فرهنگ ایرانی از دیرباز سرشار از آیینها و سنتهایی بوده که هویت ملی را شکل داده و حفظ کرده است. یکی از مهمترین و در عین حال کمتر شناختهشدهترین این میراثها، لالاییهایی هستند که مادران ایرانی برای فرزندان خود زمزمه میکنند؛ نغمههایی که نه تنها کودک را به خواب فرو میبرند، بلکه ارزشهای شجاعت، آزادگی و وطندوستی را در نهاد او نهادینه میسازند.
شاهنامه؛ بزرگترین سند فرهنگ پهلوانی
هوشنگ جاوید، پژوهشگر برجسته فرهنگ و موسیقی نواحی ایران، در این گفتوگو با اشاره به جایگاه شاهنامه در فرهنگ ایرانی تأکید میکند: «شاهنامه تنها کتاب روایت پادشاهان و پهلوانان نیست؛ این اثر بزرگ، بازتابدهنده بخش مهمی از هویت فرهنگی ایرانیان است.» به گفته او، در شاهنامه هنگامی که از پهلوانانی چون قارن یا کارن سخن گفته میشود، میبینیم که حتی در میانه کارزار نیز موسیقی، رجز و آوا جایگاه ویژهای داشته است. فردوسی روایت میکند که پهلوان پیش از آغاز نبرد با بانگ شیپور و نای، سپاه را برای رویارویی آماده میکرده است.
جاوید تأکید میکند که مهمتر از موسیقی، اخلاق جنگ در فرهنگ ایران است. ایرانیان از روزگار اساطیری تا دورههای تاریخی، هیچگاه ناجوانمردانه به دشمن حمله نمیکردند، به اسیر آسیب نمیرساندند و دست به کشتن افراد بیدفاع نمیزدند. این ویژگی، یکی از تفاوتهای اساسی فرهنگ ایرانی با دشمنانی چون افراسیاب در روایتهای شاهنامه بوده است.
موسیقی رزمی؛ از کوروش تا ساسانیان
این پژوهشگر با رد این باور که موسیقی رزمی و رجزخوانی بعدها وارد فرهنگ ایران شده است، به منابع تاریخی معتبر اشاره میکند: «گزنفون نقل میکند که کوروش پس از کشتهشدن شماری از سربازانش، سوگی حماسی برپا کرد که بعدها با نام "سوگ سیاوشان" شناخته شد و مردم سالها آن را میخواندند.» همچنین هرودوت و گزنفون هر دو از موسیقیهای ویژه ایرانیان برای میدانهای نبرد، نبردهای تنبهتن و رزمآرایی سپاه یاد کردهاند. نکته جالب این است که بیشتر این رجزها و آوازها بهصورت گروهی اجرا میشد و هدف آن، ایجاد همدلی و هماهنگی میان رزمندگان بود.
در دوره ساسانی، موسیقی رزمی به شکلی کاملاً سازمانیافته درآمد. طبل، تبیره، کرنا و دیگر سازها فقط ابزار ایجاد هیجان نبودند، بلکه وسیله هدایت حرکت سپاه و هماهنگی عملیات نظامی محسوب میشدند.
لالاییها؛ گنجینهای از ارزشهای پهلوانی
به گفته جاوید، پاسخ ماندگاری فرهنگ حماسی ایران در طول هزارهها را باید در یک واژه جستوجو کرد: مادران. «بخش بزرگی از فرهنگ ایران نه در کتابها، بلکه در خانهها منتقل شده است. مادران از طریق لالاییها، قصهها و شیوه تربیت، ارزشهای پهلوانی و میهندوستی را به فرزندان خود انتقال دادهاند.»
وی تأکید میکند که بسیاری از لالاییهای ایران، تنها برای خواباندن کودک نیستند؛ بلکه درس زندگی، شجاعت، آزادگی و دفاع از وطن را نیز در خود دارند. نمونههای این لالاییها در سراسر ایران قابل مشاهده است:
- در لارستان، مادر از پدری سخن میگوید که رزمنده است و این تصویر، الگویی برای کودک میشود.
- در ایزدخواست، از پدری گفته میشود که به میدان جنگ رفته و قرآن بر سر دارد.
- در بلوچستان، لالاییها سرشار از تصویر دلاوری، پیروزی بر دشمن و سربلندی خانواده هستند.
- در ترکمنصحرا، مادر آرزو میکند فرزندش آنچنان دلاور شود که دیگران نیز به پیروی از او برخیزند.
- در گیلان نیز لالاییهایی وجود دارد که از حفاظت خانه و مقابله با دشمن سخن میگویند.
زن ایرانی؛ پرورشدهنده پهلوانان
جاوید با تأکید بر نقش تاریخی زنان ایرانی میگوید: «زن ایرانی در طول تاریخ، فقط همراه مرد نبوده، بلکه پرورشدهنده پهلوانان بوده است. برخلاف تصویری که در برخی فرهنگها از زن بهعنوان موجودی ضعیف ارائه میشود، مادر ایرانی همواره شجاعت را به فرزند خود آموخته است.»
به گفته این پژوهشگر، در لالاییهای اقوام مختلف ایران یک ویژگی مشترک دیده میشود: همه آنها در کنار عاطفه مادری، حامل پیامهایی درباره شجاعت، آزادگی، مسئولیتپذیری و دفاع از میهن هستند. در فرهنگ بلوچستان، لالاییهایی وجود دارد که مادر آینده فرزندش را در قامت یک دلاور به تصویر میکشد. در بخشی از این لالاییها، مادر حتی پس از شهادت فرزند، بهجای تأکید صرف بر اندوه، از سربلندی و افتخار سخن میگوید؛ نگاهی که شکست را پایان راه نمیداند و ایثار را مایه عزت میشمارد.
فرهنگ مشترک از شمال تا جنوب ایران
این پژوهشگر تأکید میکند که شباهت میان لالاییهای مناطق مختلف ایران اتفاقی نیست. از شمال تا جنوب و از شرق تا غرب ایران، یک فرهنگ مشترک جریان دارد؛ فرهنگی که آزادگی، سلحشوری و دفاع از سرزمین را ارزش میداند. در لالاییهای ترکمن، مادر آرزو میکند برای فرزندش اسبی بیاورند تا روزی چنان دلاور شود که دیگران نیز پشت سر او به میدان بیایند. در لالاییهای ترکهای ایران نیز از کودکی سخن گفته میشود که روزی صدایش سپاهی را به حرکت درمیآورد.
وی در پایان با اشاره به حضور امروزین زنان در عرصههای اجتماعی خاطرنشان میکند: «بسیاری از زنان ایرانی همراه فرزندان خردسال خود در اجتماع حضور پیدا میکنند و این یک آموزش عملی به نسل آینده است. کودک در کنار مادر، مفهوم همبستگی، مسئولیت اجتماعی، وطندوستی و مشارکت را تجربه میکند. این یکی از مهمترین سرمایههای فرهنگی ایران است؛ سرمایهای که اگر بهدرستی شناخته و روایت شود، میتواند برای نسلهای آینده نیز الهامبخش باشد.»
نظرات (0)