حکمت‌اله ملاصالحی، استاد دانشگاه تهران و عضو هیئت امنای بنیاد ایران‌شناسی، در یادداشتی مهمان که در اختیار خبرگزاری مهر قرار گرفته، به تأمل درباره نسبت انسان مدرن با مرگ، معنویت و میراث نبوی پرداخته است. او در این متن، تصویری از انسان معاصر ترسیم می‌کند که با وجود همه دستاوردها، در هزارتوی ساخته‌های خود گرفتار آمده و از سویه‌های متعالی وجود خویش دور افتاده است.

انسان مدرن؛ میان ساختن و ویران کردن

ملاصالحی انسان عالم مدرن را درون‌گریزترین و برون‌ریزترین انسانِ روزگاران می‌داند؛ انسانی که به شکلی اغراق‌آمیز هم می‌سازد و می‌آفریند و هم ویران می‌کند، هم دستش در فراوردن گشاده است و هم اشتهایش در مصرف کردن سیری‌ناپذیر. به تعبیر او، این انسان در مزرعه‌های سبز رفاه می‌خرامد، اما آن‌چنان درگیر زمانه خویش است که گریزگاهی از هزارتوی عصر و عالمی که چون «دیدالوس»، معمار اسطوره‌های هلنی، ساخته است نمی‌یابد.

به گفته این استاد فلسفه، زندگی انسان مدرن هرچند در ظاهر با باور به فانی بودن جهان هماهنگ می‌نماید، اما در نظر و عمل عصیانگرانه و ناباورانه است. او واقعیت مرگ را عبث‌ناک و نیست‌انگارانه می‌پذیرد، اما هم‌زمان سلطه و سروری بر جهان و ماندن در جهانی ناپایدار را می‌جوید؛ برج‌هایی که به آسمان می‌افرازد حتی از اهرام فرعونان مصر باستان هم متفرعنانه‌تر است.

از «کل من علیها فان» تا «ویبقی وجه ربک»

ملاصالحی با استناد به آیه «کُلُّ مَن عَلَیها فان» تأکید می‌کند که سنت‌های وحیانی و توحیدی به همین گزاره بسنده نکرده‌اند و گام ایمان و امید را به آن‌سوتر نهاده‌اند؛ به سوی «وَیَبقی وَجهُ رَبِّکَ ذُوالجَلالِ وَالإِکرام». به باور او، آموزه‌های نبوی، انسان را تنها «نطفه‌ای پرتاب‌شده» در جهان ندیده‌اند، بلکه از کرامت انسانی، شأن و منزلت وجودی، خداگونگی و خلیفةاللهی او، از مسئولیت امانت‌داری و از گوهر روحانی و الهی وجودش سخن گفته‌اند.

او می‌افزاید: این سنت‌ها از نسبت ریشه‌ای و سرچشمه‌ای انسان با ملکوت و اصل مینوی سخن گفته‌اند و نفخه ایمان و امید را در جان او دمیده‌اند؛ همان‌گونه که حافظ شأن وجودی آدم را چنین ستوده است: «ملک در سجده آدم زمین‌بوس تو نیت کرد / که در حُسن و لطفی دید بیش از حد انسانی».

شکاف ژرف میان فانی و باقی

به گفته ملاصالحی، در عالم جدید این گوهر وجودی و این میراث متعالی یا تحریف شده است یا مورد تردید و انکار قرار گرفته است. فاصله و فراقی ژرف میان آموزه‌های دینی و نحوه نگاه انسان روزگار ما به «امر فانی» و «اصل باقی» افتاده و کفه ترازو به نفع فنا سنگین‌تر شده است. انسان دهرزده عالم مدرن، سروری مُلک را بر ملکوت مقدم دانسته و در «افسون‌زدایی» از ملکوت، سلطه‌جویی بر جهان را شیرین‌تر و در دسترس‌تر یافته است.

او همچنین خاطرنشان می‌کند که چشم اندیشه انسان معاصر بر پیامدهای تاریخی، فرهنگی و معنوی سنت‌های نبوی بسته است و این میراث را بیشتر موزه‌ای و موزه‌پژوهانه می‌بیند تا زیسته و باور شده؛ نگاهی که تنها جسم و جسد آثار باقی‌مانده را پشت شیشه موزه‌ها برای گردشگران به تماشا می‌گذارد و رغبتی به درک حقیقت آن‌سویی ندارد.

جهانی که امن نیست

این استاد دانشگاه در ادامه با اشاره به شواهد و قراین عینی، یادآور می‌شود که با وجود امکانات و دستاوردهای بی‌سابقه علمی، فنی و رفاهی، جامعه و جهان امروز آن‌قدرها هم امن، گرم و همدلانه نیست و آتشناک، خشن و کابوس‌ناک است و شتابان به سوی کابوس‌ناک‌تر شدن پیش می‌رود. به گفته او، نگرانی خطر انقراض و نابودی همگانی در کمین است.

ملاصالحی در پایان تأکید می‌کند که گوهر مانای سنت‌های نبوی و عرفانی متعالی همچنان جان و وجدان ما را به برپا کردن جامعه‌ای همدلانه‌تر، معنوی‌تر، مؤمنانه‌تر و دادگرانه‌تر فرا می‌خواند و با بیتی از مولوی این پیام را کامل می‌کند: «مصطفی را وعده کرد الطاف حق / گر بمیری تو نمیرد این سبق».

پاسداشت میراث پیامبر و امام صادق(ع)

نویسنده این یادداشت در خاتمه، سنت و میراث رسول‌الله(ص)، قرآن، اسلام و سیره امام صادق(ع) را گرامی می‌دارد و بر نقش ماندگار این آموزه‌ها در بیدارسازی وجدان‌های خفته تأکید می‌کند.