روابط عربستان و امارات که در دهه گذشته ستون اصلی نظم امنیتی خلیج فارس محسوب می‌شد، اکنون با مجموعه‌ای از اختلافات سیاسی، اقتصادی و امنیتی روبرو شده است. آنچه روزگاری «محور ریاض–ابوظبی» خوانده می‌شد، امروز به عرصه‌ای برای رقابت دو قدرت منطقه‌ای تبدیل شده که هر یک مسیری متفاوت را دنبال می‌کنند.

نخستین شکاف؛ پرونده یمن نقطه آغاز واگرایی

یمن نخستین میدانی بود که اختلاف راهبردی میان ریاض و ابوظبی را آشکار کرد. عربستان با رویکردی امنیتی، یمن را از منظر مرزهای جنوبی خود می‌بیند و بر حفظ تمامیت ارضی این کشور تأکید دارد. در مقابل، امارات با تمرکز بر جنوب یمن، بنادر راهبردی و حمایت از شورای انتقالی جنوب، به دنبال تثبیت نفوذ دریایی خود در باب‌المندب و دریای سرخ است.

این دو رویکرد متفاوت باعث شد دو کشور اگرچه در ظاهر در یک ائتلاف واحد حضور داشتند، اما در عمل راهبردهای متفاوت و گاه متضادی را دنبال کنند؛ اختلافی که امروز به یکی از مهم‌ترین عوامل واگرایی آنها تبدیل شده است.

چشم‌انداز ۲۰۳۰ و آغاز رقابت اقتصادی

در کنار اختلافات امنیتی، رقابت اقتصادی مهم‌ترین عاملی است که شکاف میان دو کشور را عمیق‌تر کرده است. اجرای برنامه «چشم‌انداز ۲۰۳۰» عربستان به ریاست محمد بن سلمان، این کشور را از یک شریک اقتصادی برای امارات به رقیبی مستقیم تبدیل کرده است.

الزام شرکت‌های خارجی به انتقال دفاتر منطقه‌ای خود به ریاض، سرمایه‌گذاری گسترده در پروژه‌هایی مانند نئوم و توسعه زیرساخت‌های گردشگری و حمل‌ونقل، جایگاه سنتی دبی را به عنوان هاب اقتصادی منطقه به چالش کشیده است. رقابت امروز دو کشور دیگر تنها بر سر جذب سرمایه نیست، بلکه بر سر تصاحب جایگاه مرکز ثقل اقتصادی خاورمیانه است.

تغییر نگاه بازارهای مالی به خلیج فارس

افزایش تنش‌های اقتصادی میان ریاض و ابوظبی موجب تغییر رویکرد مؤسسات مالی بین‌المللی شده است. در گذشته، کشورهای شورای همکاری خلیج فارس به عنوان یک بازار نسبتاً همگن در نظر گرفته می‌شدند، اما اکنون صندوق‌های سرمایه‌گذاری و بانک‌های بین‌المللی برای هر کشور راهبرد مستقلی تدوین می‌کنند.

صندوق‌های ثروت ملی عربستان و امارات که مجموع دارایی‌های آنها به بیش از سه هزار میلیارد دلار می‌رسد، هر یک اهداف متفاوتی را دنبال می‌کنند. سرمایه‌گذاران بین‌المللی نیز دیگر با یک نسخه واحد برای منطقه برنامه‌ریزی نمی‌کنند که این خود نشانه آغاز مرحله جدیدی از رقابت اقتصادی در خلیج فارس است.

آثار اختلافات در اقتصاد روزمره

تشدید اختلافات ریاض و ابوظبی دیگر محدود به سطوح راهبردی نیست و آثار آن در حوزه‌های مالی و تجاری نیز قابل مشاهده است. تأخیر در انتقالات بانکی میان دو کشور، استفاده شرکت‌ها از مسیرهای مالی جایگزین و افزایش محدودیت‌های تجاری از جمله پیامدهای این اختلافات هستند.

در بخش حمل‌ونقل، گزارش‌ها حاکی از توقف هفت تا ده روزه کامیون‌های حامل کالاهای سعودی در مرز امارات است. این مسئله از آن جهت اهمیت دارد که عربستان با توجه به بسته بودن تنگه هرمز و اعمال محاصره متقابل در باب‌المندب، بیش از گذشته به مسیرهای جایگزین برای تأمین نیازهای تجاری خود وابسته است. هرگونه اختلال در مسیر زمینی میان دو کشور، فشار بر زنجیره تأمین عربستان را افزایش می‌دهد.

شرکت‌های بین‌المللی نیز برای کاهش ریسک فعالیت‌های خود، ایجاد ساختارهای مدیریتی و سرمایه‌گذاری مستقل در ریاض و ابوظبی را آغاز کرده‌اند. این تحولات نشان می‌دهد که رقابت دو کشور از یک اختلاف دوجانبه فراتر رفته و به عاملی تأثیرگذار بر امنیت زنجیره تأمین و تجارت منطقه‌ای تبدیل شده است.

تأثیر بر معادلات امنیتی منطقه

مهم‌ترین پیامد اختلافات ریاض و ابوظبی، تأثیر آن بر معادلات امنیتی خلیج فارس است. برخلاف سال‌های گذشته که دو کشور در قبال سیاست‌های آمریکا علیه ایران مواضع هماهنگی داشتند، امروز محاسبات امنیتی آنها یکسان نیست. این تفاوت محاسبات باعث می‌شود که در صورت تشدید تنش میان ایران و آمریکا، تشکیل یک جبهه عربی واحد دشوارتر از گذشته باشد.

شکاف میان ریاض و ابوظبی نه تنها هماهنگی شورای همکاری خلیج فارس را کاهش می‌دهد، بلکه محاسبات واشنگتن را نیز پیچیده‌تر می‌کند؛ زیرا آمریکا دیگر نمی‌تواند مانند گذشته بر اجماع کامل شرکای عرب خود تکیه کند.

رقابت بر سر نظم آینده جهان عرب

رقابت عربستان و امارات فراتر از پرونده‌های جاری است و به رقابت برای رهبری نظم آینده جهان عرب تبدیل شده است. ریاض تلاش می‌کند با تبدیل شدن به قطب اقتصادی و سیاسی جهان عرب، جایگاه خود را در معادلات آینده تثبیت کند. در مقابل، ابوظبی بر توسعه نفوذ دریایی، مالی و لجستیکی خود متمرکز شده است.

به این ترتیب، حتی اگر دو کشور در برخی پرونده‌ها همکاری کنند، رقابت آنها بر سر بازسازی یمن، کنترل کریدورهای انرژی، بنادر و سرمایه‌گذاری‌های دوران پسابحران ادامه خواهد یافت.

واکنش معارضان سعودی به تغییر رویکرد ریاض

همزمان با افزایش اختلافات، شماری از معارضان عربستانی با انتشار ویدئوهایی در کانال یوتیوبی «الإصلاحیون السعوديون» از تغییر رویکرد ریاض در قبال ابوظبی انتقاد کرده‌اند. ناصر بن عوض القرنی با اشاره به اهمیت تنگه هرمز و باب‌المندب، وابستگی عربستان به مسیرهای صادراتی امارات را عامل کاهش قدرت چانه‌زنی ریاض دانسته است. سالم القحطانی نیز تغییر ناگهانی مواضع رسانه‌های سعودی درباره امارات را نشانه بی‌ثباتی سیاست‌های بن سلمان در مدیریت اختلافات منطقه‌ای ارزیابی کرده است.

جمع‌بندی

شواهد موجود نشان می‌دهد روابط عربستان و امارات وارد مرحله‌ای فراتر از اختلافات مقطعی شده است. رقابت بر سر جذب سرمایه، تغییر راهبرد صندوق‌های ثروت ملی، اختلاف در پرونده یمن، رقابت بر سر کریدورهای تجاری و تفاوت محاسبات امنیتی، همگی از تغییر ساختاری در روابط دو قدرت عربی خلیج فارس حکایت دارند.

آنچه این رقابت را از گذشته متمایز می‌کند، تأثیر آن بر معادلات کلان منطقه است. شکاف ریاض و ابوظبی توان شورای همکاری خلیج فارس را برای اتخاذ سیاستی واحد کاهش داده و می‌تواند محاسبات بازیگران منطقه‌ای و بین‌المللی را در آینده پیچیده‌تر کند. از این رو، روابط دو کشور دیگر یک موضوع دوجانبه نیست، بلکه به یکی از متغیرهای اثرگذار بر آینده امنیت خاورمیانه، بازار انرژی و نظم منطقه تبدیل شده است.