جنگ در خلیج فارس که اکنون وارد پنجمین ماه خود شده، نه تنها میدان نبرد، بلکه اقتصاد و سیاست داخلی آمریکا را نیز دگرگون کرده است. آنچه زمانی یک عملیات نظامی محدود و سریع توصیف می‌شد، امروز به یکی از بزرگ‌ترین چالش‌های دولت ترامپ تبدیل شده و نشانه‌های فرسایش داخلی در حال ظهور است.

هزینه‌های جنگی که اقتصاد را هدف گرفت

پیت هگست، وزیر جنگ آمریکا، رسماً اعلام کرده است که هزینه عملیات نظامی این کشور علیه ایران تا پایان سال مالی جاری به حدود ۳۷.۵ میلیارد دلار رسیده است. این رقم که تنها هزینه‌های مستقیم نظامی را شامل می‌شود، فشار سنگینی بر بودجه فدرال وارد کرده و درخواست‌های جدید تأمین اعتبار از سوی پنتاگون را افزایش داده است.

اما از نگاه شهروند عادی آمریکایی، مهم‌ترین پیامد جنگ، نه در اعداد و ارقام بودجه، بلکه در قیمت بنزین نمایان شده است. بسته شدن تنگه هرمز و افزایش ریسک در بازارهای انرژی، قیمت نفت برنت را سه رقمی کرده و قیمت بنزین در آمریکا را بار دیگر از مرز ۴ دلار برای هر گالن عبور داده است. این موضوع برای بسیاری از خانواده‌های آمریکایی، ملموس‌ترین شاخص افزایش هزینه‌های زندگی محسوب می‌شود.

سقوط محبوبیت؛ از وعده تا واقعیت

ترامپ در کارزار انتخاباتی ۲۰۲۴ خود را sebagai «نامزد صلح و رفاه» معرفی کرد. او وعده داده بود که جنگ‌های بی‌پایان را پایان می‌دهد، تورم را مهار می‌کند و هزینه‌های زندگی را کاهش می‌دهد. اما اکنون، هر سه وعده در تضاد با واقعیت‌های میدانی قرار گرفته است.

جدیدترین نظرسنجی مشترک رویترز و ایپسوس نشان می‌دهد که میزان تأیید عملکرد ترامپ به ۳۴ درصد رسیده که پایین‌ترین سطح در تمام دوران ریاست‌جمهوری اوست. در حوزه معیشت، وضعیت حتی بحرانی‌تر است؛ تنها ۲۲ درصد از آمریکایی‌ها عملکرد او در مدیریت هزینه‌های زندگی را تأیید می‌کنند و نزدیک به ۷۰ درصد از نحوه اداره امور اقتصادی ناراضی هستند.

افزون بر این، دو سوم از شهروندان آمریکایی نسبت به تداوم جنگ علیه ایران بدبین هستند و فقط یک چهارم آنها بر این باورند که این جنگ ارزش هزینه‌های تحمیل‌شده را داشته است.

اعتراضات خیابانی؛ صدای مخالف بلندتر می‌شود

کاهش محبوبیت تنها به نظرسنجی‌ها محدود نمانده است. در شهرهای مختلف آمریکا، اعتراضات ضدجنگ رو به افزایش است. معترضان می‌گویند میلیاردها دلار از مالیات آنها صرف عملیات نظامی در غرب آسیا می‌شود، در حالی که خود آنها با افزایش قیمت بنزین، مواد غذایی و اجاره مسکن دست و پنجه نرم می‌کنند.

شعارهایی نظیر «اولویت با اقتصاد داخلی» و «توقف هزینه‌های جنگ» به محور اصلی تجمع‌های اعتراضی تبدیل شده است. این پدیده نشان می‌دهد که جنگ برای بخش قابل توجهی از جامعه آمریکا، دیگر صرفاً یک مسئله سیاست خارجی نیست، بلکه به موضوعی حیاتی برای معیشت روزمره بدل شده است.

شکاف در کنگره؛ جمهوری‌خواهان نگران انتخابات میاندوره‌ای

فشارها تنها معطوف به خیابان‌ها نیست. در کنگره آمریکا نیز، شماری از نمایندگان هر دو حزب، خواستار محدود شدن اختیارات ترامپ در ادامه عملیات نظامی شده‌اند. بحث اصلی نمایندگان بر سه محور متمرکز است: هزینه‌های سرسام‌آور جنگ، نبود راهبرد روشن برای خروج از بحران، و پیامدهای اقتصادی آن برای شهروندان.

نزدیک شدن انتخابات میان‌دوره‌ای حساسیت این موضوع را دوچندان کرده است. بسیاری از جمهوری‌خواهان نگرانند که تداوم افزایش قیمت انرژی و نارضایتی معیشتی، شانس حزب را برای حفظ کنترل کنگره کاهش دهد.

آزمون تاریخی؛ تاب‌آوری داخلی در برابر برتری نظامی

تجارب تاریخی آمریکا در ویتنام، عراق و افغانستان نشان داده است که فرسایش داخلی، گاه تعیین‌کننده‌تر از تحولات میدانی عمل می‌کند. در جنگ ویتنام، فشار افکار عمومی و اعتراضات داخلی در نهایت راهبرد واشنگتن را تغییر داد. در عراق و افغانستان نیز افزایش هزینه‌های مالی و انسانی، به تدریج حمایت عمومی از ادامه حضور نظامی را کاهش داد.

امروز نشانه‌های مشابهی در حال ظهور است؛ با این تفاوت که این بار افزایش قیمت انرژی و فشار معیشتی، موتور اصلی نارضایتی اجتماعی شده است. اگر جنگ ادامه یابد و قیمت بنزین در سطوح بالا باقی بماند، احتمال تشدید اعتراضات، فرسایش بیشتر حمایت عمومی و افزایش فشار بر کاخ سفید بیش از پیش خواهد شد.

جمع‌بندی

دولت ترامپ اکنون در یک پیچ تاریخی قرار گرفته است. موفقیت در این مقطع، نه تنها به برتری نظامی در خلیج فارس، بلکه به توانایی مدیریت اقتصاد داخلی، کنترل تورم، مهار نارضایتی اجتماعی و حفظ سرمایه سیاسی در آستانه انتخابات وابسته است. به نظر می‌رسد مهم‌ترین آزمون ترامپ، نه در میدان نبرد، بلکه در خانه‌های مردم آمریکا رقم خواهد خورد؛ جایی که قیمت بنزین و هزینه‌های زندگی، رأی‌دهندگان را به پای صندوق‌های رأی می‌کشاند.