نشریه معتبر آمریکایی «آتلانتیک» در تحلیلی با عنوان «چرا ترامپ خواهان تحریم‌های اقتصادی علیه ایران است» به بررسی تغییر مسیر کاخ سفید در مواجهه با تهران پرداخته و نوشته است که رئیس‌جمهور آمریکا پس از ماه‌ها ناکامی در مدیریت تنش با ایران، اکنون به ابزار تحریم به‌عنوان گزینه اصلی تکیه کرده؛ ابزاری که به‌زعم این نشریه خود با تردیدهای جدی درباره اثربخشی روبه‌روست.

از کارزار بمباران تا محدود شدن گزینه‌ها

به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از آتلانتیک، دولت دونالد ترامپ طی ماه‌های گذشته نتوانسته است درگیری با ایران را به سرانجام برساند. این نشریه می‌نویسد یک کارزار گسترده بمباران که پیش‌تر به‌عنوان اهرم فشار نظامی دنبال می‌شد، اکنون کارایی خود را از دست داده و هم‌زمان ذخایر مهمات ایالات متحده نیز رو به کاهش گذاشته است.

آتلانتیک تأکید می‌کند که همین فرسایش توان نظامی، دایره انتخاب‌های کاخ سفید را تنگ‌تر کرده است. زمانی که گزینه نظامی پرهزینه و کم‌اثر می‌شود و ادامه آن به لحاظ لجستیکی و ذخایر تسلیحاتی دشوار است، دولت ناچار است به سراغ ابزارهای دیگری برود که از نظر سیاسی و بین‌المللی کم‌هزینه‌تر به نظر برسد.

دیپلماسی کند و نقش تنگه هرمز

بخش دیگری از گزارش آتلانتیک به بن‌بست در مسیر دیپلماتیک اختصاص دارد. به نوشته این نشریه، روند گفت‌وگوها نیز به‌کندی پیش می‌رود، زیرا به باور تحلیلگران آن، رهبران ایران عامدانه تلاش می‌کنند این فرآیند را طولانی کنند. هدف از این راهبرد، به تعبیر آتلانتیک، خرید زمان و در عین حال تحکیم کنترل بر تنگه هرمز به‌عنوان یکی از مهم‌ترین گلوگاه‌های انرژی جهان است.

این نشریه آمریکایی یادآور می‌شود که حتی آتش‌بس فعلی نیز به‌شدت شکننده و ناپایدار است و نتوانسته هزینه انرژی را در بازارهای جهانی به‌طور معناداری کاهش دهد. در چنین شرایطی، نه فشار نظامی توانسته معادله را به نفع واشنگتن تغییر دهد و نه دیپلماسی کند و فرسایشی، چشم‌انداز روشنی برای حل‌وفصل سریع تنش‌ها ترسیم کرده است.

چرخش کاخ سفید به‌سوی فشار اقتصادی طولانی‌مدت

آتلانتیک می‌نویسد با باقی ماندن گزینه‌های اندک، دولت ترامپ به یک کارزار احتمالاً طولانی‌مدت فشار اقتصادی روی آورده و متعهد شده است ایران را آن‌قدر تحت فشار قرار دهد تا رهبران این کشور چاره‌ای جز بازگشت جدی به میز مذاکره نداشته باشند.

بر اساس این تحلیل، منطق کاخ سفید این است که با تشدید تحریم‌ها و تنگ‌تر کردن حلقه اقتصادی، هزینه مقاومت برای تهران افزایش یابد و در نهایت تهران به مذاکره‌ای جدی و امتیازده تن دهد. این رویکرد، ادامه همان سیاست فشار حداکثری است، اما این بار در شرایطی دنبال می‌شود که ابزار نظامی تضعیف شده و فضای دیپلماتیک نیز قفل شده است.

پاشنه‌آشیل تحریم‌ها؛ شرکای تجاری ایران

با این حال، آتلانتیک نسبت به موفقیت این راهبرد ابراز تردید می‌کند. به نوشته این نشریه، اگر ایالات متحده کشورهایی را که همچنان با ایران تجارت می‌کنند و به سرپا ماندن اقتصاد این کشور کمک می‌کنند مجازات نکند، کارزار فشار اقتصادی عملاً فاقد اثرگذاری لازم خواهد بود.

این نشریه به‌طور مشخص به سه بازیگر اصلی اشاره می‌کند که با تهران روابط راهبردی دارند:

  • چین به‌عنوان بزرگ‌ترین خریدار نفت ایران و شریک تجاری کلیدی
  • روسیه به‌عنوان متحد سیاسی و امنیتی تهران
  • کره شمالی به‌عنوان یکی دیگر از شرکای دارای پیوند راهبردی با ایران

آتلانتیک یادآور می‌شود که دونالد ترامپ در گذشته تمایل چندانی به رویارویی مستقیم با این کشورها نشان نداده است. عدم تمایل به تنش هم‌زمان با پکن و مسکو، به‌ویژه در حوزه تجارت و تحریم‌های ثانویه، می‌تواند تحریم‌های ضدایرانی را از درون تهی کند؛ زیرا بدون اعمال تحریم‌های ثانویه و تنبیه شرکت‌ها و دولت‌های ثالث، شبکه تجارت خارجی ایران همچنان روزنه‌های تنفس خواهد داشت.

چرا آتلانتیک از شکست ابزار تحریم می‌گوید؟

تحلیل آتلانتیک در واقع تحریم را نه نشانه قدرت، بلکه نشانه محدود شدن ابزارهای آمریکا تفسیر می‌کند. به باور نویسندگان این گزارش، روی آوردن به تحریم پس از ناکامی بمباران و کاهش ذخایر مهمات، بیش از آنکه یک انتخاب تهاجمی باشد، یک انتخاب اجباری است.

از سوی دیگر، تجربه سال‌های گذشته نشان داده است که تحریم بدون اجماع بین‌المللی و بدون همراهی بازیگران بزرگ اقتصادی، به‌تنهایی نمی‌تواند اقتصاد ایران را به نقطه تسلیم برساند. تا زمانی که نفت ایران مشتری داشته باشد و کانال‌های مالی جایگزین فعال بمانند، فشار اقتصادی به‌تنهایی تهران را به عقب‌نشینی وادار نخواهد کرد.

در نتیجه، آتلانتیک نتیجه می‌گیرد که اگر دولت ترامپ نخواهد یا نتواند هزینه تحریم‌های ثانویه علیه چین، روسیه و سایر شرکای ایران را بپذیرد، کارزار جدید نیز سرنوشتی مشابه کارزارهای قبلی خواهد داشت؛ پر سر و صدا اما کم‌اثر، و بدون تغییر معنادار در رفتار و محاسبات تهران.