باور به مهدویت به عنوان نوید ظهور منجی در آخرالزمان، یکی از نقاط مشترک میان شیعه و اهل‌سنت به شمار می‌رود؛ باوری که با وجود تفاوت در برخی جزئیات، اصل آن در میان بسیاری از مکاتب اسلامی پذیرفته شده و ظرفیت بالایی برای همگرایی و همدلی مسلمانان دارد.

در همین زمینه، نگاه ابن ابی‌الحدید معتزلی، شارح نامدار نهج‌البلاغه، نمونه‌ای گویا از این اشتراک اعتقادی است. او هنگامی که به شرح سخنان امیرالمومنین امام علی(ع) درباره آینده امت اسلامی می‌پردازد، به صراحت از جایگاه مهدویت در اندیشه اسلامی سخن می‌گوید و نشان می‌دهد که این اعتقاد فراتر از مرزهای مذهبی شیعه ریشه دارد.

روایت یک عالم معتزلی از باور مشترک به مهدی

ابن ابی‌الحدید در شرح خود می‌نویسد: «وَ أَکْثَرُ الْمُحَدِّثِینَ عَلَى أَنَّهُ مِنْ وَلَدِ فَاطِمَةَ(ع)، وَأَصْحَابُنَا الْمُعْتَزِلَةُ لَا یُنْکِرُونَهُ، وَقَدْ صَرَّحُوا بِذِکْرِهِ فِی کُتُبِهِمْ وَاعْتَرَفَ بِهِ شُیُوخُهُمْ، إِلَّا أَنَّهُ عِنْدَنَا لَمْ یُخْلَقْ بَعْدُ وَسَیُخْلَقُ.»

به این معنا که بیشتر محدثان بر این باورند که مهدی از فرزندان حضرت فاطمه زهرا(س) است و معتزله نیز اصل این باور را انکار نمی‌کنند. بزرگان این مکتب در آثار خود از او یاد کرده و به آن اذعان داشته‌اند، با این تفاوت که از نگاه آنان، مهدی هنوز متولد نشده و در آینده چشم به جهان خواهد گشود.

او در ادامه تاکید می‌کند که این دیدگاه تنها به معتزله محدود نیست و می‌افزاید: «وَإِلَى هَذَا الْمَذْهَبِ یَذْهَبُ أَصْحَابُ الْحَدِیثِ أَیْضًا»؛ یعنی اصحاب حدیث نیز همین نظر را دارند. این تصریح، گویای آن است که اعتقاد به مهدی موعود در میان گروه‌های مختلف اهل‌سنت نیز به عنوان اصلی پذیرفته‌شده مطرح بوده و صرفا یک باور اختصاصی شیعی تلقی نمی‌شده است.

اختلاف در زمان ولادت، نه در اصل مهدویت

نکته مهمی که ابن ابی‌الحدید به آن اشاره می‌کند، تمایز میان اصل مهدویت و اختلاف در جزئیات آن است. او در توضیح سخن امام علی(ع) که فرموده‌اند: «یَطْلُعُ اللَّهُ لَهُمْ مَنْ یَجْمَعُهُمْ وَیَضُمُّهُمْ» یعنی خداوند کسی را برای مردم آشکار خواهد کرد که آنان را گرد هم آورد و متحد سازد، می‌نویسد: «وَهَذَا إِشَارَةٌ إِلَى الْمَهْدِیِّ الَّذِی یَظْهَرُ فِی آخِرِ الْوَقْتِ»؛ این سخن، اشاره‌ای روشن به مهدی است که در آخرالزمان ظهور خواهد کرد.

به این ترتیب، حتی از نگاه یک عالم معتزلی، کلام امام علی(ع) ناظر به ظهور مهدی در آینده تفسیر شده است. با این حال، ابن ابی‌الحدید تفاوت مبنایی میان دیدگاه خود و نگاه امامیه را نیز بی‌پرده بیان می‌کند: «و عند أصحابنا أنه غیر موجود الآن و سیوجد و عند الإمامیة أنه موجود الآن.» از نظر معتزله، مهدی هم‌اکنون وجود ندارد و بعدا آفریده خواهد شد، اما از منظر شیعه امامی، او هم‌اکنون موجود است.

این تفاوت، محور اصلی اختلاف میان دو دیدگاه را نشان می‌دهد؛ شیعیان معتقدند مهدی همان فرزند امام حسن عسکری(ع) است که متولد شده و در غیبت به سر می‌برد و روزی به اذن الهی ظهور خواهد کرد، در حالی که برخی مکاتب اهل‌سنت ولادت او را به آینده موکول می‌دانند. اما این اختلاف، اصل ظهور منجی از نسل پیامبر(ص) در پایان تاریخ را زیر سوال نمی‌برد.

مهدویت، فراتر از یک شخص؛ نوید جامعه‌ای متحد و حکمت‌محور

در نگاه نهج‌البلاغه، مهدویت تنها به معرفی یک شخصیت موعود محدود نمی‌شود، بلکه با ترسیم آینده‌ای روشن برای جامعه انسانی همراه است. امام علی(ع) در توصیف یاران و دوران ظهور می‌فرمایند: «یُرْمَى بِالتَّفْسِیرِ فِی مَسَامِعِهِمْ» یعنی تفسیر و فهم عمیق معارف الهی در گوش‌های آنان افکنده می‌شود و نیز «وَیُغْبَقُونَ کَأْسَ الْحِکْمَةِ» یعنی شامگاهان جام حکمت را جرعه‌جرعه می‌نوشند.

ابن ابی‌الحدید این تعابیر را نشانه بهره‌مندی ویژه یاران مهدی از معرفت، حکمت و بصیرت الهی می‌داند؛ انسان‌هایی که صبح و شام از چشمه معارف سیراب می‌شوند و خود را برای یاری ولی خدا آماده می‌سازند. این توصیف نشان می‌دهد که در اندیشه علوی، ظهور با گسترش آگاهی، کنار رفتن پراکندگی و تفرقه، و شکل‌گیری اجتماعی بر محور زهد، شجاعت و حکمت پیوند خورده است.

از این منظر، مهدویت حامل پیامی امیدبخش است؛ وعده روزی که مردم پس از دوره‌ای از تفرقه و سردرگمی، دوباره حول محور هدایت الهی گرد هم می‌آیند و جامعه‌ای یکپارچه و عدالت‌محور شکل می‌گیرد. همین افق مشترک، مهدویت را به ظرفیتی برای وحدت‌آفرینی تبدیل می‌کند؛ چرا که باور به آینده‌ای روشن و منجی‌ای الهی، می‌تواند دل‌های مسلمانان را فارغ از تفاوت‌های فقهی و کلامی به یکدیگر نزدیک سازد.

در جمع‌بندی، آنچه ابن ابی‌الحدید به عنوان یک متکلم معتزلی گزارش می‌کند، حکایت از آن دارد که اصل مهدویت ـ ظهور فردی از خاندان پیامبر(ص) و از نسل حضرت زهرا(س) در آخرالزمان ـ نقطه اشتراکی میان شیعه و اهل‌سنت است. تفاوت شیعه در این است که مصداق این موعود را شخصی حاضر و متولدشده می‌داند که اکنون در پرده غیبت است و به فرمان خداوند آشکار خواهد شد؛ باوری که در عین حفظ هویت مذهبی، می‌تواند بستری برای گفت‌وگو، همدلی و حرکت جمعی مسلمانان به سوی آینده‌ای مشترک باشد.