خاورمیانه پس از ماه‌ها تنش و درگیری مستقیم میان ایران و آمریکا و تحولات پیاپی در لبنان، سوریه، عراق و یمن، در آستانه بازتعریف نظم سیاسی و امنیتی خود قرار گرفته است. در این میان دو روایت متفاوت از آینده منطقه مطرح می‌شود؛ یکی از سوی واشنگتن که بر یکپارچگی منطقه با کاهش نفوذ تهران تأکید دارد و دیگری از سوی تهران که خواستار شکل‌گیری نظمی درون‌زا و متکی بر همکاری کشورهای اسلامی منطقه است.

پایگاه تحلیلی «نیو عرب» در گزارشی تفصیلی به بررسی جایگاه ایران در این نظم نوظهور پرداخته و تأکید کرده است که انتشار دیدگاه‌های مطرح‌شده در این تحلیل الزاماً به معنای تأیید آن نیست، اما تصویر روشنی از رقابت روایت‌ها و میزان استقبال پایتخت‌های منطقه از طرح ایران ارائه می‌دهد.

دو روایت متضاد از نظم آینده

در ماه ژوئیه گذشته، دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا، در دیدار با علی الزیدی، نخست‌وزیر جدید عراق، مدعی شد «خاورمیانه به شکلی بی‌سابقه در حال یکپارچه شدن است» و این روند را حاصل کاهش نفوذ منطقه‌ای ایران دانست. تنها یک ماه بعد، محمدباقر قالیباف، رئیس مجلس شورای اسلامی ایران، در جریان سفری رسمی به بغداد، از نگاه متفاوت تهران سخن گفت و تأکید کرد که جمهوری اسلامی به‌دنبال تقویت «نظم جدید در منطقه» و شتاب‌بخشی به «همکاری میان همه کشورهای منطقه بدون دخالت خارجی» است.

این دو اظهارنظر اگرچه در ظاهر هر دو از «نظم جدید» سخن می‌گویند، اما در محتوا دو معماری کاملاً متفاوت را ترسیم می‌کنند؛ یکی مبتنی بر مهار ایران و تعمیق اتحادهای فرامنطقه‌ای به‌ویژه با آمریکا و اسرائیل، و دیگری مبتنی بر هم‌گرایی درون‌منطقه‌ای و کاهش نقش قدرت‌های خارجی.

طرح تهران چیست؟

قالیباف در بغداد تصریح کرد که «کشورهای اسلامی منطقه باید به تعاملات و روابط عمیق امنیتی بپردازند» که این روابط «از طریق همکاری اقتصادی پایدار تثبیت می‌شود». او تأکید کرد ایران برای هر دو محور آمادگی کامل دارد. به عبارت دیگر، تهران اقتصاد را ضامن امنیت می‌داند و معتقد است پیوندهای تجاری، انرژی و کریدوری می‌تواند بستر اعتمادسازی امنیتی را فراهم کند.

این رویکرد در تضاد آشکار با سیاست برخی کشورهای حوزه خلیج فارس در دوره نخست ریاست‌جمهوری ترامپ است که راهبرد انزوا و مهار ایران را دنبال می‌کردند. اکنون اما نشانه‌هایی از تغییر لحن دیده می‌شود و برخی پایتخت‌ها، هرچند با احتیاط، باب گفت‌وگو با تهران را گشوده‌اند.

واکنش پایتخت‌های منطقه؛ از مسقط تا ریاض و آنکارا

به نوشته «نیو عرب»، میزان استقبال از پیشنهاد ایران در میان کشورهای منطقه یکسان نیست. بارزترین نمونه همکاری عملی، گفت‌وگوهای جاری میان ایران و عمان درباره مدیریت تنگه هرمز است. دو کشور در حال بررسی سازوکاری برای ایجاد کریدورهای موقت و مدیریت مشترک این آبراه راهبردی هستند؛ موضوعی که می‌تواند الگویی برای همکاری‌های امنیتی-اقتصادی در خلیج فارس باشد.

در مورد عربستان سعودی و امارات متحده عربی، دو قدرت تأثیرگذار عرب در خلیج فارس، تفاوت دیدگاه‌ها مشهود است. نیل کویلیام، پژوهشگر موسسه چتم هاوس، در گفت‌وگو با «نیو عرب» توضیح داد: «عربستان بر تنش‌زدایی با ایران متمرکز شده و همزمان در ترتیبات امنیتی جدید از طریق پیمان گسترش‌یافته مکه با شرکایی مانند ترکیه و پاکستان سرمایه‌گذاری می‌کند، در حالی که امارات رویکرد شبکه‌ای‌تری را دنبال کرده، روابط نزدیک خود با آمریکا را حفظ و رابطه‌اش با اسرائیل را عمیق‌تر کرده و در عین حال کانال‌های ارتباطی با سایر بازیگران منطقه را نیز باز نگه داشته است.»

ترکیه نیز به‌عنوان بازیگری که از کاهش نفوذ ایران در سوریه و عراق بیشترین بهره را برده، رویکردی دوگانه دارد. رجب طیب اردوغان، رئیس‌جمهور ترکیه، در کنفرانس خبری مشترک با شهباز شریف، نخست‌وزیر پاکستان در ۴ ژوئیه در استانبول، از تفاهم‌نامه ایران و آمریکا استقبال کرد و گفت «هیچ راه‌حلی که از اراده و مشارکت کشورهای منطقه نیرو نگیرد، نمی‌تواند پایدار باشد». با این حال به گفته طارق آتا، مدیر مؤسسه «ژئوپل ریپورت»، آنکارا به‌دنبال فروپاشی ایران نیست بلکه «ایران ضعیف‌تر و مهارشده‌ای را می‌خواهد که نتواند بر منطقه مسلط شود و همزمان می‌کوشد از خلأ راهبردی ایجادشده برای پیشبرد جاه‌طلبی‌های منطقه‌ای و انرژی خود بهره ببرد.»

به باور تحلیلگران، آنچه امروز در حال شکل‌گیری است نه یک چشم‌انداز مشترک کامل از نظم منطقه‌ای، بلکه اجماعی فزاینده بر این اصل است که قدرت‌های منطقه‌ای باید نقش پررنگ‌تری در طراحی معماری امنیتی آینده ایفا کنند، حتی اگر بر سر سهم و توزیع نفوذ همچنان رقابت شدیدی میان خود داشته باشند.

گره اصلی؛ سرنوشت گروه‌های وابسته به ایران

یکی از پیچیده‌ترین متغیرها در معادله نظم جدید، آینده گروه‌های مسلح مرتبط با ایران در لبنان، عراق، سوریه و یمن است. این گروه‌ها هم مسیر منازعه ایران و آمریکا را تعیین کرده‌اند و هم به‌طور قطع شکل نظم پساجنگ را رقم خواهند زد.

تفاهم‌نامه ایران و آمریکا که در ۱۸ ژوئن برای ایجاد چارچوب پایان جنگ امضا شد، در ماده یک خود به صراحت خواستار «پایان دائمی عملیات نظامی در همه جبهه‌ها از جمله لبنان» شده بود. با این حال تهران توافق مورد حمایت آمریکا میان اسرائیل و لبنان برای خلع سلاح حزب‌الله را نقض آن تفاهم‌نامه دانست و نشان داد در برابر برچیدن شبکه متحدان مسلح خود مقاومت می‌کند. قالیباف نیز در سفر اخیر به عراق بر اهمیت تداوم «مقاومت» ــ اشاره‌ای تلویحی به گروه‌های مسلح مرتبط با ایران در عراق ــ تأکید کرد.

این موضوع تلاش تهران برای تعمیق روابط با پایتخت‌های عربی حوزه خلیج فارس را نیز با مانع روبه‌رو کرده است؛ چراکه این کشورها سال‌هاست گروه‌های یادشده را بازیگرانی غیردولتی و عامل بی‌ثباتی می‌دانند. این تنش در ۲۹ ژوئیه به اوج رسید، زمانی که عربستان سعودی پس از متهم کردن گروه‌های مسلح عراقی به حمله به تأسیسات نفتی خود، حملات هوایی مشترکی با آمریکا علیه مواضع گروه‌های نیابتی ایران در عراق انجام داد. همزمان ریاض با فشار تازه‌ای از سوی حوثی‌های یمن مواجه شد که در اوایل همان ماه از اعمال محاصره دریایی علیه صادرات نفت عربستان از طریق دریای سرخ خبر داده بودند.

پرسش کلیدی این است که کشورهای منطقه تا چه حد حاضرند همکاری سیاسی، اقتصادی و امنیتی با تهران را گسترش دهند، در حالی که این گروه‌ها استقلال نظامی قابل توجهی از دولت‌های میزبان خود حفظ کرده‌اند؟ و از سوی دیگر، تهران تا چه میزان حاضر به پذیرش اصلاحات بخش امنیتی ــ از جمله اصلاحاتی که اکنون در عراق در جریان است و می‌تواند نفوذ این کشور بر گروه‌های مسلح را که بخشی مهم از توان بازدارندگی آن محسوب می‌شوند، کاهش دهد ــ خواهد بود؟

اقتصاد در برابر امنیت؛ شکاف در خلیج فارس بر سر تحریم‌ها

قالیباف در بغداد یکپارچگی اقتصادی منطقه‌ای را ضامن همکاری بلندمدت امنیتی دانسته، اما میزان پذیرش این الگو در میان کشورهای حوزه خلیج فارس متفاوت است. در حالی که جنگ ایران و آمریکا ادامه دارد، برخی از این کشورها مخالفت خود را با تشدید فشارهای اقتصادی واشنگتن علیه تهران اعلام کرده‌اند.

مجد الانصاری، سخنگوی وزارت خارجه قطر، در ۲۵ اوت تحریم‌های آمریکا را «یک‌جانبه» توصیف کرد و آن را مغایر با تعهد دوحه به تنش‌زدایی دانست. در مقابل، امارات متحده عربی در ۱۸ اوت اعلام کرد همکاری‌های تجاری و بانکی خود با جمهوری اسلامی را «به‌طور نامحدود» متوقف می‌کند؛ تصمیمی که یک روز پس از هشدار ترامپ در شبکه اجتماعی «تروث سوشال» اتخاذ شد؛ جایی که او تهدید کرد کشورهایی که به تأمین شریان‌های اقتصادی ایران ادامه دهند، با «عواقب اقتصادی عظیم» تحت آنچه «روز دی-اقتصادی» خواند، روبه‌رو خواهند شد.

نیل کویلیام در این باره معتقد است: «اقدام اخیر امارات برای تعلیق روابط تجاری و مالی با ایران نشان می‌دهد که نگرانی‌های امنیتی در حال غلبه بر برخی منافع اقتصادی ناشی از تعامل با تهران است.»

آینده نظم منطقه‌ای در گرو اعتمادسازی متقابل

در مجموع، به نظر می‌رسد تحقق الگوی پیشنهادی ایران برای نظمی بدون دخالت خارجی، بیش از هر چیز به دو عامل وابسته است؛ نخست امتیازات امنیتی که تهران حاضر است ارائه دهد، به‌ویژه در زمینه بازتعریف رابطه‌اش با گروه‌های مسلح همسو، و دوم میزان بازیابی اعتماد میان تهران و پایتخت‌های عربی حوزه خلیج فارس.

اگرچه تمایل به ایفای نقش مستقل‌تر منطقه‌ای در میان قدرت‌های خاورمیانه رو به افزایش است، اما رقابت بر سر نفوذ، اختلاف بر سر پرونده‌های لبنان، عراق و یمن، و سایه تحریم‌های آمریکا همچنان چشم‌انداز شکل‌گیری یک معماری امنیتی فراگیر و پایدار را مبهم نگه داشته است. آنچه مسلم است، خاورمیانه در نقطه عطفی قرار دارد که هرگونه نظم جدید، بدون درک متقابل از نگرانی‌های امنیتی و منافع اقتصادی همه طرف‌ها، به‌سختی می‌تواند دوام آورد.