اسکات بسنت، وزیر خزانه‌داری ایالات متحده آمریکا، در تازه‌ترین اظهارات خود درباره تقابل اقتصادی واشنگتن با تهران، مدعی شده است که تشدید محاصره بنادر و اجرای کارزار اقتصادی جدید دولت دونالد ترامپ، اقتصاد ایران را به زانو درخواهد آورد. ادعایی که با واکنش‌های انتقادی و استناد به آمارهای میدانی مواجه شده است.

بسنت در حالی از «شکست قریب‌الوقوع اقتصاد ایران» سخن می‌گوید که بررسی داده‌های رسمی و گزارش‌های نهادهای مستقل بین‌المللی، تصویر متفاوتی ارائه می‌دهد؛ تصویری که نشان می‌دهد جمهوری اسلامی ایران با وجود چهار دهه تحریم و فشار حداکثری، همچنان با اتکا به ظرفیت‌های داخلی و همکاری با شرکای بین‌المللی، بسیاری از اهداف تحریمی آمریکا را خنثی کرده است.

ادعای بسنت درباره محاصره اقتصادی چیست؟

وزیر خزانه‌داری آمریکا در اظهارات اخیر خود، محاصره بنادر ایران و فشار اقتصادی فزاینده را به عنوان ابزار اصلی دولت ترامپ برای آنچه «در هم کوبیدن اقتصاد ایران» خوانده، معرفی کرده است. به گفته او، این کارزار جدید با هدف قطع شریان‌های تجاری و محدودسازی درآمدهای کشور طراحی شده و قرار است فشار بی‌سابقه‌ای بر تهران وارد کند.

این موضع‌گیری در ادامه سیاست موسوم به «فشار حداکثری» اتخاذ شده است؛ سیاستی که از دوره نخست ریاست‌جمهوری ترامپ آغاز شد و با اعمال تحریم‌های گسترده علیه بخش‌های نفت، بانکی، کشتیرانی و تجارت خارجی ایران دنبال شد. دولت آمریکا بارها اعلام کرده که با بستن مسیرهای صادراتی و محاصره بنادر، قصد دارد توان اقتصادی ایران را تضعیف کند.

روایت آمارها؛ صادرات نفت همچنان ادامه دارد

برخلاف ادعای مطرح‌شده در واشنگتن، آمارهای مربوط به صادرات نفت ایران نشان می‌دهد که جریان تجارت انرژی کشور با وجود تحریم‌ها متوقف نشده است. بر اساس گزارش‌های منتشرشده، ایران از طریق کانال‌های غیررسمی، مسیرهای جایگزین و همکاری با کشورهای مستقل که حاضر به تبعیت از تحریم‌های یکجانبه آمریکا نیستند، صادرات خود را ادامه داده است.

کارشناسان اقتصادی معتقدند تجربه بیش از ۴۰ ساله ایران در مدیریت تحریم، موجب شکل‌گیری شبکه‌ای منعطف از راهکارهای تجاری، لجستیکی و مالی شده است که اثر تحریم‌ها را به شکل قابل توجهی کاهش می‌دهد. همین شبکه موجب شده است بسیاری از طرح‌های تحریمی واشنگتن در عمل به نتیجه مورد انتظار کاخ سفید نرسد و ادعای فروپاشی اقتصادی محقق نشود.

ادعای سنتکام درباره تنگه هرمز

در همین ارتباط، فرماندهی مرکزی آمریکا (سنتکام) نیز مدعی شده که طی دو هفته اخیر به عبور امن حدود ۱۳۰ میلیون بشکه نفت از تنگه هرمز کمک کرده است. این نهاد نظامی آمریکا تلاش کرده با ارائه این آمار، موفقیت کارزار دریایی خود را برجسته کند.

با این حال ناظران بین‌المللی تأکید می‌کنند که ارائه اعداد و ارقام کلی درباره تردد نفت در تنگه هرمز، به معنای موفقیت راهبرد فشار اقتصادی علیه ایران نیست. تنگه هرمز به عنوان یکی از مهم‌ترین آبراه‌های انرژی جهان، همواره شاهد حجم عظیمی از تردد نفتکش‌هاست و آمار اعلام‌شده از سوی سنتکام، نمی‌تواند شکست‌های راهبردی واشنگتن در تحقق اهداف تحریمی را پنهان کند.

چرا سیاست فشار حداکثری به نتیجه نرسیده است؟

تحلیلگران بین‌المللی بر این باورند که دلیل اصلی ناکامی سیاست فشار حداکثری، تکیه ایران بر توان داخلی، مدیریت هوشمند بحران و تقویت همکاری‌های اقتصادی با شرکای راهبردی است. به گفته آنان، تحریم‌های گسترده نه تنها اقتصاد ایران را از پا نینداخته، بلکه در برخی حوزه‌ها زمینه‌ساز افزایش خودکفایی، توسعه صنایع داخلی و تقویت روحیه مقاومت در میان افکار عمومی شده است.

از سوی دیگر، هزینه‌های هنگفت اجرای جنگ اقتصادی برای آمریکا و متحدانش، بدون دستیابی به اهداف اعلام‌شده، تردیدهای جدی درباره کارآمدی این رویکرد ایجاد کرده است. بسیاری از کارشناسان معتقدند که تداوم این مسیر، تنها به تعمیق شکاف میان واشنگتن و بخش قابل توجهی از جامعه جهانی منجر شده؛ کشورهایی که تحریم‌های یکجانبه را مغایر با منافع خود می‌دانند و همکاری اقتصادی با تهران را ادامه می‌دهند.

در مجموع، آنچه از تحولات اخیر برمی‌آید این است که جمهوری اسلامی ایران با اتکا به اراده ملی، راهبردهای انعطاف‌پذیر و استفاده از ظرفیت‌های بومی، توانسته است در برابر زیاده‌خواهی‌های اقتصادی آمریکا ایستادگی کند. ادعای وزیر خزانه‌داری آمریکا درباره فروپاشی قریب‌الوقوع اقتصاد ایران، بیش از آنکه مبتنی بر واقعیت‌های میدانی باشد، به نظر می‌رسد با هدف فضاسازی رسانه‌ای و جنگ روانی مطرح شده است؛ در حالی که شاخص‌ها و آمارهای موجود، روایت دیگری را بازگو می‌کنند.