جنگ‌ها تنها با سکوت اسلحه‌ها پایان نمی‌یابند؛ بخش بزرگی از تبعات آن در ذهن و حافظه جمعی مردم ریشه می‌دواند. زینب شریعتمدار، فعال حوزه زنان در عرصه بین‌الملل، در گفت‌وگویی با خبرنگار فارس، به نقد عملکرد رسانه‌ها در پوشش جنگ اخیر پرداخته و بر لزوم توجه به روایت‌های ناگفته زنان تأکید کرده است.

رسانه‌ها در دام بازتاب رویدادها

شریعتمدار یکی از ضعف‌های جدی رسانه‌های داخلی را محدود شدن به بازتاب صرف رویدادها می‌داند. به اعتقاد وی، رسالت خبرنگار فراتر از انتقال خبر است؛ او باید لایه‌های پنهان زندگی مردم را کشف کند و روایت‌گر تجربه‌های انسانی باشد. از نگاه این فعال حوزه زنان، خبر پایان مسیر یک خبرنگار نیست، بلکه سرآغاز راهی است که باید به شناسایی تغییرات اجتماعی و نیازهای واقعی جامعه منتهی شود.

او تأکید می‌کند که خبرنگار نباید منتظر وقوع حادثه بماند، بلکه پیش از رخدادها باید میدان را رصد کند، خلأها را بشناسد و با مردم‌نگاری، تصویری واقعی از نقاط قوت و ضعف جامعه ارائه دهد. به گفته او، اگر رسانه بتواند تصویر حقیقی مردم را در برابر چشمانشان قرار دهد، جامعه مسیر نقش‌آفرینی مؤثر را بهتر خواهد یافت.

جنگ شناختی؛ هدف اصلی زنان و دختران

به باور شریعتمدار، سال‌هاست که رهبر شهید انقلاب درباره جنگ نرم، جنگ ترکیبی و جنگ شناختی هشدار داده بودند، اما این مفاهیم هنوز در عرصه رسانه و فرهنگ چنان که باید جدی گرفته نشده است. او معتقد است هدف اصلی این جنگ‌ها، بیش از هر گروه دیگری، زنان و به ویژه دختران نوجوان و جوان هستند؛ زیرا هویت آنان مستقیماً مورد هدف قرار گرفته است.

به همین دلیل، به گفته او، رسانه باید به جای بازتولید کلیشه‌ها، بازنمایی هویت واقعی زن ایرانی را در دستور کار قرار دهد؛ زنی که در کنار ایفای نقش‌های خانوادگی، می‌تواند معلم، کنشگر اجتماعی، فعال فرهنگی و تأثیرگذار در عرصه‌های گوناگون باشد.

تفاوت میان حضور و نقش‌آفرینی

شریعتمدار با اشاره به تجربه شخصی خود از حضور در اجتماعات مردمی، میان «حضور» و «نقش‌آفرینی» تمایز قائل می‌شود. به اعتقاد او، صرف حضور مردم در میدان ارزشمند است، اما رسانه باید این پرسش را مطرح کند که چگونه می‌توان این حضور را به اثربخشی اجتماعی تبدیل کرد.

او روایت گفت‌وگوی خود با نوه هفت‌ساله‌اش را مثال می‌زند؛ دختری که پس از یک تجمع از او پرسید: «آیا این حضور، حضور مؤثر بود؟» این پرسش به باور شریعتمدار نشان می‌دهد که حتی کودکان نیز در فضای جنگ شناختی به دنبال فهم معنای نقش‌آفرینی هستند و رسانه باید پاسخ این نیاز را فراهم کند.

تصویر کلیشه‌ای از زنان در رسانه‌های جنگی

یکی از اصلی‌ترین نقدهای شریعتمدار متوجه نحوه بازنمایی زنان در جنگ اخیر است. به گفته او، عمده تصاویر منتشرشده از زنان به پخت غذا، تهیه تدارکات و پشتیبانی محدود شد؛ در حالی که زنان در میدان‌های متعدد دیگری نیز حضوری پررنگ داشتند؛ از امدادرسانی و مدیریت بحران گرفته تا آواربرداری، ساماندهی خانواده‌ها، مراقبت از مجروحان، مدیریت اضطراب کودکان و روایت‌گری اجتماعی.

او تأکید می‌کند رسانه‌ها کمتر به سراغ زنانی رفتند که در عملیات آواربرداری مشارکت داشتند یا در شرایط دشوار، مسئولیت جمع‌آوری بقایای پیکر شهدا را بر عهده گرفتند. به اعتقاد او، اگر این روایت‌ها ثبت نشوند، بخش مهمی از حافظه اجتماعی جنگ از میان خواهد رفت.

جنگ پس از آتش‌بس پایان نمی‌یابد

از نگاه شریعتمدار، جنگ صرفاً یک رویداد نظامی نیست؛ بلکه تجربه‌ای است که شخصیت و سبک زندگی انسان‌ها را دگرگون می‌کند. او معتقد است هیچ‌یک از افرادی که جنگ را تجربه کرده‌اند، دیگر همان انسان‌های پیش از جنگ نخواهند بود. اضطراب، تغییر سبک زندگی، احساس ناامنی، تغییر رفتار کودکان و حتی حساسیت نسبت به صداها، بخشی از واقعیت‌های پس از جنگ است که کمتر در رسانه‌ها بازتاب می‌یابد.

به باور این فعال حوزه زنان، رسانه باید به این تغییرات بپردازد؛ زیرا بازسازی روانی جامعه، بسیار طولانی‌تر و پیچیده‌تر از بازسازی ساختمان‌هاست. جنگ اگرچه با آتش‌بس متوقف می‌شود، اما زخم‌های روحی آن تا سال‌ها در دل جامعه باقی می‌ماند.

روایت‌های ناگفته و مغفول

شریعتمدار معتقد است رسانه‌ها معمولاً به سراغ روایت‌های رسمی می‌روند، در حالی که زندگی روزمره مردم سرشار از سوژه‌هایی است که دیده نمی‌شوند. او نمونه‌هایی از این روایت‌ها را برمی‌شمارد؛ زنانی که ناچار شدند خانه‌های آسیب‌دیده خود را ترک کنند، مادرانی که همزمان باید اضطراب خود و فرزندانشان را مدیریت می‌کردند، کارکنان هتل‌هایی که میزبان مجروحان بودند و زنانی که پس از پایان فعالیت‌های پشتیبانی، با خلأ روانی ناشی از پایان نقش مؤثر خود روبه‌رو شدند.

هویت زن ایرانی؛ نه شرقی و نه غربی

بخش دیگری از سخنان شریعتمدار به مسئله هویت زن اختصاص دارد. او تصویر «ابرزن» کامل در همه عرصه‌ها را محصول نگاه غربی می‌داند و در مقابل، تصویر زن منزوی و فاقد نقش اجتماعی را ریشه‌دار در کلیشه‌های سنتی شرقی معرفی می‌کند.

به باور او، زن ایرانی بر اساس شرایط، میان نقش‌های مختلف خود تعادل برقرار می‌کند. همان‌گونه که یک مادر در زمان نیاز، نقش مادری را پررنگ‌تر می‌کند و در موقعیتی دیگر، نقش اجتماعی خود را اولویت می‌بخشد. از این منظر، مسئله اصلی تنظیم اولویت‌هاست، نه رقابت میان نقش‌ها.

جنگ شناختی؛ نبرد روایت‌ها

شریعتمدار در پایان تأکید می‌کند که بزرگ‌ترین ظرفیت مغفول رسانه، توجه به لایه‌های انسانی هر خبر است. اصابت یک موشک یا تخریب یک ساختمان، تنها خبر اولیه است؛ اما ده‌ها روایت دیگر در دل همان حادثه نهفته است؛ کودکی که ترس را تجربه کرده، مادری که خانه خود را از دست داده، امدادگری که هر روز با صحنه‌های تلخ مواجه است، یا خانواده‌ای که باید زندگی خود را از نو بسازد.

به گفته او، اگر رسانه این روایت‌ها را نبیند، بخش مهمی از حقیقت جنگ دیده نخواهد شد. پیام اصلی این گفت‌وگو را می‌توان در یک جمله خلاصه کرد: جنگ شناختی، نبرد روایت‌هاست و زنان یکی از مهم‌ترین راویان این میدان‌اند.