رسانه‌های آمریکایی در ارزیابی‌های اخیر خود، چشم‌انداز جنگ با ایران را فرسایشی و پرهزینه توصیف کرده‌اند؛ جنگی که به‌رغم گذشت زمان، واشنگتن را به بخشی از اهداف اعلامی خود نرسانده و دولت آمریکا را ناگزیر به تشدید ابزارهای فشار اقتصادی کرده است.

روایت رسانه‌های آمریکا از جنگی طولانی و پرهزینه

بر اساس گزارش باشگاه خبرنگاران جوان به نقل از بازتاب‌های رسانه‌ای در ایالات متحده، تحلیل غالب در محافل رسانه‌ای آمریکایی این است که درگیری با ایران وارد مرحله‌ای شده که هزینه‌های سیاسی، نظامی و اقتصادی آن به‌طور فزاینده‌ای افزایش یافته است. این رسانه‌ها تأکید می‌کنند که طولانی شدن زمان منازعه، معادلات اولیه کاخ سفید را پیچیده کرده و تحقق سریع اهداف مورد نظر را با تردید مواجه ساخته است.

در همین چارچوب گفته می‌شود که بخشی از اهداف اولیه واشنگتن در این پرونده همچنان محقق نشده است؛ موضوعی که به باور ناظران، یکی از دلایل اصلی تغییر تاکتیک دولت آمریکا و گرایش بیشتر به سمت اهرم‌های غیرنظامی و اقتصادی محسوب می‌شود.

چرخش واشنگتن به سوی تشدید تحریم‌ها

در شرایطی که گزینه نظامی با هزینه‌های بالا و افق زمانی نامشخص روبه‌رو شده، دولت آمریکا مسیر تشدید تحریم‌های اقتصادی را در پیش گرفته است. این رویکرد که طی سال‌های گذشته نیز به‌عنوان ابزار اصلی فشار علیه تهران به‌کار گرفته شده، اکنون بار دیگر با شدت بیشتری دنبال می‌شود.

ناظران معتقدند توسل به تحریم‌ها در این مقطع نشان‌دهنده بن‌بست نسبی در دستیابی به نتایج ملموس از طریق فشار نظامی است. رسانه‌های آمریکایی نیز از این تغییر ریل به‌عنوان نشانه‌ای از دشواری تحقق اهداف از مسیر جنگ یاد می‌کنند و می‌نویسند که واشنگتن تلاش دارد با فشار اقتصادی، آنچه را در میدان نتوانسته به‌دست آورد، جبران کند.

فشار مستقیم بر مردم آمریکا؛ قبض سنگین سوخت

پیامدهای اقتصادی این جنگ تنها به حوزه سیاست خارجی محدود نمانده و به‌طور مستقیم بر زندگی روزمره شهروندان آمریکایی سایه انداخته است. افزایش قیمت سوخت، به‌ویژه بنزین و گازوئیل، به یکی از ملموس‌ترین آثار این منازعه برای خانوارهای آمریکایی تبدیل شده است.

بر اساس برآورد مرکز پیشرفت آمریکا، هزینه اضافی تحمیل‌شده به مردم آمریکا بابت افزایش قیمت بنزین و گازوئیل از زمان آغاز جنگ تا ۱۹ اوت به ۸۷ میلیارد دلار رسیده است. این رقم به معنای پرداخت مبالغی فراتر از روند عادی قیمت‌ها از سوی مصرف‌کنندگان آمریکایی است و نشان می‌دهد که خانوارها به‌طور مستقیم بخشی از بار مالی جنگ را بر دوش می‌کشند.

کارشناسان اقتصادی می‌گویند جهش قیمت انرژی در کنار تورم عمومی، قدرت خرید خانوارها را تضعیف کرده و اثرات زنجیره‌ای بر هزینه حمل‌ونقل، قیمت کالاها و خدمات و در نهایت بر نرخ تورم داشته است. در چنین شرایطی، تداوم جنگ می‌تواند این فشار را تشدید کند و نارضایتی اجتماعی از هزینه‌های سیاست خارجی را افزایش دهد.

بن‌بست راهبردی و چشم‌انداز مبهم

مجموع روایت رسانه‌های آمریکایی تصویر یک بن‌بست راهبردی را ترسیم می‌کند: از یک سو اهداف اولیه محقق نشده و از سوی دیگر هزینه‌های اقتصادی و اجتماعی جنگ به‌سرعت در حال افزایش است. حرکت به سمت تحریم‌های گسترده‌تر اگرچه می‌تواند فشار بر ایران را حفظ کند، اما تجربه سال‌های گذشته نشان داده که این ابزار نیز بدون هزینه متقابل برای اقتصاد آمریکا و متحدانش نیست.

در نهایت، آنچه امروز بیش از هر چیز در افکار عمومی آمریکا برجسته شده، فاصله میان وعده‌های اولیه درباره یک رویارویی کوتاه‌مدت و کم‌هزینه با واقعیت یک جنگ طولانی، پرهزینه و با تبعات مستقیم بر معیشت مردم است؛ واقعیتی که با تداوم شرایط، می‌تواند به عاملی تعیین‌کننده در بحث‌های داخلی آمریکا درباره ادامه مسیر مواجهه با ایران تبدیل شود.