در فضایی که عمر مفید هر محتوای تازه به چند دقیقه محدود شده، وایرال شدن یک قطعه موسیقی قدیمی و مذهبی رویدادی نادر و تأمل‌برانگیز است. اجرای زنده «گل یاس» که در روزهای اخیر به سرعت در شبکه‌های اجتماعی بازنشر شد، با ثبت بیش از ۱۵ میلیون بازدید در کمتر از سه روز، از مرز یک اتفاق صرفاً موسیقایی فراتر رفته و به یک پدیده رسانه‌ای چندلایه تبدیل شده است.

«گل یاس» چه اثری است؟

این قطعه از آلبوم «مسافر» شادمهر عقیلی، مربوط به سال ۱۳۷۷ است و ترانه آن را فرید احمدی سروده است. وجه متمایز «گل یاس» در مقایسه با دیگر آثار پاپ، مضمون آیینی آن است؛ اثری که با ارادت به حضرت فاطمه زهرا (س) گره خورده و همین هویت دوگانه به آن شخصیتی ویژه بخشیده است؛ از یک سو یک اثر عامه‌پسند و از سوی دیگر حامل یک پیام اعتقادی.

چرا این قطعه دوباره دیده شد؟

کارشناسان حوزه رسانه برای توضیح این بازگشت ناگهانی چند عامل را برمی‌شمارند. نخستین عامل، پیوند عمیق کارنامه شادمهر عقیلی با حافظه موسیقایی چند نسل است؛ بازنشر این اثر، مخاطب را به یک بازه زمانی پر از خاطره متصل می‌کند. عامل دوم به بافت مناسبتی اثر برمی‌گردد؛ هویت مذهبی «گل یاس» آن را به پلی میان دو گروه از مخاطبان تبدیل کرده است: آنان که کیفیت هنری و صدای خواننده را دنبال می‌کنند و آنان که مضمون اعتقادی کار برایشان اولویت دارد.

قدرت بیان غیرمستقیم

یکی از نکات برجسته در تحلیل بازتاب گسترده این قطعه، شیوه بیان آن است. به باور تحلیلگران هنر و رسانه، در تولید محتوای اعتقادی، بیان استعاری و غیرمستقیم تأثیری بسیار عمیق‌تر از شعارهای صریح و پیام‌های مستقیم دارد. «گل یاس» به جای ادبیات آموزشی یا وعظ‌گونه، از زبان تصویر، استعاره و موسیقی بهره می‌گیرد و همین امر سبب می‌شود اثر از سد دفاعی ذهن مخاطب عبور کند. مخاطبی که شاید در برابر یک سخنرانی مستقیم مذهبی موضع بگیرد، در برابر موسیقی خلع سلاح می‌شود.

سهم شاعر در ماندگاری اثر

پدیده «گل یاس» بار دیگر نشان داد که در بسیاری از گزارش‌ها، سهم ترانه‌سرا در حاشیه می‌ماند. این اثر که کلام آن به قلم فرید احمدی سروده شده، گواه آن است که توانایی صورت‌بندی مفاهیم، همان چیزی است که به یک اثر حیات می‌بخشد. در عصر تولید انبوه و سطحی محتوا، عمق استعاره‌ها و قوت کلام است که اثر را از مصرف روزانه به ماندگاری می‌رساند؛ واکنش کاربران نشان می‌دهد مخاطب امروز همچنان گوشی تیز برای شنیدن کلام فاخر دارد.

از دروازه‌بانی رسانه ملی تا انتخاب کاربران

بازگشت «گل یاس» تغییر بنیادین در چرخه توزیع محتوا را نیز آشکار می‌کند. در گذشته، پخش این اثر از رادیو و تلویزیون و استفاده در مناسبت‌های رسمی، به تصمیم رسانه ملی وابسته بود و این رسانه نقش دروازه‌بان را بر عهده داشت. اما امروز در عصر دموکراسی محتوا، کاربران خود دروازه‌بانان جدید هستند؛ با بازنشر در استوری‌ها و گروه‌های خانوادگی، مخاطبان به‌صورت خودجوش تصمیم گرفتند که این اثر باید شنیده شود.

نوستالژی عاریتی در اقتصاد توجه

اما چرا مخاطبان جوان‌تری که زمان تولید این قطعه را به خاطر نمی‌آورند نیز با آن همراه شده‌اند؟ پاسخ را باید در مفهوم نوستالژی عاریتی جست؛ در اینستاگرام، نوستالژی به یک کالای فرهنگی تبدیل شده و کاربران با بازنشر چنین ویدئوهایی، خود را به هویتی اصیل گره می‌زنند. در میانه تولیدات پر از افکت و مصنوعی موسیقی تجاری، شنیدن صدای بی‌تکلف عقیلی در یک اجرای زنده، برای مخاطب امروز حکم پناهگاه را دارد.

جمع‌بندی

بازگشت «گل یاس» به مدار توجه عمومی، درس مهمی برای جریان تولید محتوای فرهنگی به همراه دارد: برای جذب مخاطب امروز، نیازی به عقب‌نشینی از ارزش‌ها نیست؛ آنچه لازم است، یافتن زبانی هنری و تازه است. پلتفرم‌های دیجیتال تشنه محتوایی هستند که هم عمیق باشد و هم احساس‌برانگیز، و این قطعه هر دو ویژگی را در خود دارد.