بحث درباره اولویت‌های اصلاح اقتصادی در ایران همواره داغ بوده است. تازه‌ترین مورد، ایده موسی غنی‌نژاد، استاد دانشگاه و اقتصاددان، است که در مناظره‌ای با میلاد دخانچی مطرح شد. غنی‌نژاد «آزادی» را درمان همه مشکلات ایران می‌داند و نخستین گام در این مسیر را آزادسازی نرخ بهره بانکی معرفی می‌کند.

استدلال غنی‌نژاد؛ ساده اما اغواگر

غنی‌نژاد معتقد است بانک‌ها، حتی آن‌هایی که خصوصی محسوب می‌شوند، نباید اسیر نرخ بهره دستوری باشند. به باور او، بانک‌ها باید بتوانند در فضای رقابتی، نرخ بهره را خود تعیین کنند. این گزاره که در نگاه اول جذاب به نظر می‌رسد، از منظر نظریه بازی‌ها با سه ایراد اساسی مواجه است.

ایراد نخست؛ هویت واقعی بازیگران

در نظریه بازی‌ها، نتیجه نهایی به هویت بازیگران بستگی دارد. غنی‌نژاد از بانک‌های خصوصی سخن می‌گوید، اما واقعیت آن است که بانک‌های ایران بازیگران مستقلی در عرصه اقتصاد نیستند. این نهادها با بند ناف دولتی و سیاسی به قدرت متصل شده‌اند. اگر نرخ بهره در چنین میدانی آزاد شود، بانک‌های نزدیک به قدرت نرخ‌های بالاتری ارائه می‌دهند، منابع کل بازی را می‌بلعند و به جای رقابت واقعی، یک بازی حاصل‌جمع صفر رخ می‌دهد که برنده آن انحصار است، نه آزادی.

ایراد دوم؛ شوک‌درمانی در تورم ۸۷ درصد

آزادسازی ناگهانی نرخ بهره در شرایطی که نرخ تورم ۸۷ درصد است، یک استراتژی پرخطر محسوب می‌شود. نرخ‌های ۲۰ تا ۳۵ درصدی کنونی در کنار تورم ۸۷ درصد، سیگنال نادرستی به فعالان اقتصادی می‌دهد. واکنش عقلایی تولیدکننده به جهش نرخ بهره چیست؟ خروج از چرخه تولید و فرار سرمایه. تحلیلگران مسیر تعدیل تدریجی را راهکاری کم‌ریسک‌تر می‌دانند که به همه بازیگران فرصت انطباق با قواعد جدید را می‌دهد.

ایراد سوم؛ سه شرط یک بازی برد-برد

اصل آزادسازی می‌تواند مفید باشد، اما هر بازی موفق نیازمند سه قاعده اساسی است. نخست؛ حرکت باید تدریجی باشد، نه از نوع شوک‌درمانی. دوم؛ اصلاحات باید همزمان و همگن با بازارهای دیگر از جمله ارز، قیمت‌ها و دستمزد انجام شود، در غیر این صورت بازی به نفع یک بخش خاص تمام خواهد شد. سوم؛ برای طبقات محروم که قدرت چانه‌زنی ندارند، باید یک «بازیکن پشتیبان» در قالب شبکه تأمین اجتماعی طراحی شود تا بازی عادلانه و پایدار بماند.

جهت‌گیری درست، اما گام اول اشتباه

به نظر می‌رسد جهت‌گیری کلی دکتر غنی‌نژاد در مسیر آزادسازی اقتصادی می‌تواند صحیح باشد، اما انتخاب نرخ بهره به عنوان «گام اول» در صفحه شطرنج اقتصاد ایران، یک خطای راهبردی بزرگ است. در شرایطی که ساختار بانکی کشور هنوز از استقلال لازم برخوردار نیست و تورم سر به فلک کشیده، آزادسازی ناگهانی نرخ بهره بدون بسترسازی مناسب، می‌تواند به جای ایجاد رفاه، به تعمیق نابرابری و فرار سرمایه منجر شود.

به بیان دیگر، آنچه غنی‌نژاد پیشنهاد می‌کند، شباهت به جراحی بدون بیهوشی در اتاقی آلوده دارد؛ شبح آزادی را احضار می‌کند، اما فراموش کرده که این شبح در خانه‌ای تسخیرشده و بدون سپر، ابتدا ضعیف‌ترین ساکنان را می‌بلعد.