رئیس مجلس شورای اسلامی در واکنشی تند به اظهارات اخیر وزیر خزانه‌داری آمریکا، سیاست‌های اقتصادی و نظامی واشنگتن را نشانه‌ای از افول این کشور توصیف کرد. محمدباقر قالیباف با انتشار پیامی در شبکه اجتماعی ایکس، ضمن بازنشر گزارشی از روزنامه نیویورک تایمز، خطاب به اسکات بسنت نوشت که اعتبار او در خطر است و باید برای آن فکری کند.

پیام قالیباف در شبکه ایکس چه بود؟

قالیباف در پاسخ به اظهارات روز گذشته اسکات بسنت، مقاله‌ای از نیویورک تایمز را به اشتراک گذاشت که در آن به ناتوانی وزیر خزانه‌داری آمریکا در مدیریت شاخص‌های کلان اقتصادی اشاره شده بود. او در حاشیه این بازنشر نوشت:

«این امپراتوری رو به زوال به جای اینکه میلیاردها دلار را به تروریست نیابتی خود یعنی اسرائیل و ۷۵۰ پایگاه نظامی در سراسر جهان سرازیر کند، می‌توانست آن پول را صرف مردم آمریکا کند، اما نه، این کار برای رژیم آمریکا زیادی منطقی است. هی اسکات، مرد، اعتبارت در خطر است. یه کاری کن.»

لحن این پیام که مستقیماً بسنت را مخاطب قرار داده، بازتاب گسترده‌ای در فضای رسانه‌ای داشته و به عنوان یکی از صریح‌ترین واکنش‌های یک مقام ارشد ایرانی به اظهارات اخیر مقام اقتصادی دولت آمریکا ارزیابی شده است.

نیویورک تایمز درباره بسنت چه نوشت؟

گزارش نیویورک تایمز که قالیباف آن را مبنای نقد خود قرار داده، تصویری انتقادی از عملکرد اسکات بسنت ارائه می‌دهد. بر اساس این گزارش، اعتبار وزیر خزانه‌داری آمریکا به شدت در معرض خطر قرار گرفته است.

به نوشته این روزنامه آمریکایی، بسنت تلاش کرده با دخالت‌های سوال‌برانگیز در بازارها و همزمان تهدید به اعمال تحریم‌های شدید علیه کشورهایی که با ایران تجارت می‌کنند، نرخ بهره را پایین نگه دارد و اقتصاد آمریکا را پیش از انتخابات میان‌دوره‌ای کنترل کند. با این حال، بازارها بارها این اقدامات را پس زده‌اند و بازده اوراق قرضه بلندمدت همچنان در سطح بالایی باقی مانده است.

نیویورک تایمز در ادامه می‌نویسد که تشدید تنش و جنگ با ایران، تورم در آمریکا را افزایش داده و نگرانی‌ها درباره کسری بودجه عظیم این کشور را تشدید کرده است. تهدیدهای بسنت برای منزوی کردن ایران از نظام مالی جهانی نیز به گفته این روزنامه می‌تواند به اختلال در نظام مالی بین‌المللی منجر شود.

نکته مهم دیگری که این گزارش بر آن تأکید کرده، فقدان راهکار مشخص از سوی وزیر خزانه‌داری آمریکا برای کاهش بدهی ۴۰ تریلیون دلاری این کشور است. نویسندگان مقاله معتقدند در چنین شرایطی، سرمایه‌گذاران و حتی سیاستمداران آمریکایی به تدریج این پرسش را مطرح می‌کنند که آیا بسنت واقعاً ابزار لازم برای مهار بحران اقتصادی را در اختیار دارد یا صرفاً با شعارهای سیاسی و لحنی تند، اعتبار باقی‌مانده خود را هزینه می‌کند.

زمینه اظهارات و فشار تحریم‌ها علیه ایران

اظهارات اخیر وزیر خزانه‌داری آمریکا درباره تشدید تحریم‌ها علیه شرکای تجاری ایران، در چارچوب سیاست فشار حداکثری واشنگتن علیه تهران مطرح شده است. بسنت طی روزهای گذشته اعلام کرده بود که آمریکا تحریم‌های سنگینی را علیه کشورها و شرکت‌هایی که به تجارت با ایران ادامه دهند، اعمال خواهد کرد؛ موضعی که با واکنش‌های متعددی در داخل و خارج از آمریکا مواجه شد.

در مقابل، مقامات ایرانی بارها تأکید کرده‌اند که سیاست تحریم و تهدید، نه تنها ایران را منزوی نخواهد کرد، بلکه هزینه‌های آن در نهایت به اقتصاد آمریکا و متحدانش بازخواهد گشت. پیام قالیباف نیز در همین راستا ارزیابی می‌شود؛ پیامی که تلاش دارد تناقض میان ادعای مدیریت اقتصادی از سوی واشنگتن و واقعیت‌هایی چون بدهی بی‌سابقه، تورم فزاینده و هزینه‌های نظامی هنگفت را برجسته کند.

اشاره قالیباف به ۷۵۰ پایگاه نظامی آمریکا در جهان و حمایت‌های مالی گسترده از اسرائیل، ناظر به انتقادی قدیمی از سوی منتقدان سیاست خارجی آمریکاست؛ اینکه واشنگتن به جای تمرکز بر بهبود معیشت شهروندان خود، منابع کلان را صرف حفظ هژمونی نظامی و حمایت از متحدان پرهزینه خود می‌کند.

چرا اعتبار بسنت زیر ذره‌بین رفته است؟

بر اساس تحلیل نیویورک تایمز، چالش اصلی بسنت، شکاف میان وعده‌های سیاسی و واقعیت‌های بازار است. او تلاش دارد پیش از انتخابات میان‌دوره‌ای، تصویری از ثبات اقتصادی و کنترل تورم ارائه دهد، اما شاخص‌هایی مانند بازده اوراق بلندمدت، نرخ تورم و کسری بودجه، روایت متفاوتی را نشان می‌دهند.

کارشناسان اقتصادی مورد استناد این روزنامه معتقدند تهدید به تحریم‌های ثانویه علیه شرکای ایران، در کوتاه‌مدت ممکن است اهرم فشار سیاسی تلقی شود، اما در بلندمدت می‌تواند به بی‌اعتمادی به دلار، تضعیف نظام مالی تحت رهبری آمریکا و سوق دادن کشورها به سازوکارهای مالی جایگزین منجر شود؛ روندی که مدیریت بدهی عظیم ۴۰ تریلیون دلاری را برای خزانه‌داری آمریکا دشوارتر خواهد کرد.

در مجموع، هم‌نشینی پیام قالیباف و گزارش نیویورک تایمز، بار دیگر نشان داد که پرونده تحریم‌های ایران نه تنها یک موضوع سیاست خارجی، بلکه به مسئله‌ای داخلی در اقتصاد و سیاست آمریکا تبدیل شده؛ مسئله‌ای که اعتبار تیم اقتصادی کاخ سفید را به طور مستقیم به چالش کشیده است.