موج تازه تحریم‌های آمریکا علیه ایران و واکنش تند تهران، معادلات اقتصادی و امنیتی خلیج فارس را وارد مرحله‌ای پرریسک کرده است. در میانه این تنش، تصمیم غافلگیرکننده امارات برای تعلیق کامل تجارت با ایران، پرسش‌های زیادی درباره آینده روابط دو همسایه و سرنوشت فشار حداکثری واشنگتن ایجاد کرده است.

بسته تحریمی جدید واشنگتن؛ هشدار دلاری بدون جدول زمانی

به نوشته سایت تحلیلی «میدل ایست آی» به قلم زهرا لذا، تحریم‌های جدید آمریکا حدود یک هفته پس از پایان مهلت ۶۰ روزه تعیین‌شده برای مذاکره بر سر توافق صلح میان واشنگتن و تهران و بازگشایی تنگه هرمز اعمال شده است. اسکات بسنت، وزیر خزانه‌داری آمریکا، روز دوشنبه مجموعه اقداماتی را با هدف انزوای اقتصادی ایران اعلام کرد؛ اقداماتی که به گفته او در شرایطی اتخاذ می‌شود که گزینه نظامی برای حل مناقشه با تهران با بن‌بست مواجه شده است.

بسنت هرچند از اعمال شدیدترین تحریم‌های تنبیهی خودداری کرد، اما به کشورها و شرکت‌هایی که به تجارت با ایران ادامه دهند هشدار داد که در معرض خطر قطع دسترسی به نظام مالی مبتنی بر دلار قرار خواهند گرفت. او جزئیات مجازات‌ها و همچنین مهلت مشخصی برای تطبیق کسب‌وکارها با این مقررات را اعلام نکرد.

بر اساس اعلام وزارت خزانه‌داری آمریکا، در این دور ۶۰ نهاد، شخص و کشتی تحریم شده و چندین مجوز عمومی از جمله مجوزهای مربوط به پرداخت‌های حواله‌ای به ایران به حالت تعلیق درآمده است. واشنگتن همچنین اعلام کرده که با همکاری شرکای خود سرگرم اخلال در شبکه‌ها، تسهیل‌گران و کانال‌های مالی است که به گفته آن «درآمد غیرقانونی» برای تهران ایجاد می‌کنند.

واکنش تهران؛ از اطمینان به مقاومت شرکا تا تهدید منطقه‌ای

در مقابل، مقام‌های ایرانی لحنی مطمئن در پیش گرفته و تأکید کرده‌اند که شرکای تجاری در برابر فشار آمریکا مقاومت خواهند کرد؛ هرچند مشخص نیست کشورهای منطقه در عمل چه مسیری را انتخاب کنند. در سال‌های گذشته چین، عراق، پاکستان، ترکیه و برخی کشورهای حاشیه خلیج فارس با وجود تحریم‌های گسترده آمریکا ــ که از آغاز دور دوم ریاست‌جمهوری دونالد ترامپ در سال ۲۰۲۵ بیش از هزار شخص، کشتی و هواپیما را دربرگرفته ــ روابط تجاری خود با تهران را حفظ کرده‌اند.

بر پایه داده‌های شرکت تحلیلی «کپلر» در سال ۲۰۲۵، چین به‌تنهایی بیش از ۸۰ درصد نفت صادراتی ایران را خریداری کرده است. با این حال، بسته تحریمی اخیر هیچ‌یک از نهادهای مالی چینی مظنون به تسهیل تجارت نفت ایران را هدف قرار نداد و بسنت نیز در پاسخ به پرسشی درباره احتمال اقدام علیه آن‌ها اظهارنظری نکرد.

علی مدنی‌زاده، وزیر اقتصاد ایران، گفته است شرکای تجاری در برابر فشار آمریکا ایستادگی می‌کنند و ایران «کاملاً آماده» مقابله با این اقدامات تنبیهی است. اما نشانه‌های فشار اقتصادی به‌وضوح دیده می‌شود؛ رئیس کل بانک مرکزی ایران چهارشنبه گذشته اعلام کرد صادرات نفت کشور در پی محاصره دریایی بنادر توسط آمریکا عملاً به صفر رسیده؛ موضوعی که بحران اقتصادی را تشدید کرده است.

پرسش اصلی اکنون این است که آیا فشار اقتصادی تهران را به امتیازدهی وادار می‌کند یا آن را به سمت تقابل گسترده‌تر با واشنگتن و همسایگان سوق می‌دهد. محسن رضایی، دبیر جدید شورای عالی امنیت ملی، روز شنبه و در آستانه اعلام تحریم‌های آمریکا هشدار داد که ایران می‌تواند در اقدامی تلافی‌جویانه، شرکت‌های «نفتی و اقتصادی آمریکا در اطراف ایران و جاهای دیگر» را هدف قرار دهد.

او همچنین به کشورهای حاشیه خلیج فارس درباره پیوستن به «جنگ اقتصادی» آمریکا هشدار داد و گفت در آن صورت «قطره‌ای نفت از خلیج فارس و تنگه هرمز خارج نخواهد شد». رضایی افزود تهران قادر است دیگر مسیرهای صادرات نفت در منطقه را نیز مختل کند.

سینا توسی، پژوهشگر ارشد مرکز سیاست بین‌الملل، در گفت‌وگو با میدل ایست آی این وضعیت را «پویایی خطرناک» توصیف کرده است: «آمریکا می‌کوشد انزوای اقتصادی ایران را منطقه‌ای کند، در حالی که ایران تلاش می‌کند هزینه‌های همان انزوا را برای کل منطقه بالا ببرد.»

صدای بحران در داخل؛ اقتصاد بدون گردش مالی دوام نمی‌آورد

در داخل کشور نیز مقام‌ها اذعان دارند که اتکای صرف به قدرت نظامی کافی نیست. محمدباقر قالیباف، رئیس مجلس، هم‌زمان با گزارش‌ها درباره توقف صادرات نفت گفته است: «هر چقدر هم قدرت نظامی داشته باشیم، اگر مردم گرسنه باشند و گردش مالی، رشد اقتصادی و تولید ملی نداشته باشیم، دوام نخواهیم آورد.»

سازمان بهینه‌سازی انرژی ایران نیز از کسری روزانه ۱۵ میلیون لیتری بنزین خبر داده؛ در حالی که تقاضای روزانه حدود ۱۳۵ میلیون لیتر برآورد می‌شود. مهران حقیریان، مدیر اجرایی تحقیقات و برنامه‌های اندیشکده «بورس و بازار» مستقر در بریتانیا، می‌گوید برای بسیاری از ایرانیان مسئله دیگر فقط کاهش سطح زندگی نیست، بلکه «کشمکشی روزانه برای تأمین غذا، دارو، مسکن و نیازهای اساسی» است.

به گفته تحلیلگران، چالش رهبری ایران ایجاد توازن میان امتیازدهی راهبردی و کاهش تحریم‌هاست؛ به گونه‌ای که بدون فلج‌شدن بیشتر اقتصاد، اهداف امنیتی نیز دنبال شود.

تصمیم ناگهانی ابوظبی؛ تعلیق ۲۰ میلیارد دلار تجارت

تنها چند روز پیش از اعلام تحریم‌های آمریکا، امارات متحده عربی ــ یکی از بزرگ‌ترین شرکای تجاری ایران و قطب اصلی صادرات مجدد کالاها به ایران ــ اعلام کرد «تمام فعالیت‌ها، مبادلات تجاری و تراکنش‌های مالی» با تهران را تا اطلاع ثانوی به حالت تعلیق درآورده است.

با وجود حجم تجارت دوجانبه حدود ۲۰ میلیارد دلاری در سال، علت دقیق این تصمیم روشن نیست. وزارت خارجه امارات تنها به «تشدید تنش‌های منطقه‌ای» اشاره کرده است. نکته قابل توجه زمان‌بندی این اقدام است؛ تنها چند ساعت پیش از آن، وزارت دفاع امارات مدعی پرتاب دو موشک بالستیک از سوی ایران به سمت خاک این کشور شده بود؛ ادعایی که تهران آن را رد کرد. یک روز پس از اطلاعیه ابوظبی، در ۱۸ اوت، دونالد ترامپ نیز نسبت به اقدامات اقتصادی بیشتر علیه ایران هشدار داد.

این هم‌زمانی این گمانه را تقویت کرده که ابوظبی هم‌زمان با نمایش هم‌سویی با واشنگتن در اوج‌گیری تحریم‌ها، به‌طور مستقل نیز در حال فاصله‌گذاری از تهران است.

بر اساس آمار سازمان تجارت جهانی، امارات در سال ۲۰۲۴ سهم ۳۰.۶ درصدی از واردات ایران را در اختیار داشته و با بیش از ۷ میلیارد دلار صادرات به ایران، سومین بازار صادراتی تهران محسوب می‌شده است؛ وزنی که هرگونه اختلال پایدار در روابط تجاری را برای هر دو طرف پرهزینه می‌کند.

چرا امارات عقب‌نشینی کرد؟ از حملات به نفت‌کش‌ها تا معماری امنیتی جدید

جاستین الکساندر، مدیر مؤسسه «گلف اکونومیکس»، می‌گوید تشخیص علت دقیق تصمیم ابوظبی دشوار است، اما «حملات مکرر به نفت‌کش‌های شرکت ملی نفت ابوظبی (ادنوک) در تنگه هرمز احتمالاً یکی از عوامل بوده است». به گفته او، ابوظبی تاکنون با ترکیبی از «چماق و هویج» تلاش کرده ایران را به رفتار محتاطانه‌تر ترغیب کند؛ بنابراین اجرای تعلیق تجارت احتمالاً مرحله‌ای خواهد بود و در صورت تضمین امنیت کشتیرانی امارات از سوی تهران، قابل بازگشت است.

با این حال برخی ناظران این اقدام را نشانه چرخشی پایدارتر می‌دانند. جواد حیران‌نیا، مدیر گروه مطالعات خلیج فارس در مرکز مطالعات استراتژیک خاورمیانه در تهران، معتقد است ماندگاری این سیاست تا حد زیادی به ماهیت هر توافق احتمالی میان ایران و آمریکا بستگی دارد.

به گفته حیران‌نیا، امارات که در آغاز جنگ فوریه گذشته میان آمریکا و اسرائیل با ایران، به‌ شدت در معرض پاسخ ایران قرار گرفت و از بیش از ۲۷۰۰ حمله موشکی و پهپادی خبر داد، از زمان آتش‌بس آوریل اگرچه تنش مستقیم با تهران کاهش یافته، اما هم‌زمان روابط خود با اسرائیل و آمریکا را تقویت کرده است. او می‌افزاید: «امارات ممکن است به دنبال ایجاد یک حائل امنیتی فراتر از دسترس ایران و گروه‌های همسو با آن باشد و در عین حال همکاری بی‌سروصدای خود با اسرائیل در پرونده ایران را گسترش دهد.»

به باور ناظران، موضع نهایی ابوظبی نه‌تنها به نحوه پایان جنگ، بلکه به معماری امنیتی پس از آن در خلیج فارس گره خورده است؛ معماری‌ای که می‌تواند تعیین کند آیا تعلیق تجارت یک اهرم موقت فشار است یا آغاز یک واگرایی راهبردی بلندمدت میان دو همسایه جنوبی و شمالی خلیج فارس.