سالهاست درباره ذخایر نفتی و گازی ایران، ظرفیت پالایش، شمار نیروگاهها و حجم مصرف بنزین آمار منتشر میشود؛ اما پرسش بنیادین کمتر مطرح شده است: آیا هر واحد انرژی در جایی مصرف میشود که بیشترین ارزش را برای اقتصاد خلق کند؟ گزارش تازه ای که در رسانهها منتشر شده، همین پرسش را محور بررسی ناترازی انرژی ایران قرار داده است.
تولید بیشتر از مصرف، اما با هزار اما
آمارها در نگاه اول متناقض به نظر میرسند: تولید گاز خشک ایران در سال ۲۰۲۳ به حدود ۹.۴ تریلیون فوت مکعب رسیده، در حالی که مصرف همان سال ۸.۹ تریلیون فوت مکعب بوده است. اما این فاصله اندک میان تولید و مصرف، تصویر کامل را نشان نمیدهد؛ بخش مهمی از گاز تولیدشده هرگز وارد چرخه مصرف نهایی و خلق ارزش نمیشود.
بر اساس دادههای منتشرشده، ایران در سال ۲۰۲۳ نزدیک به ۷۲۱ میلیارد فوت مکعب گاز را فلر یا وِنت کرده که معادل حدود ۲۰.۴ میلیارد مترمکعب است. به گفته آژانس اطلاعات انرژی آمریکا (EIA)، ایران پس از روسیه دومین کشور جهان از نظر حجم گاز فلرشده بوده است. افزون بر این، حدود ۶۰۰ میلیارد فوت مکعب گاز نیز برای تزریق مجدد به چاههای نفت مصرف شده است؛ اقدامی که گرچه برای حفظ تولید نفت توجیه اقتصادی دارد، نشان میدهد هر مترمکعب گاز یک «هزینه فرصت» دارد و باید معلوم باشد کجا بیشترین ارزش را میآفریند.
گاز ایران میان سه بخش بزرگ تقسیم میشود
آمار سال ۲۰۲۲ ترکیب مصرف گاز ایران را چنین نشان میدهد: ۳۳ درصد در بخش خانگی و تجاری، ۲۷ درصد در صنعت از جمله پتروشیمی و ۲۸ درصد در نیروگاههای برق. مجموع این سه بخش به بیش از ۸۸ درصد مصرف کل میرسد؛ یعنی گاز ایران همزمان سوخت خانهها، خوراک صنایع، سوخت نیروگاهها و ماده اولیه زنجیره پتروشیمی است و به همین دلیل، «کمبود گاز» در عمل به یک رقابت اقتصادی بزرگ میان رفاه خانوار، تولید برق، تولید صنعتی و ظرفیت صادراتی تبدیل میشود.
برق؛ ۸۵ درصد با گاز
وابستگی بخش برق به گاز در ایران بسیار بالاست؛ در سال ۲۰۲۲ حدود ۸۵.۲ درصد برق کشور با گاز طبیعی تولید شد و مجموع تولید برق به حدود ۳۶۰.۷ تراواتساعت رسید، در حالی که مصرف برق در سال ۲۰۲۴ حدود ۳۴۷ تراواتساعت برآورد شده است. ظرفیت اسمی نیروگاهها نیز در آستانه ۹۵ هزار مگاوات قرار دارد و وزارت نیرو در سال ۱۴۰۴ از عبور ظرفیت اسمی از ۹۴ هزار مگاوات و ثبت مصرف بیش از ۷۷ هزار مگاوات در روزهای اوج گرما خبر داده است؛ اما ظرفیت اسمی به معنای برق قابل اتکا در همه ساعتها نیست.
در برنامه هفتم توسعه، هدف راندمان ۴۱ درصدی برای نیروگاهها تا پایان دوره و کاهش تلفات انتقال و توزیع به ۱۲ درصد تعیین شده است. به همین دلیل کارشناسان ارتقای راندمان نیروگاهها را نه یک پروژه صرفاً فنی، بلکه راهی برای «آزادسازی گاز» میدانند؛ گازی که در حلقههای فنی و زیرساختی قابل بازیابی است، میتواند بدون حفر یک چاه جدید به اقتصاد بازگردد.
بنزین؛ شکافی که با ارقام روشن میشود
مصرف بنزین شاید گویاترین نمونه فاصله میان «داشتن انرژی» و «درست مصرف نکردن» باشد. در سال ۱۴۰۴ میانگین مصرف روزانه بنزین در مقاطعی به حدود ۱۲۹ میلیون لیتر رسید، در حالی که تولید پالایشگاهها و بنزین اختلاطی حدود ۱۲۱ میلیون لیتر در روز بود. حتی در سال ۲۰۲۵ رکورد مصرف روزانه به حدود ۱۴۳.۷ میلیون لیتر نیز رسیده است. یکی از اعضای کمیسیون انرژی مجلس نیز در سال ۲۰۲۶ مصرف روزانه را حدود ۱۳۵ میلیون لیتر و تولید را حدود ۱۰۵ میلیون لیتر اعلام کرده است؛ شکافی نزدیک به ۳۰ میلیون لیتر در روز که اگر یک سال ادامه یابد، به کسری حدود ۱۰.۹۵ میلیارد لیتری میرسد. البته این رقم بر اساس اظهارنظر یک نماینده مجلس است و باید با آمار نهایی وزارت نفت تطبیق شود.
خودروهای کمبازده، ترافیک، الگوی سفر، قاچاق سوخت و قیمتگذاری همگی در این شکاف نقش دارند؛ یعنی بخشی از نفت و ظرفیت پالایشی کشور بهجای صادرات و توسعه زنجیره ارزش، صرف پاسخ به رشد مصرف حملونقل میشود.
حلقه گمشده: سوخت جایگزین
ناترازی گاز فقط در گاز تمام نمیشود. بر اساس گزارش منتشرشده در سال ۲۰۲۵ که از یک گزارش داخلی وزارت نفت گرفته شده، مصرف گازوئیل در مارس ۲۰۲۵ به ۱۴۶ میلیون لیتر در روز رسیده است؛ حدود ۳۰ میلیون لیتر بیشتر از تولید داخلی. جهش مصرف گازوئیل به کمبود گاز و روی آوردن نیروگاهها و صنایع سنگین به گازوئیل و نفتکوره مرتبط دانسته شده است. در این صورت، هزینه واقعی ناترازی فقط «کمبود گاز» نیست؛ هزینه گازوئیل، نفتکوره، آلودگی، تعمیرات و از دست رفتن فرصت صادراتی نیز به آن افزوده میشود.
بهجای مصرف کمتر، مصرف هوشمندتر
برآوردها نشان میدهد ایران در سال ۲۰۲۴ حدود ۲۰ کوادریلیون BTU انرژی اولیه تولید کرده و در شمار بزرگترین تولیدکنندگان انرژی جهان قرار داشته است؛ مصرف انرژی اولیه نیز حدود ۱۴ کوادریلیون BTU اعلام شده است. این فاصله به خودی خود به معنای امکان صادرات نیست؛ کیفیت منابع، ظرفیت پالایش و فرآورش، محدودیتهای شبکه، تحریمها و نیازهای داخلی همگی اثرگذارند. با این حال، کارشناسان تأکید دارند شاخص درست برای ارزیابی، «ارزش اقتصادی ایجادشده به ازای هر واحد انرژی» است؛ هر مترمکعب گاز، هر کیلوواتساعت برق و هر لیتر فرآورده باید بر اساس ارزش افزوده، درآمد صادراتی، اشتغال و صرفهجویی ارزی سنجیده شود. یک واحد گاز در نیروگاه کمبازده ارزشی متفاوت از همان واحد در زنجیره پتروشیمی دارد و سرمایهگذاری برای جمعآوری گازهای فلر میتواند بدون افزایش تولید، منبع تازهای در اختیار اقتصاد بگذارد.
ایران از معدود کشورهایی است که میتواند همزمان تولیدکننده بزرگ نفت و گاز، تولیدکننده برق، دارنده صنایع انرژیبر و صادرکننده محصولات پتروشیمی باشد؛ اما این مزیت تاریخی اگر با منطق «هر کس دسترسی دارد مصرف میکند» مدیریت شود، میتواند به دام ناترازی تبدیل شود.
نظرات (0)