جنگ اخیر میان ایران و محور آمریکا-صهیونیستی نه تنها معادلات میدانی را تغییر داد، بلکه بسیاری از تصورات رایج درباره نظم امنیتی منطقه را نیز به چالش کشید. یکی از مهمترین این تصورات، توانایی آمریکا در تضمین امنیت متحدان عرب خود با تکیه بر قدرت نظامی و مالی بود؛ تصویری که به گفته تحلیلگران، در جریان این جنگ به شدت آسیب دید.
فرمان اجرایی بیسابقه برای قطر
مهرماه سال گذشته و پس از حمله اسرائیل به دوحه که به بهانه ترور اعضای حماس انجام شد، رئیسجمهور آمریکا یک فرمان اجرایی بیسابقه صادر کرد تا به قطر تضمین امنیتی بدهد. بر اساس این فرمان، هرگونه حمله به قطر به منزله تهدیدی علیه خود آمریکا تلقی میشد. در آن زمان، بسیاری از کارشناسان صدور این فرمان را پیروزی بزرگی برای دوحه ارزیابی کردند؛ «الیزابت دِنت»، پژوهشگر ارشد مؤسسه واشنگتن و مقام پیشین وزارت دفاع آمریکا، آن را «پیروزی بزرگ دیپلماتیک و استراتژیک دوحه» خوانده بود.
گسترش تعهدات به عربستان
کمتر از یک ماه پس از صدور این فرمان، عربستان سعودی نیز به سمت امضای توافق امنیتی دوجانبه با آمریکا حرکت کرد. این تلاشها در سفر آبانماه ۱۴۰۴ محمد بن سلمان به واشنگتن به نتیجه رسید و دو طرف «توافقنامه دفاعی استراتژیک» امضا کردند. به این ترتیب، به نظر میرسید مسیر منطقه به سمت وابستگی هرچه بیشتر کشورهای عرب حاشیه خلیج فارس به آمریکا پیش میرود.
فروپاشی تعهدات در عملیات وعده صادق ۴
اما تنها چهار ماه بعد، با آغاز تجاوز نظامی محور آمریکا-صهیونیستی به ایران، پایگاههای آمریکا در قطر و عربستان و چند کشور دیگر حاشیه خلیج فارس از نخستین اهدافی بودند که در عملیات وعده صادق ۴ با موشک و پهپاد مورد حمله قرار گرفتند. به گفته فرید زکریا، خبرنگار و تحلیلگر مشهور آمریکایی، این وضعیت «نمونه روشنی از نحوه از دست رفتن اعتبار آمریکا» را به نمایش گذاشت.
تغییر تصورات درباره ابرقدرت نظامی
زکریا در مقاله خود به درسهایی اشاره میکند که جنگ با ایران به تمام دنیا داده است؛ درسهایی که از فروپاشی تصورات رایج درباره «آمریکای قوی» نشئت میگیرد؛ آمریکایی که با پول برای دیگران امنیت فراهم میکند. به نوشته او، ناوهای جنگی فروشنده امنیت اکنون از ترس موشکهای ایرانی جرئت نزدیک شدن به تنگه هرمز را ندارند، پایگاههای آمریکا در منطقه تا حد زیادی نابود شده و بزرگترین ناو هواپیمابر این کشور به دلیل مشکلات لجستیکی و پشتیبانی با کمبود شدید مواجه است.
به گفته این کارشناس مسائل سیاسی، عربستان سعودی و قطر تنها یک سال پیش از ترامپ تعهدات امنیتی دریافت کرده بودند، اما ناتوانی آمریکا در مقابله با موشکهای ایرانی باعث شد «متحدان واشنگتن درباره دوام و اعتبار این تعهدات تردید کنند.»
وعدههای توافقی که محقق نشد
زکریا در ادامه به اظهارات مکرر ترامپ درباره نزدیک بودن توافق با ایران اشاره میکند و مینویسد تا اواسط ژوئن، دستکم ۳۸ اظهارنظر از رئیسجمهور آمریکا ثبت شده که در آنها از نزدیک بودن توافق یا تمایل شدید تهران برای دستیابی به آن سخن گفته شده است. با این حال، یک مقام ایرانی به رویترز گفته بود مذاکرات «مطلقاً هیچ پیشرفتی» نداشته است.
بازآرایی مناسبات منطقهای
این تحلیلگر آمریکایی استدلال میکند که جنگ با ایران به کلاس درسی برای دنیا تبدیل شده تا از زاویه آن، تغییر مناسبات جهانی را شاهد باشند. پیمانهای منطقهای نظیر «پیمان مکه» نشان میدهد که دستکم در غرب آسیا رویکردها دچار تحول شدهاند. هرچند هنوز زود است که روی فاصله گرفتن کشورهای عربی از آمریکا حساب باز کنیم، اما شرایط میدانی و واقعیت ناتوانی ابرقدرت نظامی جهان در بازگشایی تنگه هرمز، خواه ناخواه بر تغییر نگاه کشورهای منطقه تأثیرگذار است.
اعتراف اندیشکده آمریکایی
مؤسسه «خاورمیانه» نیز به تازگی در تحلیلی از کارنامه ۱۸ ماه نخست دولت دوم دونالد ترامپ نوشته است که جنگ با ایران باعث فرسایش اعتماد شرکای عرب واشنگتن، شکلگیری شکافهای تازه در روابط آمریکا و اسرائیل و تداوم تلاشها برای بازآرایی مناسبات منطقهای شده و خاورمیانه را وارد مرحلهای متفاوت کرده است. این اندیشکده آمریکایی اعتراف کرده است: «یک سال و نیم از آغاز دومین دولت دونالد ترامپ میگذرد و خاورمیانه امروز فاصله زیادی با نقطهای دارد که رئیسجمهور آمریکا امیدوار بود یا انتظار داشت منطقه در آن قرار داشته باشد. جنگ ایران سایه سنگینی بر منطقه و اقتصاد جهانی انداخته است.»
نظرات (0)