خبر قطعی شدن کاهش سهمیه بنزین را نمیتوان فقط یک خبر درباره کارت سوخت و لیتراژ ماهانه خودروها دانست. تصمیمی که دولت اکنون از قطعی شدن آن سخن میگوید، در واقع میتواند یکی از مهمترین تغییرات در سیاست یارانهای کشور باشد. بر اساس اعلام رسمی، قرار است از این پس میزان دسترسی مردم به بنزین ارزان محدودتر شود و مصرف بیش از سهمیه با نرخ بالاتری محاسبه شود.
محسن حاجیمیرزایی، رئیس دفتر رئیسجمهور با اشاره به کاهش تولید بنزین در جریان جنگ و ضرورت مدیریت مصرف گفته که سهمیهها کاهش پیدا میکند و کسی که بیش از سهمیه خود بنزین بخواهد، باید قیمت بالاتری بپردازد؛ با این حال هنوز نرخ بنزین مازاد نهایی نشده است.
وضعیت فعلی سهمیهبندی
سهمیه پایه خودروهای شخصی هماکنون ۶۰ لیتر بنزین با نرخ ۱۵۰۰ تومان در ماه است و سهمیه دوم که پیشتر ۱۰۰ لیتر بود، در دوره جنگ ابتدا کاهش یافت و اکنون به ۵۰ لیتر با نرخ ۳۰۰۰ تومان رسیده. به این ترتیب در وضعیت فعلی یک خودروی شخصی در مجموع ۱۱۰ لیتر بنزین با دو نرخ یارانهای دریافت میکند و مصرف مازاد باید با نرخ بالاتر تأمین شود. اما اعلام جدید رئیس دفتر رئیسجمهور یک تفاوت اساسی با تصمیمهای قبلی دارد: دولت این بار به صراحت از کاهش بیشتر سهمیه سخن میگوید.
شکاف میان تولید و مصرف
برای فهم تصمیم جدید دولت ابتدا باید به عددی نگاه کرد که پشت تمام بحثهای مربوط به سهمیه و قیمت بنزین قرار دارد، یعنی فاصله میان تولید و مصرف. تولید بنزین کشور که در سال ۱۳۹۸ حدود ۹۹ میلیون لیتر در روز بود، در سالجاری به حدود ۱۱۵ میلیون لیتر رسیده، اما مصرف نیز از حدود ۸۷ میلیون لیتر در سال ۱۳۹۸ به حدود ۱۲۹ میلیون لیتر در روز افزایش یافته. به بیان دیگر در شرایط فعلی کشور با شکافی حدود ۱۴ میلیون لیتر در روز میان تولید و مصرف مواجه است.
در فاصله چند سال، تولید روزانه حدود ۱۶ میلیون لیتر افزایش پیدا کرده، اما مصرف تقریباً ۴۲ میلیون لیتر بیشتر شده است. حتی اگر پالایشگاهها تولید خود را افزایش دهند، تا زمانی که رشد مصرف با سرعت بیشتری ادامه داشته باشد، ناترازی پابرجا خواهد ماند.
عدالت یارانهای یا مدیریت تقاضا؟
اگر دولت تصمیم بگیرد سهمیه همه خودروها را به یک میزان کاهش دهد، در ظاهر سیاستی ساده و قابل اجرا خواهد داشت اما در عمل با یک مشکل مهم روبهرو میشود: همه مصرفکنندگان بنزین شرایط یکسانی ندارند. خانوادهای که خودرویش فقط برای رفتوآمدهای روزانه است و در طول ماه کمتر از ۱۱۰ لیتر بنزین مصرف میکند، ممکن است کاهش سهمیه برایش چندان محسوس نباشد.
در مقابل، رانندهای که خودرو برای او ابزار کسب درآمد است، کارمندی که روزانه مسافت طولانی میان خانه و محل کار طی میکند، خانوادهای که در منطقهای فاقد حملونقل عمومی مناسب زندگی میکند یا صاحب خودرویی فرسوده و پرمصرف است، خیلی سریعتر از سقف سهمیه عبور خواهد کرد. مصرف بالای بنزین یا ناشی از سفرهای غیرضروری است یا ناشی از آن که فرد برای کسب درآمد ناچار به پیمایش زیاد است.
وابستگی سهمیه به خودرو، نه به درآمد
یکی از استدلالهای مهم موافقان اصلاح قیمت بنزین این است که یارانه سوخت به شکل عادلانهای میان مردم توزیع نمیشود؛ زیرا کسی که خودرو ندارد یا کمتر رانندگی میکند، از یارانه مستقیم بنزین کمتر بهرهمند میشود و فردی که خودرو دارد و بیشتر رانندگی میکند، لیتر بیشتری بنزین یارانهای دریافت میکند. با این حال نمیتوان به این نتیجه سادهانگارانه رسید که هر کس بیشتر بنزین مصرف میکند، ثروتمندتر است.
در ساختار فعلی، سهمیه به خودرو تعلق میگیرد و نه به طور مستقیم به میزان درآمد، تعداد اعضای خانوار یا علت استفاده از خودرو. همین موضوع باعث میشود دو نفر با شرایط کاملاً متفاوت در برابر سیاست جدید تقریباً در یک چارچوب قرار بگیرند. یک عضو کمیسیون انرژی مجلس گفته بود مجموع سهمیه تخصیصیافته به مردم به حدود ۱۷۰ میلیون لیتر در روز میرسید، اما سهمیه قابل برداشت با مصرف واقعی تفاوت دارد و بخشی از سهمیه ممکن است اصلاً مصرف نشود.
آیا کاهش سهمیه مشکل را حل میکند؟
اگر ناترازی روزانه حدود ۱۴ میلیون لیتر باشد، کاهش سهمیه زمانی میتواند به عنوان یک راهکار جدی مطرح شود که بتواند بخش قابلتوجهی از این شکاف را پوشش دهد. برای مثال اگر کاهش سهمیه در نهایت موجب شود هر خودرو بهطور متوسط تنها ۱۰ لیتر در ماه کمتر مصرف کند، باید تعداد خودروهای مشمول این سیاست مشخص باشد تا بتوان فهمید مجموع صرفهجویی چقدر خواهد شد. اگر کاهش مصرف به چند میلیون لیتر در روز محدود شود، هنوز بخش قابلتوجهی از ناترازی باقی خواهد ماند.
علاوه بر این، گزارشی رقم حدود ۱۳۰ هزار میلیارد تومان را برای واردات بنزین در بودجه ۱۴۰۴ مطرح کرده که نشاندهنده عمق بحران تأمین سوخت در کشور است. سه راهکار برای مدیریت بنزین در دستور کار دولت قرار دارد و قاچاق اصلی گازوئیل است نه بنزین.
نظرات (0)