاوت از نسبت میان قلم و میدان ارائه دهد؛ روایت مردی که «دیدن»، «پرسیدن» و «شناختن» را از تحریریه آغاز کرد و سرانجام همین نگاه را در جنگ به کار گرفت.

خبرنگاری که خبر را از نزدیک دنبال می‌کرد

غلامحسین افشردی ۲۵ اسفند ۱۳۳۴ در تهران متولد شد و پس از پیروزی انقلاب اسلامی، فعالیت حرفه‌ای خود را در سرویس فرهنگی و سیاسی روزنامه جمهوری اسلامی آغاز کرد. برای او خبرنگاری فقط نشستن پشت میز و تنظیم خبر نبود؛ او اهل رفتن بود؛ رفتن به جایی که اتفاق افتاده بود و دیدن آنچه دیگران تنها درباره‌اش شنیده بودند.

در همین دوره، به عنوان خبرنگار به الجزایر اعزام شد و مدتی بعد نیز به دعوت سازمان امل و از طرف روزنامه جمهوری اسلامی راهی لبنان و اردن شد. حاصل این سفرها، گزارش تحلیلی او از وضعیت مسلمانان و شرایط آن روزهای منطقه بود. این تجربه‌ها به او آموخت که برای روایت یک واقعیت، باید از فاصله امن بیرون آمد و تا جای ممکن به خود ماجرا نزدیک شد؛ ویژگی‌ای که بعدها در زندگی نظامی او به یکی از مهم‌ترین نقاط قوتش تبدیل شد.

طبس؛ نخستین میدان جدی خبرنگاری

پنجم اردیبهشت ۱۳۵۹، وقتی عملیات نظامی آمریکا در صحرای طبس با شکست مواجه شد، هنوز بسیاری از جزئیات حادثه برای افکار عمومی روشن نبود. خبرنگار و عکاس روزنامه جمهوری اسلامی راهی طبس شدند و حسن باقری نیز یکی از نخستین خبرنگارانی بود که خود را به محل حادثه رساند.

روایت‌های باقی‌مانده از آن مأموریت، تصویری متفاوت از خبرنگار جوان آن روزها ارائه می‌دهد؛ خبرنگاری که برای رسیدن به محل حادثه مسیر طولانی و دشواری را طی کرد و تلاش داشت آنچه را خود دیده روایت کند، نه آنچه دیگران درباره‌اش می‌گفتند. توجه او به جزئیات حادثه و وضعیت منطقه در گزارش‌های آن مأموریت قابل توجه بود؛ او در پی آن بود که از یک اتفاق بزرگ، تصویری واقعی و قابل استناد برای مخاطب بسازد. شاید آن روز کسی نمی‌دانست این خبرنگار جوان، کمتر از یک سال بعد قرار است در جبهه جنوب مأموریتی بسیار بزرگ‌تر را آغاز کند.

وقتی خبرنگار خودش وارد خبر شد

با آغاز جنگ ایران و عراق در سال ۱۳۵۹، افشردی راهی جنوب شد. جنگ برای او دیگر یک سوژه خبری نبود؛ او خودش بخشی از میدان شد. همان نگاه دقیق، روحیه جست‌وجوگر و توانایی که در سال‌های خبرنگاری پرورش یافته بود، در عرصه شناسایی و عملیات به کار گرفته شد و نام حسن باقری را به عنوان «نابغه اطلاعات و عملیات» و فرمانده قرارگاه نصر بر سر زبان‌ها انداخت.

روز خبرنگار، مرور این مسیر پرمعناست؛ مسیری که نشان می‌دهد خبرنگاری فقط یک شغل نیست، بلکه یک شیوه نگاه به جهان است؛ نگاهی که می‌تواند در هر میدانی، از تحریریه تا خط مقدم، اثرگذار باشد.