با وجود تهدیدهای پرحجم کاخ سفید و رونمایی پرهیاهوی وزارت خزانه‌داری آمریکا از بسته تحریمی جدید علیه تهران، شواهد میدانی و واکنش‌های بین‌المللی حکایت از ناکامی زودهنگام این راهبرد دارد. ناظران معتقدند واشنگتن پس از ناکامی در مسیر فشار نظامی، اکنون همه برگ‌های خود را بر سر میز جنگ اقتصادی گذاشته، اما این قمار نیز به دلایل ساختاری محکوم به شکست است.

رونمایی نمایشی از «روز دی اقتصادی»

روز دوشنبه، «اسکات بسنت» وزیر خزانه‌داری ایالات متحده در برابر دوربین رسانه‌ها ظاهر شد و به دستور دونالد ترامپ، از آغاز آنچه «کارزار تحریمی گسترده علیه ایران» خوانده می‌شود خبر داد. او برای نام‌گذاری این عملیات، از ادبیات جنگ جهانی دوم وام گرفته و آن را «روز دی اقتصادی» (Economic D-Day) نامیده بود؛ اشاره‌ای به روز آغاز عملیات بزرگ متفقین در نرماندی برای آزادسازی اروپا.

به گفته بسنت، هدف این کارزار، وارد آوردن فشار بی‌سابقه برای آنچه «خفه کردن اقتصاد ایران» توصیف شد، است. هم‌زمان با این رونمایی، ماشین عملیات روانی کاخ سفید نیز با قدرت به کار افتاد. ترامپ مدعی شد «ایران در حال فروپاشی کامل است و حتی توان پرداخت حقوق به بخش بزرگی از نیروهای مسلح خود را ندارد». وزیر خزانه‌داری نیز با انتشار بخش‌های تقطیع‌شده از اظهارات مسعود پزشکیان و محمدباقر قالیباف تلاش کرد چنین القا کند که «فشارها اثرگذار بوده است».

اما در برابر این روایت‌سازی، رسانه‌های جریان اصلی آمریکا خود روایت دیگری دارند. گزارش‌های جداگانه‌ای در واشنگتن‌پست، فارن افرز، فایننشال تایمز و نیویورک تایمز تاکید کرده‌اند که سیاست فشار حداکثری علیه ایران در عمل به نتیجه مورد نظر واشنگتن نرسیده و ابزار تحریم کارایی پیشین خود را از دست داده است.

دیوار بی‌اعتمادی؛ وقتی شرکا همراهی نمی‌کنند

مهم‌ترین پاشنه آشیل طرح جدید واشنگتن، عدم همراهی بازیگران ثالث است. آمریکا اعلام کرده می‌خواهد از طریق فشار بر شرکای تجاری ایران، تهران را به انزوا بکشاند، اما همین رویکرد یک‌جانبه و قلدرمآبانه با مقاومت آشکار مواجه شده است.

تنها ساعاتی پس از اعلام تحریم‌ها، پکن به صراحت هشدار داد که همکاری‌هایش با تهران در چارچوب قوانین بین‌المللی ادامه خواهد داشت و اقدامات یک‌جانبه واشنگتن نباید این روابط را مختل کند. این موضع‌گیری از آن جهت تعیین‌کننده است که چین به عنوان بزرگ‌ترین شریک تجاری ایران و خریدار حدود ۹۰ درصد نفت صادراتی کشور، نقش کلیدی در موفقیت یا شکست هرگونه محاصره اقتصادی دارد. بدون همراهی پکن، معماری تحریم عملا فرو می‌ریزد.

موضع قطر نیز به عنوان میانجی سنتی گفت‌وگوها قابل توجه بود. ماجد انصاری، سخنگوی وزارت خارجه قطر در نشست خبری خود تاکید کرد که دوحه این تحریم‌ها را اقدامی یک‌جانبه می‌داند و همچنان از حل‌وفصل اختلافات از طریق میانجی‌گری و گفت‌وگو حمایت می‌کند.

این مخالفت‌ها محدود به چین و قطر نیست. به گفته تحلیلگران، بخش بزرگی از همسایگان ایران، کشورهای عربی که خود طعم بی‌ثباتی ناشی از سیاست‌های واشنگتن را چشیده‌اند، روسیه و حتی شماری از متحدان غربی آمریکا نیز تمایلی به همراهی با این کارزار ندارند. محمدباقر قالیباف در همین زمینه گفته است امروز دیگر کسی «گنده‌گویی‌های آمریکا» را باور نمی‌کند و برخی شرکای تجاری در پیام‌های پنهانی به تهران اطلاع داده‌اند که تهدیدهای کاخ سفید را جدی نمی‌گیرند.

همین انزوای دیپلماتیک باعث شده «جان کربی» مقام سابق کاخ سفید با لحنی کنایه‌آمیز، از کارزار اقتصادی دولت ترامپ علیه ایران به عنوان «ائتلاف تک‌نفره» یاد کند؛ ائتلافی که تنها یک عضو دارد: خود آمریکا.

عقب‌نشینی در برابر دوربین‌ها؛ از حمله بزرگ تا شلیک هشدار

نشانه دوم شکست، تزلزل و دوگانگی در میان طراحان و مجریان همین عملیات است. کارشناسان انتخاب دوباره ابزار تحریم پس از ناکامی گزینه نظامی را نشانه دست خالی واشنگتن در برابر تهران می‌دانند، اما رفتار ترامپ و بسنت در روزهای اخیر این تردید را تشدید کرده است.

در حالی که رئیس‌جمهور آمریکا و وزیر خزانه‌داری او در روزهای منتهی به دوشنبه با بالا بردن سطح تهدید، از آغاز جنگی اقتصادی از «ساعت صفر» سخن می‌گفتند، نشست خبری بسنت ورق را برگرداند. او در پاسخ به انتقاد خبرنگاری درباره تعدیل لحن خود، ناگهان از موضع تهاجمی عقب نشست و اذعان کرد اقدام فعلی در واقع یک «شلیک هشدار» بوده و نه گامی قطعی و نهایی مشابه آنچه متفقین در نرماندی انجام دادند.

بسنت در توجیه این چرخش گفت: «ما به همه فرصت می‌دهیم که رفتار بد خود را اصلاح کنند. چرا باید بخواهم نظام مالی جهانی را منفجر کنم؟» همین جمله کافی بود تا ناظران از یک عقب‌نشینی آشکار سخن بگویند. سوزان مالونی، عضو ارشد اندیشکده بروکینگز در واکنش به این نمایش نوشت: «همان‌طور که قابل پیش‌بینی بود، نمایش موسوم به روز دی اسکات بسنت چیزی جز هیاهو و تبلیغات نبود. پادشاه لخت است»؛ تعبیری که به سرعت در رسانه‌ها بازتاب یافت. به باور او، دولت ترامپ هیچ برنامه عملیاتی منسجمی برای جبران خسارتی که سیاست‌های پرتنش آن علیه ایران به منافع امنیت ملی آمریکا و شرکای واشنگتن در خلیج فارس وارد کرده، در اختیار ندارد.

تهدید نظام دلاری و خطر نتیجه معکوس

سومین عامل شکنندگی این راهبرد، ماهیت تهدیدآمیز و فرامرزی آن است؛ رویکردی که می‌تواند به بسیج جهانی علیه واشنگتن منجر شود.

وزیر خزانه‌داری آمریکا در سخنرانی خود صراحتا گفته بود: «گسترده‌ترین و بزرگ‌ترین جنگ اقتصادی تاریخ آغاز خواهد شد. کشورهای جهان باید روابط مالی و تجاری خود را با ایران کاملا قطع کنند. هر کسی که به آنها کمک کند، از سیستم دلار آمریکا کنار گذاشته و با انزوای اقتصادی و تحریم مواجه خواهد شد».

این ادبیات دستوری و تقسیم جهان به دو اردوگاه «با ما یا بر ما»، بسیاری از دولت‌ها را در موضع تدافعی و حتی تقابلی قرار می‌دهد. اسماعیل بقایی، سخنگوی وزارت امور خارجه ایران در واکنش به این اولتیماتوم تاکید کرده وقتی واشنگتن با تهدید بانک‌ها، بنگاه‌های اقتصادی و دولت‌ها از آنها می‌خواهد میان «اطاعت از هوس‌های آمریکا» یا «مواجهه با انتقام» یکی را انتخاب کنند، مسئله دیگر صرفا به ایران محدود نمی‌ماند و هیچ دولت مستقلی عادی‌سازی چنین قانون‌شکنی سازمان‌یافته و زورگویی نظام‌مند را نخواهد پذیرفت.

پیتر شیف، اقتصاددان آمریکایی نیز در تحلیلی هشدار داده است که «عملیات طرد اقتصادی» به دلیل همین تبعات گسترده، نه تنها به هدف خود نخواهد رسید، بلکه ممکن است نتیجه‌ای کاملا معکوس داشته باشد. به نوشته او، این کارزار به جای آنکه طناب اقتصادی را بر گردن ایران تنگ‌تر کند، با برانگیختن مخالفت جهانی، در نهایت همان طناب را به گردن اقتصاد آمریکا خواهد انداخت و واشنگتن را زیر فشار قرار خواهد داد.

مجموع این سه عامل ــ مخالفت متحدان کلیدی به‌ویژه چین، تردید و عقب‌نشینی در هسته تصمیم‌سازی کاخ سفید و ماهیت فراگیر تهدید که اجماع منفی علیه آمریکا می‌سازد ــ نشان می‌دهد هیاهوی «روز دی اقتصادی» بیش از آنکه یک نقطه عطف تحریمی باشد، نمایش تبلیغاتی بدون پشتوانه اجرایی بوده است؛ نمایشی که به گفته ناظران، لختی پادشاه را بیش از پیش عیان کرده است.