وقتی سخن از نیروی دریایی به میان میآید، ذهن بیشتر مردم به سمت کشتیهای جنگی بزرگ در اعماق اقیانوسها میرود. اما واقعیت این است که کشورهایی وجود دارند که هیچگونه دسترسی مستقیمی به اقیانوس ندارند و با وجود این، ناوگانهای نظامی فعالی را حفظ کردهاند. این پدیده به ظاهر عجیب، ریشه در منافع استراتژیک، تاریخی و اقتصادی این کشورها دارد.
کشورهای حاشیه دریای خزر
دریای خزر به عنوان بزرگترین دریاچه جهان، بستری طبیعی برای نیروی دریایی کشورهای پیرامونی آن فراهم کرده است. ترکمنستان، جمهوری آذربایجان و قزاقستان از جمله کشورهایی هستند که علیرغم محصور بودن در خشکی، ناوگانهای دریایی در دریای خزر تأسیس کردهاند.
ترکمنستان با داشتن خط ساحلی طولانی در شرق دریای خزر، نیروی دریایی خود را عمدتاً برای حفاظت از زیرساختهای حیاتی نفت و گاز به کار گرفته است. این کشور با ذخایر عظیم هیدروکربوری در بستر دریای خزر، نیازمند تأمین امنیت تأسیسات استخراجی و خطوط لوله دریایی خود است.
جمهوری آذربایجان نیز با بهرهبرداری گسترده از منابع نفتی دریای خزر، نیروی دریایی خود را برای محافظت از تأسیسات نفتی و گازی دریایی، کنترل ترافیک دریایی و حفظ حاکمیت بر آبهای سرزمینی توسعه داده است. قزاقستان هم با دارا بودن طولانیترین خط ساحلی دریای خزر، ناوگان نظامی و گشتی خود را برای کنترل مرزهای دریایی و جلوگیری از قاچاق فعال نگه داشته است.
اتیوپی و لائوس: آبراههای داخلی
اتیوپی، بزرگترین کشور محصور در خشکی آفریقا، ارتباط قابل توجهی با آبراههای داخلی و دریاچهها دارد. این کشور در دورههای مختلف تاریخی دارای نیروی دریایی بوده و همچنان برای کنترل آبراههای داخلی و دریاچه تانا، منبع اصلی رود نیل، اقدام به حفظ توان دریایی خود میکند.
لائوس در جنوب شرق آسیا نیز با بهرهگیری از رود مکونگ، یکی از بزرگترین رودخانههای قاره آسیا، نیروی دریایی خود را پایهگذاری کرده است. رود مکونگ از طریق لائوس عبور میکند و نقش حیاتی در حملونقل، تجارت و امنیت مرزی این کشور ایفا میکند. نیروی دریایی لائوس عمدتاً بر کنترل این آبراه حیاتی و مقابله با قاچاق تمرکز دارد.
پاراگوئه و بولیوی: جغرافیای تاریخی آمریکای جنوبی
در آمریکای جنوبی نیز داستان جالبی وجود دارد. پاراگوئه با بهرهگیری از رودخانههای پاراگوئه و پارانا، نیروی دریایی خود را برای کنترل مرزهای آبی با برزیل و آرژانتین و مبارزه با قاچاق مواد مخدر به کار گرفته است.
اما شاید عجیبترین نمونه، بولیوی باشد. این کشور پس از جنگ اقیانوس آرام در سال ۱۸۸۴ میلادی، ساحل دریایی خود را به شیلی واگذار کرد و به کشوری محصور در خشکی تبدیل شد. با وجود این، بولیوی همچنان نیروی دریایی خود را حفظ کرده و این اقدام را نمادی از ادعای تاریخی خود بر بازپسگیری ساحل از دست رفته میداند. ناوگان دریایی بولیوی در دریاچه تیتیکاکا و رودخانههای داخلی عملیات انجام میدهد و نمادی از هویت ملی و خاطره تلخ از دست دادن ساحل محسوب میشود.
چرا کشورهای محصور در خشکی به نیروی دریایی نیاز دارند؟
دلایل حفظ نیروی دریایی در این کشورها را میتوان در چند محور اصلی دستهبندی کرد:
- حفاظت از زیرساختهای انرژی: کشورهای حاشیه دریای خزر برای محافظت از تأسیسات نفتی و گازی دریایی خود نیازمند ناوگان نظامی هستند.
- کنترل آبراههای داخلی: رودخانهها و دریاچههای بزرگ نقش حیاتی در حملونقل و تجارت ایفا میکنند و کنترل آنها اهمیت استراتژیک دارد.
- مبارزه با قاچاق: آبراههای مرزی مسیرهای رایجی برای قاچاق مواد مخدر و کالاهای غیرقانونی هستند.
- تأمین امنیت مرزی: در نبود دسترسی به دریا، آبراههای داخلی مرزهای طبیعی محسوب میشوند.
- ادعاهای تاریخی: برخی کشورها مانند بولیوی، حفظ نیروی دریایی را نمادی از حق تاریخی خود بر دسترسی به دریا میدانند.
این پدیده نشان میدهد که مفهوم نیروی دریایی فراتر از اقیانوسها تعریف شده و کشورهای محصور در خشکی نیز بسته به شرایط جغرافیایی و نیازهای امنیتی خود، راهکارهای خلاقانهای برای حفظ توان دریایی ابداع کردهاند.
نظرات (0)