استاد برجسته علوم سیاسی دانشگاه شیکاگو با رد کارآمدی تحریم به عنوان ابزار پیروزی راهبردی، تأکید کرد که تجربه تاریخی یک قرن گذشته نشان میدهد فشارهای اقتصادی به تنهایی هرگز نتوانسته سرنوشت یک جنگ بزرگ را تعیین کند و نمونه ایران نیز مؤید همین ناکارآمدی است.
به گزارش باشگاه خبرنگاران جوان، رابرت پیپ در اظهاراتی تحلیلی درباره جایگاه تحریمها در سیاست بینالملل گفت: «از زمان جنگ جهانی اول به بعد، محاصرهها و تحریمهای اقتصادی هرگز و هیچگاه به تنهایی باعث پیروزی در یک جنگ بزرگ نشدهاند.»
تاریخ یک قرن تحریم بیحاصل
این استاد دانشگاه شیکاگو با مرور کارنامه تحریمها در نظام بینالملل توضیح داد که تکیه صرف بر فشار اقتصادی، بدون پشتوانه راهبرد سیاسی و دیپلماتیک واقعگرایانه، در عمل به نتیجه مطلوب برای اعمالکنندگان آن منجر نشده است. به گفته او، تصور اینکه میتوان از مسیر محاصره اقتصادی، اراده یک ملت یا دولت را در هم شکست و پیروزی قاطع به دست آورد، با واقعیتهای تاریخی همخوانی ندارد.
پیپ تأکید کرد که در طول بیش از یکصد سال گذشته، هیچ نمونهای وجود ندارد که در آن تحریم اقتصادی به تنهایی یک جنگ بزرگ را به سود تحریمکننده فیصله داده باشد. این گزاره، به باور او، یک قاعده تاریخی است نه یک استثنای موردی.
دههها تحریم ایران بدون دستاورد راهبردی
بخش مهم سخنان این تحلیلگر آمریکایی به پرونده ایران اختصاص داشت. او با اشاره مستقیم به سیاست فشار حداکثری واشنگتن علیه تهران گفت: «درباره ایران، ما دهها سال است که روی آنها تحریم اعمال کردهایم؛ هیچ نتیجهای نداشته است.»
این اذعان صریح از سوی یک چهره دانشگاهی آمریکایی در حالی مطرح میشود که ایران از نخستین سالهای پس از پیروزی انقلاب اسلامی تاکنون تحت گستردهترین و طولانیترین نظام تحریمی تاریخ معاصر قرار داشته است؛ تحریمهایی که از حوزه نفت و بانکداری تا تجارت، فناوری و حتی دارو را در بر گرفته و به صورت لایهلایه تشدید شده است.
با این حال، به گفته پیپ، این فشار چند دههای نه تنها ایران را تسلیم نکرده، بلکه نتوانسته اهداف اعلامی آمریکا را محقق کند. جمهوری اسلامی ایران در همین دوره، مسیر توسعه علمی، صنعتی و دفاعی خود را ادامه داده و در عرصه منطقهای و بینالمللی به عنوان بازیگری اثرگذار باقی مانده است.
تحریم به جای صلح، به تشدید تنش میانجامد
نکته محوری دیگر در تحلیل رابرت پیپ، پیامدهای ناخواسته تحریمهاست. او هشدار داد که نباید تحریم را مسیری برای صلح و آتشبس تلقی کرد. به گفته وی: «در تمام این موارد توجه کنید این اقدامات به صلح و آتشبس ختم نمیشوند. آنها به شکست استراتژیک، جنگ بیشتر و تنشزایی بیشتر منجر میشوند.»
این دیدگاه، ناظر به این واقعیت است که تحریمهای فراگیر به جای گشودن مسیر دیپلماسی، اغلب به بیاعتمادی متقابل، رادیکالتر شدن فضا و قفل شدن مذاکرات میانجامد. در چنین شرایطی، طرف تحریمشونده انگیزه بیشتری برای مقاومت و متنوعسازی شراکتهای خود پیدا میکند و طرف تحریمکننده نیز با وجود هزینههای سنگین اقتصادی و سیاسی، به نقطه مطلوب خود نمیرسد.
کارشناسان نیز بارها تأکید کردهاند که تحریمهای یکجانبه و فراسرزمینی آمریکا علیه ایران، علاوه بر فشار بر معیشت مردم، نظم تجاری جهانی را مختل کرده و حتی صدای انتقاد متحدان واشنگتن و نهادهای بینالمللی را نیز بلند کرده است.
اعترافی که در غرب تکرار میشود
اظهارات این استاد دانشگاه شیکاگو در ادامه موجی از اعترافها در محافل دانشگاهی و رسانهای غرب به ناکارآمدی سیاست تحریم علیه ایران ارزیابی میشود. در سالهای اخیر شماری از اندیشکدههای آمریکایی و اروپایی نیز در گزارشهای خود اذعان کردهاند که تحریمها اگرچه هزینههایی را تحمیل کرده، اما نتوانسته اراده سیاسی تهران را تغییر دهد یا آن را وادار به عقبنشینی از اصول بنیادین خود کند.
تجربه ایران نشان میدهد تابآوری ملی، تکیه بر ظرفیتهای داخلی و توسعه همکاری با شرکای جدید در شرق و جنوب جهانی، میتواند اثر تحریم را خنثی یا کماثر کند؛ واقعیتی که اکنون حتی در ادبیات منتقدان جمهوری اسلامی در غرب نیز به تدریج پررنگتر میشود.
نظرات (0)