شورای روابط خارجی آمریکا (CFR) به‌عنوان یکی از اثرگذارترین اندیشکده‌های سیاست خارجی در واشنگتن، در تازه‌ترین تحلیل خود تصویری متفاوت از آینده نظم منطقه‌ای در غرب آسیا ارائه کرده است. به گزارش باشگاه خبرنگاران جوان، در این ارزیابی تاکید شده که ساختار نظم آمریکایی که طی دهه‌های گذشته بر معادلات سیاسی و امنیتی خاورمیانه سایه افکنده بود، اکنون وارد مرحله فرسایش و گذار شده و نشانه‌های پایان آن به‌روشنی قابل مشاهده است.

این اذعان صریح از سوی نهادی نزدیک به جریان اصلی سیاست‌گذاری آمریکا، بازتاب گسترده‌ای داشته، چرا که برای سال‌ها راهبرد ایالات متحده در غرب آسیا بر پایه حفظ برتری نظامی، شبکه گسترده پایگاه‌ها و اتکا به متحدان سنتی استوار بود؛ الگویی که اکنون به گفته تحلیلگران همین شورا، دیگر پاسخگوی واقعیت‌های جدید منطقه نیست.

روایت CFR از تغییر بنیادین در معادلات منطقه

در تحلیل شورای روابط خارجی آمده است که نظم منطقه‌ای غرب آسیا در حال عبور از یک نقطه عطف تاریخی است. بر اساس این دیدگاه، دیگر نمی‌توان تحولات منطقه را صرفاً در چارچوب دوگانه نظم آمریکایی و چالش‌های مقطعی علیه آن تفسیر کرد، بلکه با یک دگرگونی ساختاری مواجه هستیم که در آن بازیگران منطقه‌ای نقش مستقل‌تر و اثرگذار‌تری ایفا می‌کنند.

این شورا سه عامل کلیدی را در شکل‌گیری نظم جدید مؤثر دانسته است:

  • پیامدهای جنگ اخیر و نقش ایران: تجربه جنگ و تاب‌آوری ایران در برابر فشارهای چندجانبه، به‌عنوان نقطه‌ای تعیین‌کننده در بازتعریف توازن قوا ارزیابی شده است.
  • ناتوانی رویکرد صرفاً نظامی: اتکای بیش از حد واشنگتن به ابزار نظامی و مداخله مستقیم، به جای ایجاد ثبات، به بی‌ثباتی مزمن و فرسایش مشروعیت آمریکا انجامیده است.
  • کاهش نفوذ سیاسی و دیپلماتیک آمریکا: فاصله گرفتن برخی متحدان منطقه‌ای از سیاست‌های واشنگتن و گرایش آن‌ها به تنوع‌بخشی در روابط خارجی، از نشانه‌های افول نفوذ آمریکا عنوان شده است.

چرا راهبرد نظامی آمریکا ناکارآمد ارزیابی شد؟

شورای روابط خارجی در بخش دیگری از تحلیل خود خاطرنشان کرده که حضور نظامی گسترده در غرب آسیا نه‌تنها به اهداف اعلامی خود یعنی مهار بحران‌ها و تضمین امنیت انرژی دست نیافته، بلکه هزینه‌های سنگین انسانی، مالی و حیثیتی برای ایالات متحده به همراه داشته است. از افغانستان و عراق تا سوریه و یمن، پرونده مداخلات نظامی آمریکا با دستاوردی پایدار همراه نبوده و در موارد متعدد به تقویت نیروهای رقیب و بی‌اعتمادی افکار عمومی منطقه منجر شده است.

در این چارچوب، جنگ اخیر به‌عنوان آزمونی دیگر برای سنجش کارایی ابزار نظامی مطرح شده است؛ آزمونی که به باور نویسندگان گزارش، ضعف بازدارندگی و محدودیت‌های قدرت سخت آمریکا را بار دیگر عیان کرد. همین ناکارآمدی سبب شده تا حتی در داخل محافل سیاست‌گذاری واشنگتن نیز زمزمه‌های بازنگری در دکترین حضور نظامی پررنگ‌تر شود.

نشانه‌های نظم جدید در غرب آسیا

تحلیل CFR تأکید می‌کند که خلأ ناشی از عقب‌نشینی نسبی آمریکا، به‌سرعت توسط بازیگران منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای پر می‌شود. افزایش نقش‌آفرینی مستقل کشورهای منطقه، گسترش دیپلماسی بدون واسطه میان رقبای پیشین، و تمایل به حل مسائل امنیتی درون منطقه از جمله ویژگی‌های نظم در حال شکل‌گیری است.

در این نظم جدید، مفاهیمی چون امنیت جمعی، همکاری اقتصادی منطقه‌محور و کاهش وابستگی به چتر امنیتی خارج از منطقه، بیش از گذشته مورد توجه قرار گرفته است. ایران به‌عنوان کشوری با موقعیت ژئوپلیتیک محوری، شبکه متحدان منطقه‌ای و توان بازدارندگی اثبات‌شده، در این معادله جایگاهی کلیدی یافته و هرگونه نظم پایدار بدون در نظر گرفتن نقش آن ناقص ارزیابی می‌شود.

پیامدهای راهبردی برای واشنگتن و متحدانش

اذعان شورای روابط خارجی به پایان نظم آمریکایی، تنها یک گزاره تحلیلی نیست؛ بلکه حامل پیامی راهبردی برای کاخ سفید است. این پیام می‌گوید ادامه اصرار بر الگوی قدیمی تسلط یک‌جانبه، نه‌تنها جایگاه آمریکا را ترمیم نمی‌کند بلکه روند افول آن را تسریع خواهد کرد. از این رو، پیشنهاد ضمنی گزارش، حرکت به سمت realpolitik و پذیرش واقعیت‌های جدید توازن قوا در غرب آسیاست.

برای متحدان سنتی آمریکا در منطقه نیز این تحول به معنای ضرورت بازتعریف راهبردهاست. کشورهایی که برای دهه‌ها امنیت خود را به حضور و حمایت واشنگتن گره زده بودند، اکنون ناچارند میان ادامه وابستگی و حرکت به سمت خوداتکایی و تعامل متوازن با قدرت‌های نوظهور و همسایگان، دست به انتخاب بزنند.

در مجموع، آنچه شورای روابط خارجی آمریکا امروز به‌عنوان «پایان نظم آمریکایی در غرب آسیا» توصیف می‌کند، بیش از آنکه پیش‌بینی آینده باشد، توصیف وضعیتی است که هم‌اکنون در حال وقوع است؛ وضعیتی که در آن غرب آسیا دیگر صحنه یکه‌تازی یک قدرت فرامنطقه‌ای نیست، بلکه به عرصه‌ای برای رقابت، همکاری و چانه‌زنی چندجانبه میان بازیگرانی تبدیل شده که هر یک سهمی از نظم آینده را برای خود مطالبه می‌کنند.