بیش از دو سال از سقوط حکومت بشار اسد میگذرد؛ اما آنچه امروز در سوریه جریان دارد، نه بازسازی یک کشور واحد، بلکه نهادینهشدن شکافهایی است که هر روز عمیقتر میشوند. کارشناسان مسائل منطقه از این وضعیت با تعبیر «تجزیه بدون اعلام تجزیه» یاد میکنند؛ یعنی کشوری که در عمل به چند بخش مستقل تقسیم شده، بیآنکه هیچکس رسماً آن را اعلام کند.
نقشهای که دیگر یک رنگ نیست
نقشه سیاسی سوریه امروز شباهت چندانی به دوران پیش از ۲۰۱۱ ندارد. هر بخش از خاک این کشور زیر نفوذ یک یا چند بازیگر قرار دارد و مرزهای داخلی عملاً شکل گرفتهاند:
- دمشق و غرب کشور زیر کنترل دولت جدید بهریاست احمد الشرع (ابومحمد الجولانی) و گروههای وابسته به هیئت تحریر الشام است.
- شمال شرق در دست اداره خودمختار کردها (نیروهای سوریه دموکراتیک) قرار دارد که با حمایت ائتلاف آمریکایی اداره میشود.
- نوار مرزی شمال تحت نفوذ گروههای مسلح مورد حمایت ترکیه است و آنکارا با عملیاتهای متوالی، کمربند امنیتی خود را گسترش داده است.
- جنوب کشور شاهد حضور نظامی اسرائیل در مناطق مرزی و ایجاد «حاشیه امنیتی» در استانهای قنیطره و بخشهایی از درعا و ریف دمشق است.
- شرق و مناطق بیابانی همچنان میدان رقابت میان نیروهای آمریکایی مستقر در پایگاه التنف و میدانهای نفتی با دیگر بازیگران است.
- سواحل مدیترانه با حضور باقیمانده پایگاههای روسیه در طرطوس و حمیمیم، از وزن ژئوپلیتیکی ویژهای برخوردار است.
اقتصاد؛ از بحران تا وابستگی
تجزیه سیاسی، اقتصاد سوریه را نیز تکهتکه کرده است. هر منطقه ارز، نظام مالیاتی و حتی گذرگاههای تجاری خود را دارد. کردستان سوریه با تکیه بر میدانهای نفتی شرق فرات، درآمد مستقلی کسب میکند؛ در حالی که دمشق برای تأمین منابع مالی به بازسازی روابط با کشورهای عربی و تلاش برای رفع تحریمها چشم دوخته است. نرخ فقر و بیکاری در سراسر کشور بالاست و میلیونها آواره هنوز نتوانستهاند به خانههای خود بازگردند.
بازیگران خارجی و منافع متضاد
آنچه تجزیه سوریه را پیچیدهتر میکند، حضور همزمان قدرتهای خارجی با منافع متضاد است. آمریکا در شرق کشور پایگاههای نظامی دارد و از کردها حمایت میکند؛ ترکیه در شمال به دنبال مهار کردهاست؛ اسرائیل در جنوب به دنبال تضمین امنیت مرزهای خود است؛ روسیه در ساحل به دنبال حفظ پایگاههای دریایی و هوایی خود و روسیه و ایران نیز روابط خود با دولت جدید را بازتعریف کردهاند. این پازل پیچیده، هرگونه تلاش برای یکپارچهسازی کشور را با مانع روبهرو میکند.
آینده مبهم؛ گفتگو یا تثبیت شکافها؟
در ماههای اخیر، تلاشهایی برای گفتگوی ملی میان گروههای مختلف سوری انجام شده، اما تاکنون به نتیجه ملموسی نرسیده است. کردها خواستار تضمین حقوق و خودمختاری در چارچوب یک سوریه غیرمتمرکز هستند؛ دولت مرکزی بر یکپارچگی و انحصار حاکمیت اصرار دارد؛ و قدرتهای خارجی نیز هرکدام سناریوی خاص خود را دنبال میکنند.
بسیاری از تحلیلگران معتقدند در صورتی که این روند ادامه یابد، سوریه به الگویی شبیه به «لبنانسازی» یا حتی «بوسنیسازی» خواهد رسید؛ یعنی کشوری که رسماً بر روی نقشه وجود دارد، اما در عمل به چند واحد نیمهمستقل تقسیم شده است. در چنین شرایطی، «تجزیه بدون اعلام تجزیه» ممکن است به واقعیتی دائمی تبدیل شود و نه یک مرحله گذار.
به نظر میرسد سرنوشت سوریه در ماههای آینده بیش از آنکه در دمشق رقم بخورد، در پایتختهای قدرتهای منطقهای و بینالمللی تعیین خواهد شد؛ مگر آنکه ارادهای جدی برای بازگرداندن حاکمیت ملی به یک دولت واحد شکل بگیرد.
نظرات (0)