عربستان سعودی در دورهٔ اخیر تأکید خود بر حمایت از ثبات و حاکمیت دولت لبنان را به طور فزاینده‌ای افزایش داده است. تأکید مجدد محمد بن سلمان، ولی‌عهد و نخست‌وزیر عربستان، بر حمایت از ژوزف عون، رئیس‌جمهور لبنان، نشان‌دهندهٔ ویژگی مهمی از استراتژی منطقه‌ای ریاض است که در آن بازگرداندن حاکمیت دولتی به کلید ثبات منطقه‌ای تبدیل شده است.

چشم‌انداز منطقه‌ای ریاض

چشم‌انداز عربستان از نظم منطقه‌ای، نظمی است که در آن دولت‌های مستقل بر امور خود اختیار داشته باشند و در برابر دخالت‌های خارجی آسیب‌پذیر نباشند. از آنجایی که پادشاهی عربستان به دنبال تحقق چشم‌انداز ۲۰۳۰ است، موفقیت این طرح به محیطی منطقه‌ای مساعد برای سرمایه‌گذاری مستقیم خارجی، گردشگری و تجارت بین‌المللی بستگی دارد. از دید مقامات ریاض، افزایش بی‌ثباتی ژئوپلیتیک، درک ریسک منطقه‌ای را افزایش می‌دهد و سرمایه‌گذاری را دلسرد می‌کند.

رهبری سعودی تحولات لبنان را نه به عنوان یک چالش دور، بلکه به عنوان بخشی از رقابت گسترده‌تر بر سر توازن آینده میان نفوذ خارجی، قدرت نظامی و اقتدار دولتی در خاورمیانه می‌نگرد. در این چارچوب، عربستان سعودی هم ایران و هم اسرائیل را به عنوان نیروهای بی‌ثبات‌کننده‌ای می‌بیند که خصومت‌هایشان خطر تضعیف حاکمیت دولت‌های عربی را دارد.

مخالفت با هر دو نوع سلطه خارجی

در حالی که ریاض مدت‌هاست حزب‌الله را ابزار اصلی نفوذ ایران در لبنان می‌داند، به طور فزاینده‌ای نگران این نیز هست که تلاش‌های اسرائیل برای تغییر شکل سیاسی و امنیتی لبنان از طریق زور نظامی، می‌تواند یک شکل از سلطه خارجی را با شکل دیگری جایگزین کند.

به بیان ساده، عربستان سعودی هم قیمومیت ایران را رد می‌کند و هم احتمال حرکت لبنان از حوزهٔ نفوذ ایران به حوزهٔ نفوذ اسرائیل را. سیاست عربستان در قبال لبنان را نه صرفاً به عنوان تلاشی برای مقابله با حزب‌الله یا ایران، بلکه به عنوان بخشی از استراتژی گسترده‌تر برای حفظ موازنهٔ منطقه‌ای باید درک کرد که در آن نهادهای دولتی قوی، به جای قدرتهای خارجی یا بازیگران مسلح غیردولتی، آیندهٔ سیاسی و امنیتی دولتهای عربی را تعیین می‌کنند.

نگرانی از تجزیه دولت لبنان

در چشم سیاستگذاران سعودی، تلاشهای اسرائیل برای حذف حزب‌الله از طریق زور، خطر تجزیه دولت لبنان و تشدید تنشهای فرقه‌ای را دارد که می‌تواند دقیقاً همان بی‌ثباتی را ایجاد کند که ریاض به دنبال جلوگیری از آن است. هدف پادشاهی این است که اطمینان حاصل کند نهادهای دولتی لبنان، نه قدرتهای اشغالگر خارجی و نه بازیگران غیردولتی، در نهایت تصمیمات امنیتی این کشور را تعیین می‌کنند.

سابقه نفوذ عربستان در لبنان

عربستان سعودی مدت‌هاست که یکی از تأثیرگذارترین بازیگران خارجی در لبنان بوده است. پیش از شروع جنگ داخلی لبنان در سال ۱۹۷۵، این کشور کوچک مدیترانه‌ای به عنوان قطب مالی پیشرو در خاورمیانه عمل می‌کرد. ریاض نفوذ خود را از طریق وامها، کمکهای مالی مستقیم و سرمایه‌گذاری در بخشهایی از جمله بانکداری، گردشگری و املاک گسترش داد.

پس از جنگ ۲۰۰۶ اسرائیل و حزب‌الله، عربستان سعودی و قطر نقش کلیدی در تأمین مالی تلاشهای بازسازی در سراسر کشور ایفا کردند. اما از سال ۲۰۱۱ تا ۲۰۲۳، فشار مستمر بر حزب‌الله و به تبع آن بر دولت لبنان اعمال شد و به دنبال محدود کردن نفوذ ایران بود.

بازنگری در رویکرد ریاض

در اواخر دههٔ ۲۰۱۰، مقامات سعودی به طور فزاینده‌ای لبنان را یک «علت از دست رفته» می‌دانستند. ریاض میلیاردها دلار در لبنان سرمایه‌گذاری کرده بود، اما رهبران لبنان به طور مداوم در حل مسئله سلاحهای حزب‌الله شکست خوردند. تسلط روزافزون سیاسی و نظامی حزب‌الله، همراه با فلج نهادی و سوءمدیریت اقتصادی بیروت، ریاض را متقاعد کرد که توانایی آن در شکل‌دهی به سیاست لبنان به طور قابل توجهی کاهش یافته است.

افول جایگاه سیاسی سعد حریری و تجزیهٔ نمایندگی سنی، نفوذ عربستان سعودی را تضعیف کرد. بازداشت حریری بر خلاف میلش در ریاض، از جایی که در نوامبر ۲۰۱۷ استعفای خود را اعلام کرد، محدودیتهای نفوذ پادشاهی در بیروت را آشکار کرد.

تحولات اخیر منطقه‌ای

در دههٔ ۲۰۲۰، ایران و محور مقاومت آن متحمل یک سری شکستها شدند، از جمله تلفات عمدهٔ حزب‌الله در جریان جنگ ۲۰۲۳-۲۰۲۴ با اسرائیل، حملات مستقیم اسرائیل به ایران در اکتبر ۲۰۲۴، و سقوط رژیم اسد در سوریه در دسامبر ۲۰۲۴. عربستان سعودی و سایر اعضای شورای همکاری خلیج فارس این تغییر را فرصتی برای تعامل مجدد با لبنان دیدند.

حمایت ریاض از رهبری سیاسی جدید لبنان در چارچوب تشکیل دولت عون-سلام در فوریه ۲۰۲۵، نشان‌دهندهٔ این بازنگری بود. اگرچه پادشاهی به سطح نفوذ اقتصادی دوران پیشین بازنگشته است، اما عربستان سعودی همچنان یک بازیگر خارجی مهم در امور لبنان باقی مانده است.

لزوم تقویت نهادهای دولتی

در دورهٔ بن‌سلمان، عربستان سعودی به جای تلاش برای بازآفرینی شبکه‌های حمایتی دهه‌های گذشته، به طور فزاینده‌ای بر نهادهای دولتی به عنوان مکانیزمی برای احیای حاکمیت لبنان تأکید کرده است. ریاض معتقد است که استقلال نظامی حزب‌الله با یک دولت مستقل لبنان ناسازگار باقی مانده است، اما همچنین تشخیص می‌دهد که تلاش برای خلع سلاح این گروه از طریق فشار نظامی خارجی می‌تواند نهادهای لبنانی را بیشتر تضعیف کند.

نگرانی عربستان سعودی برای حاکمیت دولتی به طور فزاینده‌ای با نگرانی ترکیه همپوشانی پیدا می‌کند. آنکارا نیز رقابت خاص خود را با اسرائیل دارد و نمی‌خواهد اسرائیل یا ایران در سوریه یا لبنان موقعیتهای مسلط ایجاد کنند. بنابراین، ریاض و آنکارا هر دو بر ثبات سیاسی، حاکمیت دولتی و محدودیتهای مداخله خارجی تأکید داشته‌اند.

پیوند پرونده لبنان و سوریه

عربستان سعودی سوریه و لبنان را به عنوان پروندههای به هم پیوسته می‌نگرد. به عنوان یک حامی اصلی انتقال پس از اسد در سوریه، عربستان سعودی معتقد است که ثبات، هماهنگی و بهبود اقتصادی در هر دو کشور برای جلوگیری از بهره‌برداری بازیگران خارجی ضروری است.

در نهایت، سیاست عربستان سعودی در قبال لبنان فراتر از مقابله با حزب‌الله یا ایران است و بخشی از استراتژی گسترده‌تر برای حفظ موازنهٔ منطقه‌ای و تقویت نهادهای دولتی در جهان عرب محسوب می‌شود.