بحران تنگه هرمز در ماه‌های اخیر به یکی از حساس‌ترین محورهای تنش‌های منطقه‌ای تبدیل شده و عمان در مرکز تلاش‌های دیپلماتیک برای حل آن قرار گرفته است. در ۱۵ اوت، ایران اعلام کرد که پس از هفته‌ها گفت‌وگو با مسقط، به توافقی بر سر نقشه مسیرهای کشتیرانی در این آبراه استراتژیک دست یافته است. تهران تأکید کرد که این توافق با هدف تضمین ناوبری امن و حفظ حاکمیت دو کشور حاصل شده و حتی «کارشکنی آمریکا» نیز مانع از نهایی شدن آن نشد.

عمان در مذاکرات تنگه هرمز

چرا عمان نقش ویژه‌ای دارد؟

موقعیت جغرافیایی منحصربه‌فرد عمان و روابط تاریخی این کشور با ایران، مسقط را به بازیگری محوری در بازگرداندن ناوبری امن به تنگه هرمز تبدیل کرده است. هر شش کشور عضو شورای همکاری خلیج‌فارس بازگشایی این آبراه حیاتی را در اولویت خود قرار داده‌اند، اما هیچ‌یک راه‌حل نظامی مناسبی برای بحران نمی‌بینند.

دکتر آندریاس کریگ، دانشیار مطالعات دفاعی کالج کینگز لندن، معتقد است وضعیت تنگه هرمز برای مسقط و تهران یک «پرونده دوجانبه عادی» نیست. به گفته وی، «هرگونه ترتیبات بین عمان و ایران برای بازگشایی تنگه، فوراً بر صادرات عربستان، گاز طبیعی مایع قطر، کشتیرانی امارات، بازارهای جهانی انرژی و اعتبار تضمین‌های امنیتی آمریکا تأثیر مستقیم می‌گذارد. بنابراین، عمان در عمل بر سر منافع جمعی خلیج‌فارس مذاکره می‌کند، حتی اگر این کار را از طریق کانال دوجانبه انجام دهد.»

نظرات متفاوت اعضای شورای همکاری

هرچند عمان بدون اختیار رسمی از طرف کل شورای همکاری مذاکره می‌کند، کشورهای عربی درباره شرایط توافق با ایران هم‌نظر نیستند. قطر که بیشترین درک را از نیاز به ارائه «راه فرار آبرومندانه» به تهران نشان داده، از مشوق‌های مالی و تعامل دیپلماتیک با ایران حمایت می‌کند. تحلیلگران قطری معتقدند خواسته اصلی ایران سیاسی است و تهران به دنبال به‌رسمیت‌شناسی نقش خود در مدیریت تنگه است، نه صرفاً درآمد ترانزیتی.

در مقابل، امارات و عربستان سعودی نگرانی‌های جدی‌تری دارند. ابوظبی بر تضمین‌های فنی تمرکز دارد و سیاستگذاران اماراتی درصددند جزئیات راهروهای کشتیرانی، رویه‌های ترخیص، مناطق امنیت دریایی و اختیارات مقامات ایرانی را به‌دقت بررسی کنند. کریگ توضیح می‌دهد: «اماراتی‌ها احتمالاً با بازگشایی عمل‌گرایانه تنگه مخالفت نخواهند کرد، اما شدیداً با هر چیزی که به تهران مکانیسم کنترل بادوام بدهد، مخالفت خواهند کرد.» همزمان، ابوظبی توسعه مسیرهای جایگزین مانند فجیره و مسیرهای زمینی با مشارکت عمان را پیگیری می‌کند.

عربستان سعودی نیز که می‌خواهد نقش رهبری در شورای همکاری را حفظ کند، در برابر توافق صرفاً دوجانبه عمانی-ایرانی مقاومت خواهد کرد و فشار شدیدی برای ایجاد چارچوبی فراگیر بر اساس قوانین بین‌المللی وارد می‌کند. ریاض مصمم است تا رفتار ایران مورد خطاب قرار گیرد و نقش دائمی دریایی به تهران داده نشود.

سوءظن‌های قدیمی و اعتماد جدید

وابستگی عمان به رابطه حسنه با ایران همواره باعث ایجاد بدبینی در سایر کشورهای خلیج‌فارس شده است. در دهه ۲۰۱۰ میلادی، مسقط میزبان مذاکرات محرمانه هسته‌ای آمریکا و ایران در دوران اوباما بود، بدون آنکه با سایر اعضای شورای همکاری مشورت کند. عمان همچنین تنها عضو شورای همکاری بود که از ائتلاف نظامی به رهبری عربستان در جنگ یمن خارج ماند.

با این حال، دکتر عزیز الغشیان، همکار ارشد مجمع بین‌المللی خلیج‌فارس، معتقد است اکنون نگاه عربستان و سایر کشورها تغییر کرده است: «عمان در چشم عربستان استراتژیک‌تر می‌شود، زیرا گزینه‌ای عملی برای تضمین عرضه نفت به بازارهاست.» مهدی غلوم، پژوهشگر بحرینی مرکز «اوراف» نیز تأکید می‌کند: «کشورهای خلیج‌فارس همواره ارزش روابط عمان با ایران را درک کرده‌اند. در شرایطی که ارتباط مستقیم ضروری است، داشتن کشوری که بتواند معتبر با ایران صحبت کند، یک دارایی محسوب می‌شود.»

آزمون بزرگ پیش روی عمان

حامد الغیثی، پژوهشگر مؤسسه «کانتری ریسک سولوشنز»، آینده ترتیبات امنیتی منطقه را چنین توصیف می‌کند: «ترتیبات امنیتی قدیمی منطقه برای همیشه از بین رفته است. آنچه اکنون در حال ظهور است، شبیه گذشته نیست و بیشتر معاملاتی و مختص تنگه‌های راهبردی است که توسط عمان — کشوری کوچک بدون قدرت قهری و فقط دارای اعتماد — میانجی‌گری می‌شود.»

در نهایت، ترتیبات نوظهور بر سر تنگه هرمز، آزمونی بزرگ برای توانایی عمان در ایجاد تعادل میان رابطه ریشه‌دار با ایران و منافع جمعی شورای همکاری خلیج‌فارس به شمار می‌رود. اگر مسقط بتواند ناوبری آزاد را با رعایت قوانین بین‌المللی بازگرداند، رابطه‌اش با تهران به‌عنوان یک دارایی استراتژیک تلقی خواهد شد. اما اگر توافق به‌گونه‌ای باشد که کنترل مؤثر ایران را مشروع جلوه دهد، انتقادات کشورهای عربی به سرعت بازخواهد گشت.