نشریه آمریکایی «امریکن پراسپکت» در گزارشی تفصیلی به بررسی پیامدهای داخلی سیاست‌های اقتصادی دولت دونالد ترامپ پرداخته و هشدار داده است که راهبرد فشار حداکثری علیه ایران و تنش‌آفرینی تجاری با کانادا، در نهایت می‌تواند به زیان مصرف‌کنندگان و تولیدکنندگان آمریکایی تمام شود.

بر اساس این گزارش، کاخ سفید اخیراً از آنچه «روز D اقتصادی» علیه ایران نامیده، سخن گفته و همزمان تدابیر تلافی‌جویانه تجاری علیه اتاوا را نیز در دستور کار قرار داده است. امریکن پراسپکت این همزمانی را نشانه‌ای از تمایل ترامپ به استفاده گسترده از ابزارهای تعرفه‌ای و تحریمی برای اعمال فشار سیاسی می‌داند؛ ابزاری که به گفته برخی حامیان دولت، در مقایسه با گزینه نظامی، روشی کم‌هزینه‌تر و انسانی‌تر برای مقابله با تهران تلقی می‌شود.

تحریم؛ جنگی بدون شلیک اما پرهزینه برای مردم

نویسنده گزارش اما این دیدگاه را به چالش می‌کشد و تأکید می‌کند که تفاوت تحریم اقتصادی با حمله نظامی تنها در نوع ابزار است و در عمل، فشار اصلی هر دو رویکرد بر دوش مردم عادی سنگینی می‌کند. تحریم‌های گسترده می‌تواند دسترسی به کالاهای اساسی، دارو و انرژی را دشوار کرده و معیشت شهروندان را در هر دو سوی ماجرا تحت تأثیر قرار دهد.

این نشریه یادآور می‌شود که آمریکا سابقه‌ای طولانی در تلاش برای تغییر رفتار ایران از مسیر فشار اقتصادی دارد؛ مسیری که حتی در دوره نخست ریاست‌جمهوری ترامپ نیز نتوانست به اهداف اعلامی واشنگتن دست یابد. تجربه دهه‌های گذشته نشان می‌دهد که تشدید تحریم‌ها لزوماً به تغییر محاسبات سیاسی تهران منجر نشده است.

خطر اختلال در تنگه هرمز و شوک نفتی

نقطه هشدار اصلی گزارش، واکنش احتمالی ایران به تشدید فشارها است. به نوشته امریکن پراسپکت، هرگونه افزایش تنش می‌تواند با پاسخ متقابل تهران در حوزه انرژی همراه شود. در همین ارتباط، یکی از مقام‌های ارشد ایرانی در روزهای اخیر در شبکه‌های اجتماعی هشدار داده که در صورت تشدید درگیری، «حتی یک قطره نفت» از تنگه هرمز و خلیج فارس صادر نخواهد شد.

تنگه هرمز به عنوان یکی از مهم‌ترین شریان‌های انتقال نفت جهان، روزانه حجم عظیمی از نفت خام را به بازارهای جهانی می‌رساند. هرگونه اختلال جدی در این آبراه، می‌تواند قیمت جهانی نفت را به سرعت افزایش دهد و به طور مستقیم بر قیمت بنزین در آمریکا اثر بگذارد. نویسنده گزارش پیش‌بینی می‌کند که در سناریوی بحران نفتی، قیمت هر گالن بنزین در آمریکا ممکن است از حدود ۴ دلار کنونی به ۶ دلار جهش کند و حتی خطر کمبود مقطعی سوخت نیز دور از انتظار نخواهد بود.

تناقض چین؛ هدف تحریم و ناجی بازار انرژی

گزارش به پارادوکس مهمی در سیاست دولت ترامپ اشاره می‌کند: چین همزمان هم هدف اصلی فشار اقتصادی واشنگتن است و هم بازیگری که می‌تواند در مهار بحران انرژی نقش تعدیل‌کننده ایفا کند. بر اساس تحلیل امریکن پراسپکت، پکن در سال‌های اخیر با کاهش نسبی واردات نفت، به کاهش فشار بر بازار جهانی کمک کرده است.

اما طرح موسوم به «عملیات طرد اقتصادی» علیه ایران، کشورهایی را که بیشترین مراوده تجاری با تهران را دارند، در معرض تحریم‌های ثانویه قرار می‌دهد؛ فهرستی که چین در صدر آن قرار دارد. نویسنده هشدار می‌دهد اگر پکن در پاسخ به این تحریم‌ها، خرید نفت از ایران را دوباره به سطوح پیشین بازگرداند، فشار مضاعفی بر بازار جهانی نفت وارد می‌شود و تلاش‌ها برای ثبات قیمت‌ها خنثی خواهد شد.

وابستگی عمیق آمریکا به نفت کانادا

بخش دیگری از گزارش به نقش کلیدی کانادا در تأمین امنیت انرژی آمریکا اختصاص دارد. بر اساس آمار مورد استناد نشریه، حدود ۶۳ درصد از نفت خام وارداتی آمریکا در سال گذشته از کانادا تأمین شده؛ رقمی که اهمیت روابط تجاری با اتاوا را به ویژه در شرایطی که ذخایر راهبردی نفت آمریکا در پایین‌ترین سطوح تاریخی خود قرار دارد، دوچندان می‌کند.

این وابستگی در مناطق مرکزی آمریکا پررنگ‌تر است. پالایشگاه‌های غرب میانه بخش عمده خوراک خود را از نفت کانادا دریافت می‌کنند و هرگونه اختلال در تجارت دوجانبه یا کاهش صادرات نفت کانادا، می‌تواند به جهش قیمت سوخت در این مناطق منجر شود. نویسنده با اشاره به ایالت‌های ویسکانسین، میشیگان و اوهایو ـ که اقتصاد آنها به شدت به کشاورزی، صنایع وابسته به سوخت و تجارت با کانادا گره خورده ـ یادآور می‌شود که این ایالت‌ها از نظر سیاسی نیز برای جمهوری‌خواهان اهمیت راهبردی دارند.

از پمپ بنزین تا سفره مردم؛ زنجیره تورم

به نوشته امریکن پراسپکت، افزایش قیمت انرژی تنها به جایگاه‌های سوخت محدود نمی‌ماند. قیمت گازوئیل مورد استفاده ناوگان حمل‌ونقل جاده‌ای اکنون به بیش از ۵.۶۰ دلار برای هر گالن رسیده و فشار سنگینی بر شرکت‌های لجستیک، خرده‌فروشان و کشاورزان وارد کرده است. در آستانه فصل برداشت، وابستگی ماشین‌آلات کشاورزی به سوخت دیزل، هزینه تولید محصولات غذایی را به شکل محسوسی بالا برده است.

از سوی دیگر، محدودیت ظرفیت پالایش نیز مزید بر علت شده است. اختلاف قیمت نفت خام و فرآورده‌های پالایش‌شده موسوم به «اسپرد کراک» به شدت افزایش یافته؛ موضوعی که بخشی از آن به کاهش ظرفیت پالایشگاه‌های روسیه در پی حملات پهپادی اوکراین نسبت داده می‌شود. ترکیب این عامل با بحران احتمالی تنگه هرمز، به معنای تداوم روند صعودی قیمت سوخت و به تبع آن، افزایش هزینه حمل، تولید و توزیع کالاهاست؛ روندی که می‌تواند موج تازه‌ای از تورم را در اقتصاد آمریکا رقم بزند.

نشانه‌های ضعف در تقاضای مصرف‌کننده نیز already نمایان شده است. فروش خرده‌فروشی در ماه ژوئیه کاهش یافته؛ اتفاقی که به باور نویسنده، حاکی از اقتصادی است که به تعبیر او «دیگر سوختی برای حرکت ندارد».

معافیت گوشت؛ مرهمی کوچک بر زخمی بزرگ

در میانه این فشارها، دولت ترامپ تلاش کرده با اقدامات مقطعی از نارضایتی مصرف‌کنندگان بکاهد. یکی از این اقدامات، اعلام معافیت تعرفه‌ای برای واردات ۳۰۰ هزار تن گوشت گاو با قیمتی حدود ۲۵ درصد پایین‌تر از نرخ بازار است. با این حال، امریکن پراسپکت تأکید می‌کند که این حجم تنها حدود یک درصد از کل گوشت عرضه‌شده در بازار آمریکا را پوشش می‌دهد و مشکل ساختاری قیمت بالا ـ که ریشه در نقش واسطه‌ها و شرکت‌های بزرگ فرآوری و بسته‌بندی دارد ـ را حل نمی‌کند.

این تصمیم حتی با واکنش منفی بخشی از دامداران آمریکایی و حامیان جمهوری‌خواه آنان در کنگره مواجه شده است. دامداران در حالی با کاهش تاریخی تعداد دام و شیوع بیماری انگلی «کرم پیچی دنیای جدید» دست‌وپنجه نرم می‌کنند که دولت برای کنترل قیمت‌ها به واردات روی آورده؛ رویکردی که از نگاه منتقدان، تولید داخلی را تضعیف می‌کند.

جمع‌بندی؛ بازگشت جنگ اقتصادی به خانه

جمع‌بندی گزارش امریکن پراسپکت این است که سیاست همزمان تحریم ایران، فشار بر چین و تنش تجاری با کانادا، زنجیره‌ای از پیامدها را ایجاد می‌کند که در نهایت به داخل مرزهای آمریکا بازمی‌گردد. فشار بر بازار جهانی نفت، تضعیف مهم‌ترین شریک تأمین انرژی و افزایش هزینه سوخت، به افزایش قیمت تمام‌شده کالاهای روزمره منجر می‌شود؛ کالاهایی که شهروندان آمریکایی هر روز خریداری می‌کنند.

این نشریه در پایان با لحنی کنایه‌آمیز می‌نویسد: اگر دولتی می‌خواهد موفق عمل کند، دست‌کم باید تصویری روشن و منسجم از آنچه از لحظه‌ای به لحظه دیگر انجام می‌دهد، داشته باشد؛ در غیر این صورت، جنگ اقتصادی که قرار بود در بیرون از مرزها پیش برده شود، نخستین قربانیان خود را در داخل آمریکا خواهد گرفت.