转折 چین در صنعت خودروهای برقی به یکی از جذابترین پروندههای اقتصاد سیاسی معاصر تبدیل شده است. برخلاف تصور رایج که این موفقیت را صرفاً به قدرت دولت مرکزی و سیاستهای مداخلهگرانه پکن نسبت میدهد، تحلیلگران بر این باورند که ریشههای این تحول در لایههای عمیقتری از ساختار اقتصادی و نهادی چین قرار دارد.
رقابت دروننهادی بهعنوان موتور نوآوری
یکی از ویژگیهای منحصربهفرد نظام سیاسی-اقتصادی چین، رقابت شدید میان نهادهای مختلف دولت مرکزی است. وزارتخانهها و سازمانهای مختلف بر سر اختیارات نظارتی، منابع سیاستی و مسیرهای ترجیحی فناوری با یکدیگر همکاری و رقابت میکنند. این چندپارگی ساختاری، در عین حال که ممکن است بهنظر ناکارآمد برسد، در واقع فضایی برای فعالیت بازیگران غیرمرکزی ایجاد کرده است.
شرکتهایی مانند چری و جیلی که در ابتدا حمایت رسمی چندانی از سوی پکن نداشتند، توانستند با بهرهگیری از این شکافهای نهادی، تأثیر قابلتوجهی بر سیاستهای صنعتی بگذارند. با گذشت زمان، حمایت دولت مرکزی از وسایل نقلیه انرژی جدید تطبیقیتر و از نظر فناوری فراگیرتر شد.
دولتهای محلی: سرمایهگذاران خطرپذیر توسعهای
لایه دوم این موفقیت، نقش دولتهای محلی است. استانها و شهرهای چینی از دهه ۱۹۹۰ به بعد، با محدودیتهای سیاستهای صنعتی مرکزی مواجه بودند و برای عبور از این محدودیتها، راههای خلاقانهای برای حمایت از خودروسازان خصوصی پیدا کردند.
دولتهای محلی بهتدریج نقش سرمایهگذاران خطرپذیر توسعهای را ایفا کردند: ارائه تأمین مالی، زمین و حمایت سیاستی، با این امید که در نهایت سرمایهگذاری خود را از طریق عرضه عمومی سهام یا افزایش ارزش سهام بازیابی کنند. نمونه بارز این رویکرد، سرمایهگذاری دولتی شهر هفی در شرکت NIO در سال ۲۰۲۰ است که نشاندهنده تغییر گسترده در استراتژی صنعتی دولتهای محلی بود.
بازار سرمایه خصوصی: تأمین مالی ریسکپذیر
در حوزه بازار سرمایه نیز ساختار متفاوتی شکل گرفت. نظام بانکی تحت سلطه دولت چین بهطور سنتی شرکتهای بزرگ دولتی با داراییهای تثبیتشده را در اولویت قرار میداد. در نتیجه، خودروسازان خصوصی نوظهور بهشدت به بازارهای سهام، سرمایه خطرپذیر و سهام خصوصی متکی شدند.
ورود صندوقهای سرمایهگذاری دلاری آمریکا و عرضههای خارج از کشور، کانالهای مالی جدیدی برای تأمین مالی ورود پرریسک به این صنعت سرمایهبر ایجاد کرد. شرکتهایی مانند NIO، XPeng و Li Auto با همین مکانیزم تأمین مالی شدند و رقابت در بازار چین را بهشدت افزایش دادند.
تغییر معادلات: چالشهای جدید
با وجود موفقیت چشمگیر این مدل، آینده آن با ابهام مواجه است. رکود بازار املاک که از سال ۲۰۲۱ آغاز شده، محدودیتهای مالی فزایندهای برای دولتهای محلی ایجاد کرده است. کاهش درآمدهای مربوط به زمین و افزایش بار بدهی، توانایی بسیاری از شهرها را برای تأمین مالی نسل بعدی شرکتهای فناوری کاهش داده است.
درآمدهای غیرمالیاتی دولت چین که در گذشته به سرمایهگذاریهای سهامی محلی قدرت میبخشید، در سال ۲۰۲۵ بار دیگر کاهش یافت. از سوی دیگر، افزایش تنشهای ژئوپلیتیکی و سختگیریهای امنیت ملی غرب، مشارکت سرمایهگذاران خارجی در فناوریهای چینی را دشوارتر کرده است.
درسهایی برای اقتصادهای دیگر
تجربه چین در صنعت خودروهای برقی نه یک داستان موفقیت ساده و نه الگویی کامل برای توسعه تحت رهبری دولت است. این ساختار سیاستی هم به نوآوری کمک کرد و هم ظرفیت مازاد و توان مضاعف ایجاد کرد؛ وضعیتی که به افزایش صادرات به کشورهای دیگر کمک کرد و ممکن است صنایع مستقر در اقتصادهای کوچکتر را تهدید کند.
درس اصلی این است که سیاست صنعتی مؤثر باید نهادهایی ایجاد کند که آزمایش را تشویق کنند، اشکال متنوع سرمایه را بسیج کنند و به شرکتها و فناوریهای موفق اجازه دهند از دل رقابت بیرون بیایند. چین همچنان از نیروی کار مهندسی گسترده، زنجیرههای تأمین وسیع و توانایی قابلتوجه برای افزایش مقیاس تولید برخوردار است؛ مزایایی که حتی با افزایش ریسکهای نظارتی، همچنان سرمایهگذاری داخلی و خارجی را جذب میکند.
نظرات (0)