۲۶ مردادماه، سالروز بازگشت آزادگان سرافراز به میهن اسلامی، فرصتی است برای بازخوانی روایت انسان‌هایی که در یکی از سخت‌ترین مقاطع تاریخ معاصر ایران، میان دیوارهای اردوگاه‌های بعثی با شکنجه، محرومیت و غربت روبه‌رو شدند، اما اجازه ندادند اسارت، ایمان و کرامت انسانی آنان را از میان ببرد.

ابوترابی: از اسیر به مرجع معنوی

در میان روایت‌های متعدد آزادگان از آن سال‌ها، نام مرحوم سیدعلی‌اکبر ابوترابی‌فرد جایگاهی ویژه دارد. روحانی‌ای که نزدیک به یک دهه از عمر خود را در اردوگاه‌های عراق گذراند و به تدریج از یک اسیر در میان هزاران اسیر، به مرجع معنوی، اخلاقی و مدیریتی آنان تبدیل شد.

فرج‌الله فصیحی رامندی، از آزادگان دوران دفاع مقدس که حدود ۱۵ ماه پایانی اسارت خود را در کمپ ۱۷ در کنار مرحوم ابوترابی گذرانده است، از او به عنوان شخصیتی یاد می‌کند که حضورش فشار اسارت را برای هزاران آزاده قابل تحمل‌تر کرد. او نخستین آشنایی خود با مرحوم ابوترابی را به روزهای مبارزه علیه رژیم پهلوی در سال ۱۳۵۷ در قزوین مربوط می‌داند.

به گفته فصیحی رامندی، محبوبیت ابوترابی در میان آزادگان بیش از هر چیز ناشی از نوع رفتار، نحوه برخورد با افراد و شیوه هدایت و راهنمایی او بود؛ نفوذی که تنها به نیروهای مذهبی و انقلابی محدود نمی‌شد و حتی افرادی با گرایش‌های متفاوت نیز تحت تأثیر شخصیت او قرار می‌گرفتند.

تبدیل اردوگاه از محل شکنجه به محیط آموزش

یکی از مهم‌ترین میراث‌های مرحوم ابوترابی در دوران اسارت، تلاش برای تبدیل اردوگاه از محلی برای شکنجه و تحقیر به محیطی برای آموزش و خودسازی بود. فصیحی رامندی از برگزاری کلاس‌های نهضت سوادآموزی، جلسات عقیدتی و سیاسی و آموزش قرآن در سطوح مختلف سخن می‌گوید؛ کلاس‌هایی که گاه در خفا و دور از چشم نیروهای عراقی برگزار می‌شد.

روخوانی، روان‌خوانی، تجوید و حفظ قرآن در کنار برنامه‌های آموزشی و فرهنگی، بخشی از زندگی روزمره آزادگان را تشکیل می‌داد. ورزش نیز جایگاه ویژه‌ای داشت؛ هدف تنها پر کردن اوقات فراغت نبود، بلکه حفظ توان جسمی و روحی اسرا مورد توجه قرار می‌گرفت.

علی‌اکبر عرفانی، آزاده و از همرزمان مرحوم ابوترابی، معتقد است او در اردوگاه‌های عراق عملاً مسیر مبارزه خود را از «جنگ سخت» به «جنگ نرم» تغییر داد. از نگاه ابوترابی، در دوران اسارت دیگر مقابله مستقیم و دائمی با دشمن، لزوماً به معنای پیروزی نبود؛ بلکه حفظ سلامت جسم و روح، ایمان، عزت و شخصیت آزادگان اهمیت بیشتری داشت.

توجه ویژه به محرومان و نیازمندان

یکی از ویژگی‌های برجسته مرحوم ابوترابی در روایت آزادگان، توجه ویژه او به کسانی بود که از نظر اعتقادی، روحی یا حتی مالی در شرایط دشوارتری قرار داشتند. فصیحی رامندی می‌گوید ابوترابی معتقد بود افراد مذهبی و انقلابی نباید تنها به همفکران خود توجه کنند، بلکه باید بیشتر مراقب کسانی باشند که در شرایط سخت، نیازمند حمایت هستند.

در خاطره‌ای که عرفانی نقل می‌کند، یک شب مرحوم متوجه شد پتوی یکی از اسرا روی پای او افتاده است. ابوترابی خم شد و پای آن اسیر را بوسید؛ رفتاری که برای فرد مقابل، بیش از ده‌ها سخنرانی اثرگذار بود. آن اسیر از نظر مذهبی فردی پررنگ نبود، اما همین رفتار انسانی و بدون تکلف، تحول روحی او را رقم زد.

حتی سهم اندک اسیران هم وسیله‌ای برای دستگیری از دیگران بود. در شرایط دشوار اقتصادی اردوگاه‌ها، مرحوم ابوترابی از نیروهای مذهبی و انقلابی می‌خواست بخشی از مبلغ ماهانه‌شان را کنار بگذارند تا برای اسیرانی که از نظر مالی یا اعتقادی در شرایط دشوارتری بودند هزینه شود.

تأثیرگذاری بر نیروهای عراقی

سیدعباس شیرانی، آزاده دوران دفاع مقدس، از فشارها و شکنجه‌های سنگینی می‌گوید که بر ابوترابی وارد می‌شد، اما او با وجود این شرایط روحیه خود را حفظ می‌کرد. در یکی از روایت‌های نقل‌شده، حتی زمانی کابل برق از دست شکنجه‌گران می‌افتاد، ابوترابی آن را به آنان بازمی‌گرداند تا مبادا به دلیل سهل‌انگاری مجازات شوند.

عرفانی نیز از یکی از شکنجه‌گران اردوگاه به نام کاظم عبدالامیر یاد می‌کند که بعدها تحت تأثیر رفتار ابوترابی قرار گرفت و مسیر زندگی‌اش تغییر کرد. روایت او از حضور این فرد در بدرقه آزادگان و ابراز پشیمانی از رفتارهای گذشته، از تأثیر فراتر از مرزهای اسارت سخن می‌گوید.

شبکه ارتباطی پنهان برای حفظ ایمان

در بسیاری از اردوگاه‌ها، برگزاری نماز جماعت و مراسم مذهبی ممنوع بود و حتی تجمع چند نفر از اسرا می‌توانست پیامدهایی برای آنان داشته باشد. با این حال، مرحوم ابوترابی توانست شبکه‌ای از ارتباط میان آزادگان ایجاد کند تا پیام‌های دینی و معنوی از طریق افراد مختلف منتقل شود.

بدن نحیف و آثار شکنجه بر پیکر ابوترابی، برای بسیاری از اسرا به نمادی از مقاومت تبدیل شده بود. به گفته شیرانی، ابوترابی در سخت‌ترین شرایط بشاش و مقاوم باقی می‌ماند و با یادآوری عنایات حضرت زهرا(س)، به آزادگان روحیه می‌داد.

حتی مسئله آزادی نیز در نگاه مرحوم ابوترابی رنگ دیگری داشت. شیرانی نقل می‌کند که ابوترابی در دوران اسارت دعا می‌کرد آخرین نفری باشد که از اردوگاه آزاد می‌شود، اما بعدها از این دعا ابراز پشیمانی کرده بود؛ چراکه آرزو می‌کرد نخستین نفر آزاد شود تا بتواند خبر بازگشت آزادگان را به مسئولان و خانواده‌های آنان برساند.

پس از آزادی نیز این مسئولیت‌پذیری ادامه یافت. ابوترابی به خانواده‌های آزادگان در نقاط مختلف کشور سرکشی می‌کرد و برای اطلاع از وضعیت آنان به مناطق دورافتاده سفر می‌کرد؛ در حالی که به گفته همرزمانش، با وجود جایگاه اجتماعی و سیاسی، زندگی بسیار ساده‌ای داشت.