در حالی که دستگاه تبلیغاتی حکومت پهلوی از پیشرفت و توسعه کشور سخن میگفت، اسناد تاریخی و یادداشتهای محرمانه درباریان تصویری کاملاً متفاوت از وضعیت معیشت مردم در دهه ۵۰ خورشیدی ترسیم میکند. دو گزارش قابل تأمل از فروردین و خرداد ۱۳۵۳ که در حساب کاربری «حقایق پهلوی» منتشر شده، پرده از واقعیتهای تلخی برمیدارد.
آب آشامیدنی و برق؛ آرزویی دور برای روستاییان
در روز ۲۹ فروردین ۱۳۵۳، در جلسه هیئت امنای خانههای فرهنگ روستایی، اطلاعاتی درباره وضعیت زیرساختهای اولیه در روستاهای ایران ارائه شد که حیرتانگیز بود. بر اساس این گزارش، تنها یک درصد از روستاهای کشور به آب آشامیدنی تمیز و لولهکشی شده دسترسی داشتند. این در حالی است که بسیاری از روستاها برای تأمین آب به قناتها و چاههای سنتی وابسته بودند که از نظر بهداشتی وضعیت مطلوبی نداشتند.
آمار تکاندهنده دیگر این بود که فقط چهار درصد از روستاهای ایران از نعمت برق برخوردار بودند. این رقم در شرایطی اعلام میشد که حکومت پهلوی بودجههای کلانی را صرف پروژههای عمرانی و نمایشی در شهرها میکرد و روستاها عملاً از حداقل امکانات رفاهی محروم مانده بودند.
مطابق این یادداشت، یکی از مسئولان ارشد وقت که در جلسه حضور داشت، این ارقام را «غیرقابل قبول» و «خیلی عجیب» توصیف کرده و گفته بود که این موضوع را به شخص شاه گزارش خواهد داد.
نان در شهرها؛ کمبود در برابر انبارهای پر از گندم
تنها دو ماه و نیم بعد، در ۱۳ خرداد ۱۳۵۳، بحران دیگری خودنمایی کرد. در این تاریخ، یکی از درباریان به شاه گزارش داد که چند روز است در شهر نان یافت نمیشود و اگر هم هست، بسیار گران است. نکته تناقضآمیز این بود که در سیلوهای کشور یک میلیون تن گندم ذخیره شده بود اما نان به دست مردم نمیرسید.
شاه در پاسخ گفت که دکانهای آزاد (نانواییهای بدون سهمیه دولتی) را بستهاند. اما این توضیح نه تنها قانعکننده نبود، بلکه اعتراض درباری را برانگیخت که «غلط است، چرا بستهاند؟ باید گندم به همه بدهند. این بستنها و باز کردنها روی هیچ حسابی نیست.»
تصویری واقعی از توسعه نابرابر
این اسناد تاریخی نشان میدهد که شکاف عمیقی بین شعارهای توسعه و واقعیت میدان در دوران پهلوی وجود داشته است. در حالی که حکومت بر مدرنیزاسیون شهری و پروژههای بزرگ تأکید داشت، زیرساختهای اولیه مانند آب سالم و برق در روستاها فراهم نبود و حتی تأمین نان در شهرها با بحران مواجه میشد.
به گفته کارشناسان تاریخی، این تناقضها ناشی از رویکرد نخبهگرایانه حکومت پهلوی بود که توجه را به پروژههای نمایشی و پایتخت محور معطوف کرده و نیازهای اساسی مردم عادی، به ویژه در مناطق روستایی و شهرهای کوچک را نادیده میگرفت.
یادداشتهای مربوط به این دوران که بعدها در خاطرات و اسناد منتشر شده، همچنان به عنوان یکی از مستندات مهم برای ارزیابی عملکرد حکومت پهلوی در حوزه رفاه عمومی مورد استناد مورخان قرار میگیرد.
نظرات (0)