بازگشت دولت آمریکا به موج تازهای از تحریمها علیه ایران پس از ماهها تنش و درگیری نظامی، از نگاه ناظران بینالمللی بیش از آنکه نمایش قدرت باشد، نشانهای از بنبست راهبرد نظامی واشنگتن تلقی میشود. در تازهترین ارزیابی در این زمینه، یک تحلیلگر بریتانیایی با مرور آنچه در میدان رخ داده، تأکید کرده که آمریکا با وجود بهکارگیری گسترده ظرفیت نظامی، به اهداف اعلامی خود دست نیافته و اکنون ناچار به جابهجایی میدان فشار از عرصه نظامی به ابزارهای اقتصادی شده است.
روایت مارتینز از ناکامی فشار نظامی
این تحلیلگر که با نام مارتینز معرفی شده، در اظهاراتی که فیلم آن نیز منتشر شده، به ابعاد حملات صورتگرفته علیه ایران اشاره میکند. به گفته او، آمریکا در جریان درگیریهای اخیر، طیف وسیعی از اهداف از جمله زیرساختهای انرژی، بیمارستانها، مدارس و دیگر مراکز غیرنظامی و حیاتی را هدف قرار داده و عملاً هر آنچه در توان نظامی خود داشته به کار گرفته است.
با این حال، به باور مارتینز، گستردگی این حملات به نتیجه مورد انتظار واشنگتن منجر نشده و اهداف سیاسی و نظامی تعریفشده محقق نشده است. او این وضعیت را شاهدی بر ناکارآمدی اتکا به قدرت سخت در برابر ایران میداند و معتقد است تداوم این مسیر، جز افزایش هزینهها و پیچیدهتر شدن پرونده، دستاوردی برای طرف آمریکایی نداشته است.
توان دفاعی ایران و انعطاف راهبردی
نکته محوری در تحلیل این کارشناس بریتانیایی، توجه به دو عامل توانمندی نظامی ایران و انعطافپذیری راهبردی آن است. از دید او، ساختار دفاعی ایران و نحوه مواجهه هوشمندانه با فشار چندلایه نظامی و سیاسی، باعث شده گزینه نظامی نهتنها بازدارندگی مورد نظر واشنگتن را ایجاد نکند، بلکه ناکامی آن به شکل آشکار نمایان شود.
مارتینز بر این باور است که همین ظرفیت، معادلهای را شکل داده که در آن، حتی با تشدید حملات و گسترش دامنه اهداف، امکان تحمیل اراده نظامی به تهران فراهم نشده و واشنگتن در عمل با سقف اثرگذاری قدرت سخت خود روبهرو شده است.
وضعیت دشوار اسرائیل پس از شش ماه جنگ
بخش دیگری از ارزیابی این تحلیلگر به جایگاه اسرائیل پس از شش ماه جنگ اختصاص دارد. او شرایط تلآویو را چه از نظر نظامی و چه از منظر دیپلماتیک، دشوارتر از گذشته توصیف میکند. به گفته مارتینز، فرسایش ناشی از درگیری طولانی، فشار بر منابع نظامی و تضعیف موقعیت بینالمللی، هزینههای سنگینی را متوجه اسرائیل کرده است.
در حوزه دیپلماسی نیز، به اعتقاد او، اسرائیل با کاهش حمایت بیقید و شرط روبهروست و حتی متحدان نزدیک آمریکا با احتیاط بیشتری نسبت به ورود مستقیم به این منازعه رفتار میکنند. این فاصلهگیری محتاطانه، بهویژه در میان شرکای سنتی واشنگتن، نشانهای از نگرانی نسبت به تبعات گسترش جنگ و ناتوانی در دستیابی به پیروزی قاطع ارزیابی میشود.
عقبنشینی متحدان و احتیاط در ورود مستقیم
مارتینز تأکید میکند که بیمیلی متحدان آمریکا برای مشارکت مستقیم در درگیری، پیام مهمی درباره ارزیابی آنها از توازن قوا و چشمانداز جنگ دارد. به گفته او، زمانی که حتی نزدیکترین شرکای واشنگتن ترجیح میدهند از درگیر شدن مستقیم پرهیز کنند و با فاصله به تحولات بنگرند، میتوان دریافت که اطمینان به موفقیت راهبرد نظامی به شدت کاهش یافته است.
این احتیاط، هم بازتاب نگرانی از هزینههای اقتصادی و امنیتی ورود به جنگ است و هم نشان میدهد که تصویر اولیه واشنگتن از یک پیروزی سریع و کمهزینه، در عمل تحقق نیافته و جای خود را به واقعگرایی محتاطانه داده است.
تحریم پس از جنگ؛ تغییر ابزار یا اعتراف به شکست؟
محور نهایی تحلیل مارتینز، تفسیر معنای موج جدید تحریمها پس از جنگ است. او این اقدام را تغییر مسیر از فشار نظامی به ابزارهای اقتصادی میداند و معتقد است همین جابهجایی، خود بهمنزله اعترافی ضمنی به شکست ماجراجویی نظامی است.
از این منظر، هنگامی که پس از ماهها عملیات نظامی گسترده، آمریکا دوباره به تحریم بهعنوان اهرم اصلی بازمیگردد، این بازگشت نه ادامه طبیعی فشار، بلکه نشانه آن است که ابزار نظامی نتوانسته اهداف تعیینشده را محقق کند. به بیان دیگر، تحریم در این مقطع، جایگزینی برای ناکامی در میدان جنگ است، نه مکملی برای پیروزی در آن.
این تحلیل در شرایطی مطرح میشود که تحریم بهعنوان ابزار همیشگی سیاست آمریکا در قبال ایران، بارها آزموده شده و به گفته بسیاری از کارشناسان، با وجود ایجاد فشارهای اقتصادی، نتوانسته به تغییر راهبرد کلان تهران بینجامد. از همین رو، تکرار آن پس از یک دوره درگیری نظامی، از سوی برخی ناظران بهعنوان چرخهای تکراری توصیف میشود که بیش از اثرگذاری، بیانگر فقدان گزینه جایگزین مؤثر در واشنگتن است.
جمعبندی
در مجموع، آنچه مارتینز بهعنوان تحلیلگر بریتانیایی مطرح میکند، تصویری از بنبست راهبردی آمریکا و اسرائیل در برابر ایران است؛ بنبستی که در آن، استفاده حداکثری از توان نظامی به نتیجه نرسیده، موقعیت اسرائیل دشوارتر شده، متحدان واشنگتن محتاطتر عمل میکنند و در نهایت، تحریم بار دیگر به صحنه بازگشته است. این بازگشت، در روایت او، نه نشانه دست برتر، بلکه اذعان به این واقعیت است که راه نظامی در برابر ایران به شکست انجامیده است.
نظرات (0)