به مناسبت روز خبرنگار، مهدی غنییاری، فعال رسانهای و کارشناس حوزه اقتصاد پلتفرمی، در یادداشتی به بررسی جایگاه خبرنگاری در جهانی پرداخته است که سامانههای هوشمند سهم روزافزونی در شکلدادن به آنچه میبینیم و میخوانیم دارند.
صبحها چه کسی تصمیم میگیرد چه بخوانیم؟
غنییاری در ابتدای یادداشت خود به تجربه روزمرهای اشاره میکند که برای بسیاری از ما آشناست: صبح که از خواب بیدار میشویم، پیش از آنکه با کسی سخن بگوییم، صفحه تلفن همراه را روشن میکنیم و اخبار را مرور میکنیم. این تصور وجود دارد که خودمان انتخاب کردهایم چه چیزی ببینیم و بخوانیم، اما به گفته او تمام ماجرا این نیست؛ پشت این صفحه، سامانههایی فعالاند که بر اساس رفتار گذشته ما حدس میزنند به چه چیزی علاقه داریم و تعیین میکنند کدام مطلب زودتر مقابل چشم ما قرار گیرد.
این سازوکارها که به زبان ساده «الگوریتم» نامیده میشوند، امروز در شبکههای اجتماعی، موتورهای جستوجو، فروشگاههای اینترنتی و بسیاری از خدمات روزمره حضور دارند. به این ترتیب، دیگر تنها انسانها نیستند که تصمیم میگیرند چه چیزی دیده شود؛ ماشینها نیز در انتخاب آنچه میبینیم، میخوانیم و دربارهاش فکر میکنیم سهم دارند.
روز خبرنگار؛ پاسداشت حق دانستن
در چنین جهانی، به باور این فعال رسانهای، روز خبرنگار تنها بزرگداشت یک حرفه نیست، بلکه پاسداشت یکی از مهمترین سنگرهای حق دانستن است. سالها خبرنگار را کسی میدانستیم که در برابر قدرت میایستد، پرسش میکند و آنچه پنهان مانده را آشکار میسازد؛ اما امروز خبرنگاری با قدرتی تازه و پیچیدهتر روبهرو شده است: قدرت تعیین آنچه دیده میشود.
به گفته غنییاری، دیگر مسئله فقط این نیست که چه کسی اجازه انتشار یک خبر را میدهد؛ مسئله این است که کدام سازوکار تصمیم میگیرد کدام خبر دیده شود، کدام روایت بالا بیاید و کدام حقیقت در انبوه محتوا، بیآنکه رسماً سانسور شده باشد، ناپدید بماند. او مینویسد: «ما وارد عصری شدهایم که در آن، گاه مهمتر از آزادی انتشار، آزادی دیدهشدن است.»
حقیقت در برابر هیجان و سرعت
شبکههای اجتماعی و سکوهای اینترنتی به بخش مهمی از میدان عمومی زندگی ما تبدیل شدهاند. الگوریتمها برای ما انتخاب میکنند چه بخوانیم، چه ببینیم، درباره چه چیزی خشمگین شویم، از چه چیزی بترسیم و حتی چه مسئلهای را مهم تلقی کنیم. در چنین جهانی، حقیقت دیگر تنها با دروغ رقابت نمیکند؛ با سرگرمی، هیجان، سرعت و رقابت برای تصاحب توجه ما نیز روبهروست.
همین نقطه، مسئولیت خبرنگار امروز را از خبرنگار دیروز سنگینتر میکند. خبرنگار معاصر تنها راوی واقعه نیست؛ باید نگهبان فاصله میان «واقعیت» و روایتی باشد که از واقعیت برای ما ساخته میشود.
اقتصاد توجه و آزمون خبرنگاری حرفهای
این کارشناس اقتصاد پلتفرمی یادآور میشود که در اقتصاد امروز، توجه ما ارزش دارد؛ هر کلیک، هر توقف روی یک تصویر و هر دقیقهای که در یک شبکه اجتماعی میگذرانیم میتواند ارزش اقتصادی ایجاد کند. خشم میتواند مخاطب جذب کند، ترس میتواند او را نگه دارد و هیجان گاهی بسیار بیشتر از یک گزارش دقیق و آرام دیده میشود.
در این میدان، خبرنگاری حرفهای شاید یکی از معدود نیروهایی باشد که هنوز باید بتواند بگوید آنچه مهم است، الزاماً همان چیزی نیست که بیشتر دیده شده است. جامعهای که اهمیت رویدادها را صرفاً از تعداد بازدیدها، پسندها و موضوعات داغ بفهمد، آرامآرام اختیار تشخیص امر مهم را به سازوکارهایی واگذار میکند که هدف نخست آنها الزاماً کشف حقیقت نیست.
دفاع از خبرنگار، دفاع از حق انتخاب
به باور غنییاری، دفاع از خبرنگار فقط دفاع از یک صنف نیست؛ دفاع از توانایی انسان برای فهمیدن و انتخاب کردن است. اگر مخاطب نتواند به اطلاعات معتبر دسترسی داشته باشد، نتواند میان واقعیت و دستکاری تمایز بگذارد و اگر آنچه میبیند دائماً توسط سازوکارهایی نامرئی انتخاب و مرتب شود، آزادی انتخاب او نیز بهتدریج معنای خود را از دست میدهد.
او میپرسد: انسانی که نمیداند چرا چیزی را میبیند، چگونه میتواند مطمئن باشد آنچه انتخاب میکند واقعاً انتخاب خودش است؟ در چنین شرایطی، خبرنگار باید سؤال کند؛ نه فقط از مسئولان و نهادهای رسمی، بلکه از صاحبان رسانهها، شبکههای اجتماعی، شرکتهای فناوری و سازوکارهای هوش مصنوعی که هر روز سهم بیشتری در شکلدادن به افکار عمومی پیدا میکنند. باید پرسید چرا این روایت دیده شد و آن روایت نه؛ چه کسی از گردش یک خبر سود میبرد؛ چه دادهای از مخاطبان جمعآوری میشود و چه چیزی پشت اولویتبندی محتوا قرار دارد.
هوش مصنوعی و ارزشمندترین محصول خبرنگاری
عصر هوش مصنوعی این مسئولیت را حتی دشوارتر کرده است؛ اکنون تصویر میتواند کاملاً واقعی به نظر برسد و واقعی نباشد، صدا میتواند متعلق به انسانی باشد که هرگز آن جملات را نگفته است و متن، تصویر و ویدئو میتوانند در مقیاسی تولید و منتشر شوند که تشخیص حقیقت از جعل را برای مخاطب عادی هر روز دشوارتر میکند.
در چنین جهانی، شاید ارزشمندترین محصول خبرنگاری دیگر فقط «خبر» نباشد؛ اعتماد است. اعتماد به اینکه کسی هنوز برای دیدن واقعیت وقت گذاشته، پرسیده، تحقیق کرده، تردید کرده، راستیآزمایی کرده و حاضر شده مسئولیت آنچه منتشر میکند را بر عهده بگیرد. به همین دلیل، آینده خبرنگاری را نباید در رقابت با هوش مصنوعی جستوجو کرد؛ ماشین میتواند سریعتر بنویسد و داده بیشتری پردازش کند، اما جامعه همچنان به انسانی نیاز دارد که بپرسد این خبر چه معنایی برای انسان دارد، چه چیزی در این روایت غایب است و مهمتر از همه، قدرت در کجای این داستان پنهان شده است.
از آزادی نوشتن تا فرصت دیدهشدن
غنییاری در پایان یادداشت خود یادآور میشود که روزگاری آزادی مطبوعات را با این پرسش میسنجیدیم که آیا خبرنگار میتواند بنویسد؛ امروز باید پرسش دیگری را نیز کنار آن قرار دهیم: آیا حقیقتی که خبرنگار مینویسد، فرصت دیدهشدن دارد؟
در جهانی که هر روز بخش بیشتری از آنچه میبینیم و میخوانیم توسط سامانههای هوشمند انتخاب میشود، خبرنگاری مستقل و مسئولانه یکی از مهمترین راههای حفظ حق جامعه برای دیدن، دانستن و انتخاب کردن است. او تأکید میکند: «روز خبرنگار، روز پاسداشت کسانی است که هنوز باور دارند حقیقت را نباید به مصلحت قدرت، منطق بازار یا تصمیم ماشین واگذار کرد.»
نظرات (0)