صنعت نفت ایران در سالهای اخیر با چالش بزرگ ناترازی گاز و کاهش بهرهوری در زنجیره تولید انرژی دستوپنجه نرم میکند. در این میان، موضوع جمعآوری گازهای همراه نفت یا همان گازهای مشعل که سالها بهعنوان یک معضل زیستمحیطی و اقتصادی شناخته میشده، اکنون به یکی از اولویتهای راهبردی وزارت نفت تبدیل شده است.
آمار نگرانکننده از هدررفت منابع
رضا خیلائی، مدیر نظارت بر تولید نفت و گاز شرکت ملی نفت ایران، با ارائه آماری قابل تأمل اعلام کرده است که هماکنون روزانه حدود ۸۰ میلیون مترمکعب گاز همراه نفت در کشور تولید میشود. از این مقدار، بخشی پس از فرآورش وارد شبکه مصرف میشود، اما همچنان روزانه ۴۰ تا ۵۰ میلیون مترمکعب از این گازها، بسته به سطح تولید نفت خام، در مشعلها سوزانده میشود.
این ارقام نشاندهنده ظرفیت عظیمی است که میتواند با مدیریت صحیح، از حالت اتلاف به منبعی ارزشمند برای اقتصاد ملی تبدیل شود. گازهای همراه در صورت جمعآوری و فرآورش میتوانند به خوراک پتروشیمیها، سوخت نیروگاهها و واحدهای صنعتی تبدیل شده و در ماههای سرد سال که مصرف خانگی افزایش مییابد، پشتوانهای برای پایداری شبکه گاز کشور باشند.
از پروژههای کوتاهمدت تا طرحهای بلندمدت
یکی از رویکردهای جدید در این حوزه، تفکیک زمانی پروژهها و حرکت به سمت برنامههای مرحلهبندیشده است. بر اساس برنامهریزی صورتگرفته، برای بخشی از گازهای همراه، پروژههای کوتاهمدت با افق ۱۸ تا ۳۰ ماه تعریف شده تا در سریعترین زمان ممکن، بخش قابل توجهی از گازهای مشعل وارد چرخه مصرف شوند. در کنار این اقدامات فوری، طرحهای بزرگتر شامل احداث واحدهای فرآورشی و کارخانههای NGL نیز با بازه زمانی ۷ تا ۱۰ سال در دستور کار قرار گرفته است.
این استراتژی دوگانه نشان میدهد که برنامهریزان صنعت نفت به دنبال ایجاد تعادل میان نیاز فوری کشور و الزامات زیرساختی بلندمدت هستند. پروژههای کوتاهمدت فشار فعلی بر شبکه انرژی را کاهش میدهند و طرحهای بزرگتر بنیان پایدار برای کنترل فلرینگ در سالهای آینده را فراهم میآورند.
دستاوردهای میدانی؛ ۹ میلیون مترمکعب ظرفیت جدید
در همین راستا، برخی پروژهها به نتیجه رسیده و وارد مدار بهرهبرداری شدهاند. طرحهایی نظیر مارون ۵، ایستگاه تقویت فشار گاز دهلران و اصلاح ایستگاه تزریق گاز هفتکل از جمله پروژههایی هستند که تاکنون به ظرفیت جمعآوری کشور افزودهاند. مجموع این اقدامات حدود ۹ میلیون مترمکعب در روز به ظرفیت جمعآوری گازهای مشعل اضافه کرده است.
این رقم اگرچه در مقایسه با ۴۰ تا ۵۰ میلیون مترمکعب گازی که هنوز سوزانده میشود، اندک به نظر میرسد، اما نشانه مهمی از تبدیل سیاستهای اعلامی به خروجی عملیاتی است. در حوزهای که سالها به دلایل مالی، فنی و مدیریتی با تأخیر مواجه بوده، ثبت چنین پیشرفتی میتواند نویدبخش ورود به مرحلهای متفاوت از تصمیمگیری و اجرا باشد.
چالشهای پیش رو؛ پراکندگی و پیچیدگی فنی
با وجود پیشرفتهای صورتگرفته، مسیر پیش رو همچنان طولانی است. بیش از ۹۰ نقطه مشعلسوزی در هفت استان کشور پراکنده شدهاند و همین پراکندگی، چالش بزرگی در حوزه انتقال، جمعآوری، فشارافزایی و فرآورش ایجاد میکند. فاصله قابل توجه میان محل تولید گاز همراه تا تأسیسات فرآورشی، نیاز به خطوط لوله، ایستگاههای میانی و سرمایهگذاری پیوسته را افزایش میدهد.
علاوه بر این، بخشی از گازهای همراه از نوع «ترش» هستند و وجود ترکیباتی مانند سولفید هیدروژن یا دیاکسیدکربن، فرآورش آنها را پیچیدهتر و پرهزینهتر میکند. به همین دلیل، خاموش شدن کامل مشعلها در عمل به معنای ایجاد یک شبکه کامل از زیرساختهای هماهنگ است؛ شبکهای که باید از محل استخراج تا ایستگاه تقویت فشار، واحد شیرینسازی، خطوط انتقال و نهایتاً مقصد مصرف، بهصورت یکپارچه عمل کند.
اصلاح حکمرانی انرژی؛ رویکردی فراتر از پروژههای مقطعی
آنچه این تلاشها را از پروژههای معمول صنعتی متمایز میکند، تغییر نگاه به مسئله فلرینگ است. امروزه جمعآوری گازهای همراه دیگر یک اقدام فنی صرف محسوب نمیشود، بلکه به بخشی از اصلاح ساختار مدیریت انرژی و مهار ناترازی تبدیل شده است. در این نگاه جدید، گاز همراه نه یک محصول فرعی کماهمیت، بلکه بخشی از دارایی ملی است که باید برای آن برنامهریزی اقتصادی، فنی و نهادی انجام شود.
از منظر اقتصادی، گازی که امروز در مشعلها میسوزد، در صورت بازیافت میتواند وارد صنایع پاییندستی شود و در چند مرحله ارزش افزوده ایجاد کند. استفاده از این گاز در پتروشیمیها، نیروگاهها و صنایع انرژیبر، افزون بر کاهش اتلاف، میتواند بخشی از نیاز سوخت این بخشها را بدون فشار مضاعف بر سایر منابع تأمین کند. در ماههای سرد سال که مصرف خانگی افزایش مییابد و محدودیت تأمین برای صنایع پررنگتر میشود، هر مترمکعب گاز بازگشتی از فلرها به معنای افزایش تابآوری شبکه انرژی است.
پایان دادن به یک چالش دیرینه
کاهش فلرینگ علاوه بر منافع اقتصادی، آثار زیستمحیطی و اجتماعی قابل توجهی نیز دارد. سوزاندن مداوم گازهای همراه به هدررفت سرمایه ملی و انتشار آلایندهها منجر میشود و فشار بر محیطزیست مناطق نفتخیز را تشدید میکند. بنابراین، جمعآوری این گازها اقدامی است که همزمان سه هدف افزایش عرضه انرژی، بهبود بهرهوری اقتصادی و کاهش پیامدهای زیستمحیطی را دنبال میکند.
در مجموع، آنچه امروز در حوزه جمعآوری گازهای همراه در حال شکلگیری است، در صورت همراهی با تأمین مالی پایدار، هماهنگی نهادی و تداوم اجرایی، میتواند به یکی از نمونههای مهم اصلاح ساختاری در بخش انرژی ایران تبدیل شود. کشوری که دیگر امکان اتکای صرف به توسعه عرضه از مسیرهای سنتی و پرهزینه را ندارد، ناگزیر به سمت کاهش اتلاف، افزایش بهرهوری و استفاده حداکثری از ظرفیتهای مغفول حرکت میکند.
نظرات (0)