همزمان با تکرار اظهارات دونالد ترامپ درباره احتمال مداخله نظامی زمینی در ایران، شبکه المیادین در گزارشی مفصل به بررسی ابعاد این سناریو پرداخته و چهار عامل کلیدی را به عنوان موانع اصلی پیش روی ارتش آمریکا معرفی کرده است. این گزارش با مقایسه ایران با عراق و افغانستان تأکید دارد که جمهوری اسلامی به دلیل ویژگی‌های منحصربه‌فرد خود، می‌تواند تجربه‌ای بسیار دشوارتر از دو جنگ یادشده را برای واشنگتن رقم بزند.

به نوشته المیادین، هدف از مقایسه ایران با عراق و افغانستان، یکسان دانستن این کشورها نیست، بلکه استفاده از دو نمونه تاریخی نزدیک برای سنجش ابعاد چالش‌های احتمالی یک عملیات زمینی است. از زمان حمله به افغانستان در ۲۰۰۱ و اشغال عراق در ۲۰۰۳، آمریکا هیچ عملیات زمینی گسترده‌ای علیه کشوری با ویژگی‌های مشابه ایران انجام نداده است.

جغرافیا؛ نخستین سد بزرگ

المیادین وسعت سرزمینی ایران را نخستین مانع جدی می‌داند. ایران با مساحتی حدود یک میلیون و ۶۵۰ هزار کیلومتر مربع، تقریباً چهار برابر عراق و بیش از دو برابر افغانستان وسعت دارد. این وسعت به معنای نیاز به شمار بسیار بیشتری از نیرو، خودروهای نظامی، سوخت و مهمات برای پیشروی و حفظ مناطق تصرف‌شده است.

وجود رشته‌کوه‌های زاگرس و البرز، فلات‌های گسترده، بیابان‌ها و سواحل طولانی نیز شرایط عملیاتی را برای نیروهای مهاجم پیچیده می‌کند. کوهستان‌ها حرکت تانک‌ها و خودروهای زرهی را کند کرده و آنان را ناچار می‌سازد از گذرگاه‌های محدودی عبور کنند که به آسانی قابل هدف‌گیری است.

علاوه بر این، شهرهای بزرگی مانند تهران، مشهد، اصفهان، شیراز و تبریز نبرد شهری را به یکی از دشوارترین مراحل هر عملیات زمینی تبدیل می‌کنند. تراکم ساختمان‌ها و خیابان‌های باریک، برتری تانک‌ها و نیروی هوایی را کاهش می‌دهد و تصرف هر منطقه به زمان و نیروی انسانی بیشتری نیاز دارد.

تنگه هرمز؛ اهرم ژئوپلیتیکی ایران

یکی از تفاوت‌های اساسی ایران با عراق و افغانستان، موقعیت راهبردی آن بر تنگه هرمز است. به نوشته المیادین، عراق هرگز از چنین اهرمی برای اثرگذاری بر جریان انرژی جهان برخوردار نبوده و افغانستان نیز کشوری محصور در خشکی است. اما ایران علاوه بر عمق راهبردی، بر تنگه هرمز نیز اشراف کامل دارد.

این مسئله بدان معناست که نیروهای آمریکایی در صورت هرگونه اقدام زمینی، ناچار خواهند بود همزمان امنیت خطوط دریایی، انتقال تجهیزات و مسیرهای لجستیکی خود را نیز حفظ کنند؛ موضوعی که فشار و فرسایش ناشی از عملیات نظامی را دوچندان خواهد کرد.

حجم نیروهای مورد نیاز؛ فراتر از تجربه عراق و افغانستان

المیادین دومین عامل تعیین‌کننده را حجم نیروهای مورد نیاز ارزیابی می‌کند. در هر عملیات زمینی، تنها ورود به خاک کشور هدف اهمیت ندارد، بلکه حفظ مناطق تصرف‌شده و تداوم کنترل آن‌ها نیز حیاتی است. ایران کشوری نیست که بتوان در مدت کوتاهی مراکز حیاتی آن را به تصرف درآورد.

به گزارش این رسانه، در سال ۲۰۰۳ هدف اولیه آمریکا در عراق سرنگونی حکومت و تصرف مراکز حیاتی بود، اما در افغانستان، واشنگتن با جغرافیای دشوار و جنگی طولانی روبه‌رو شد. به استناد آمار «پروژه هزینه‌های جنگ» دانشگاه براون، جنگ افغانستان تا سال ۲۰۲۱ دست‌کم دو تریلیون و ۲۶۱ میلیارد دلار برای آمریکا هزینه در بر داشته است.

ایران به‌طور همزمان ویژگی‌هایی را در خود جای داده که در عراق و افغانستان به این شکل وجود نداشت: وسعت بیشتر، جمعیت بالاتر و حضور نیروهای مسلح منظم در کنار سپاه پاسداران. از این رو، هرگونه عملیات زمینی احتمالی برای حفظ کنترل مناطق، به نیرویی بسیار گسترده‌تر در محیطی به‌مراتب پیچیده‌تر نیاز خواهد داشت.

جمعیت ۹۰ میلیونی و ظرفیت بسیج

سومین عامل، جمعیت و ظرفیت بسیج ایران است. جمعیت عراق پیش از حمله ۲۰۰۳ حدود ۲۵ میلیون نفر و جمعیت افغانستان حدود ۲۰ تا ۲۵ میلیون نفر برآورد می‌شد، در حالی که جمعیت ایران اکنون از ۹۰ میلیون نفر فراتر رفته است.

این جمعیت گسترده به ایران امکان بیشتری برای بسیج منابع انسانی، چه از طریق نیروهای مسلح رسمی و چه از طریق نهادهای نظامی و شبه‌نظامی می‌دهد. همچنین جمعیت زیاد می‌تواند زمینه‌ساز شکل‌گیری مقاومت طولانی‌مدت مردمی شود و توان ارتش مهاجم را به مرور فرسوده سازد.

توان موشکی و پدافندی

چهارمین و شاید مهم‌ترین عامل، توان موشکی و پدافند هوایی ایران است. برخلاف عراق در سال ۲۰۰۳ که توانایی چندانی در پاسخ به حملات هوایی نداشت، ایران از سامانه‌های موشکی پیشرفته و پدافند هوایی منسجمی برخوردار است که می‌تواند آسمان کشور را برای نیروی هوایی مهاجم ناامن کند.

المیادین در پایان تأکید می‌کند که ترکیب جغرافیای گسترده، جمعیت بالا، توان موشکی و موقعیت راهبردی، ایران را به «چالشی فرسایشی» برای آمریکا تبدیل کرده است. هرگونه ماجراجویی نظامی در خاک ایران، برخلاف تصور برخی تحلیلگران، نه یک عملیات سریع و کم‌هزینه، که احتمالاً به طولانی‌ترین و پرهزینه‌ترین جنگ آمریکا در خاورمیانه از زمان ویتنام تاکنون تبدیل خواهد شد.