این روزها بارها شنیده می‌شود که نوجوان امروز دیگر مانند نسل‌های گذشته کتاب نمی‌خواند؛ گزاره‌ای که به اعتقاد منصوره مصطفی‌زاده، نویسنده و کارشناس کتاب کودک، نیازمند بازنگری است. او در گفت‌وگو با باشگاه خبرنگاران جوان توضیح می‌دهد که نوجوان امروز الزاماً کمتر از گذشته با متن و خواندن مواجه نیست، بلکه میدان مطالعه‌اش تغییر کرده و «خواندنی‌های» او متنوع‌تر از همیشه شده است.

تغییر میدان مطالعه، نه کم‌شدن میل به خواندن

مصطفی‌زاده دلیل افت کتابخوانی نوجوانان را کم‌شدن علاقه آن‌ها به خواندن نمی‌داند، بلکه معتقد است جایگزین‌های جذاب‌تری برای کتاب پدید آمده است. به گفته او، یک نسل پیش به‌جز کتاب و مجله گزینه چندانی برای خواندن وجود نداشت، اما امروز نوجوانان با انواع متن در فضای ارتباطی و رسانه‌ای روبه‌رو هستند.

وی تأکید می‌کند: «نوجوانان امروز در ارتباط با بسیاری از افراد پیرامون خود از پیام‌های متنی استفاده می‌کنند و به همین دلیل متن کم نمی‌خوانند. آن‌ها یادداشت‌های زیادی را در قالب کپشن می‌خوانند و با متن‌های متنوعی مواجه‌اند، اما کتاب به معنای خاص آن، نسبت به گذشته کمتر خوانده می‌شود؛ زیرا جایگزین‌های دیگری برای آن وجود دارد.»

این کارشناس با تأکید بر اینکه کتاب همچنان اهمیت و جایگاه خود را دارد، می‌گوید: «یک زمانی می‌توانستیم بگوییم کتاب تنها مرجع شکل‌دهی به فکر و شخصیت نوجوان بوده است؛ اما امروز این‌طور نیست و مراجع دیگری هم داریم که از طریق آن‌ها فکر و شخصیت نوجوان شکل می‌گیرد.»

شبکه‌های اجتماعی و چت‌باکس بازی‌ها؛ میدان‌های تازه شکل‌گیری فکر

مصطفی‌زاده با اشاره به نقش پررنگ شبکه‌های اجتماعی در زندگی نوجوانان، بر ضرورت توجه به این فضاها تأکید می‌کند و می‌گوید: «بخشی از ماجرا این است که شبکه‌های اجتماعی، یعنی همان فضاهایی که می‌دانیم بچه‌ها و نوجوانان حضور پررنگی در آن‌ها دارند و از آن‌ها الگو و ایده می‌گیرند، پربار شوند.»

او به نمونه‌ای کمتر دیده‌شده اشاره می‌کند: «بچه‌ها، به‌طور خاص پسرها، بخش زیادی از اطلاعاتشان را در چت‌باکس‌های بازی به دست می‌آورند. شاید در نگاه اول عجیب به نظر برسد که در فضای گفت‌وگو حول بازی‌های رایانه‌ای آنلاین، فکر بچه‌ها شکل بگیرد، اما واقعیت همین است. حالا ما می‌توانیم این واقعیت را بپذیریم و برای آن فکری کنیم یا نپذیریم و اجازه دهیم دیگران برای آن‌ها فکر کنند.»

دو «چاله» کتابخوانی؛ گذار دشوار از شنیدن به خواندن و هیجان نوجوانی

این نویسنده با اشاره به اینکه افت کتابخوانی در برخی مقاطع سنی پدیده‌ای طبیعی است، توضیح می‌دهد: «بسیاری از بچه‌ها در دوره دبستان بسیار کتابخوان هستند، اما وقتی به نوجوانی می‌رسند، دچار افت جدی در کتابخوانی می‌شوند. ما همیشه می‌گوییم دو «چاله» در کتابخوانی وجود دارد؛ یکی ابتدای دبستان و دیگری دوره نوجوانی؛ دوره‌هایی که بچه‌ها ناگهان کمتر کتاب می‌خوانند.»

به گفته او، در ابتدای دبستان کودک باید از شنونده کتاب به خواننده آن تبدیل شود و همین گذار برایش دشوار است؛ اما در نوجوانی ماجرا متفاوت است: «نوجوان ذاتاً دوست دارد تجربه‌های تازه و متنوعی داشته باشد و کتاب، به دلیل ریتم آرام و ماهیت تأمل‌برانگیزش، همیشه با این روحیه هیجان‌طلب سازگار نیست.»

مهم‌تر از تعداد کتاب‌ها، حفظ ارتباط با کتاب است

مصطفی‌زاده تأکید می‌کند که نباید انتظار داشت نوجوان همان میزان مطالعه دوران کودکی را حفظ کند: «اصراری نداریم اگر بچه‌ای پیش از نوجوانی هفته‌ای پنج کتاب می‌خوانده، در این دوره هم همان تعداد کتاب بخواند. هدف اصلی این است که ارتباطش با کتاب قطع نشود تا حوالی ۱۶ سالگی و پایان تقریبی دوره نوجوانی، دوباره بتواند با کتاب آشتی کند و مسیر کتابخوانی برایش بسته نشده باشد.»

وی حتی خواندن کتاب‌های عامه‌پسند را در این دوره طبیعی و لازم می‌داند: «اصراری نداریم که نوجوان حتماً کتاب‌های سنگین و فاخر بخواند. اتفاقاً نوجوانی زمان خواندن آثار عامه‌پسند است. ممکن است نوجوان بسته به علاقه‌اش سراغ رمان‌های فانتزی، عاشقانه یا کتاب‌های طنز برود و این کاملاً طبیعی است؛ چون همین کتاب‌ها باعث می‌شوند ارتباط او با کتاب حفظ شود.»

او در عین حال با یک مثال ورزشی توضیح می‌دهد که اگر نوجوانی در همین دوره سراغ کتاب‌های عمیق‌تر برود، می‌تواند فاصله قابل‌توجهی با همسالانش پیدا کند: «این دوره مثل زمانی است که در یک پیچ، همه ترمز می‌کنند اما یک نفر گاز می‌دهد؛ در اتومبیلرانی برنده همان کسی است که از این فرصت استفاده می‌کند. در زندگی هم کسانی جلو می‌افتند که در دوره‌ای که دیگران همه چیز را رها می‌کنند، آن‌ها مسیرشان را ادامه می‌دهند.»

پویش «هیسطوری»؛ نمونه موفق پیوند سرگرمی و کتاب

یکی از تجربه‌هایی که در سال‌های اخیر تلاش کرد کتابخوانی نوجوانان را با قالب‌های متنوع‌تری همراه کند، پویش «هیسطوری» بود؛ پویشی که با محوریت مجموعه «سرگذشت استعمار» و با استفاده از ابزارها و قالب‌هایی در کنار کتاب، نوجوانان را با مطالعه همراه کرد.

مصطفی‌زاده این تجربه را نمونه‌ای موفق از ایجاد جذابیت پیرامون کتاب می‌داند و می‌گوید: «قرار است یک ارزش افزوده روی کتاب بگذاریم و آن را جذاب کنیم. اگر صرفاً به بچه می‌گفتیم «برو تاریخ بخوان»، احتمالاً این کار را نمی‌کرد. در هیسطوری، کتابی با نثر روان و شیرین، تاریخ استعمار را که اساساً موضوع شیرینی نیست، روایت می‌کند و در کنار آن، محصولات و تجربه‌های مکملی مانند نرم‌افزار، ویدئو و فرآیندهای بازی طراحی شده تا نوجوان را بیشتر با کتاب همراه کند.»

وی با اشاره به توصیه رهبر شهید درباره مجموعه «سرگذشت استعمار» نیز یادآور می‌شود: «یادم هست که رهبر شهید درباره همین کتاب‌های «سرگذشت استعمار» گفته بودند این کتاب‌ها برای بچه‌ها بسیار مفید و مهم است و باید کاری کرد که آن‌ها این کتاب‌ها را بخوانند.»

این کارشناس استقبال نوجوانان از این پویش را نشانه موفقیت چنین الگوهایی می‌داند و می‌افزاید: «اینکه با چنین پویشی ۶۰ هزار نوجوان این کتاب‌ها را خواندند، اتفاق ارزشمندی است. این همان قلابی است که ما دنبالش می‌گردیم. می‌دانیم بچه‌ها از بازی، ویدئو و تماشا کردن لذت می‌برند؛ بنابراین باید کتاب را هم به همان قالب‌هایی ببریم که نوجوان با آن‌ها ارتباط برقرار می‌کند.»

بحران تمرکز؛ حلقه‌ای باطل که با کتابخوانی می‌شکند

مصطفی‌زاده در ادامه به یکی دیگر از چالش‌های کتابخوانی نوجوانان، یعنی مسئله تمرکز، اشاره می‌کند: «ما بحران تمرکز داریم. تا زمانی که تمرکز بچه‌ها پایین است، کتابخوانی امر دشواری است و تا زمانی که کتاب نمی‌خوانند، تمرکزشان پایین است. این یک حلقه باطل است که در آن گرفتار می‌شوند.»

او راه‌حل را در استفاده از هر فرصتی برای ترویج کتابخوانی می‌داند: «باید از هر فرصتی برای ترویج کتابخوانی میان بچه‌ها استفاده کنیم و با هر قلاب و جذابیتی که در اختیار داریم، آن‌ها را به سمت کتاب بکشانیم. حتی مسئله تمرکز هم از همین مسیر قابل حل است؛ چون کتابخوانی به تقویت تمرکز کمک می‌کند و هرچه تمرکز بیشتر شود، میل و توانایی خواندن هم افزایش پیدا می‌کند.»