گزارشها از نهایی شدن توافقی بزرگ میان ونزوئلا و ایالات متحده حکایت دارد که میتواند معادلات انرژی و سیاست در نیمکره غربی را به کلی دگرگون کند. بر اساس آنچه رسانهها منتشر کردهاند، این قرارداد انحصار توسعه و بهرهبرداری از ۱۷ میدان نفتی ونزوئلا را در اختیار واشنگتن قرار میدهد؛ موضوعی که بلافاصله این پرسش را در افکار عمومی مطرح کرده که آیا کاراکاس به سمت تبدیل شدن به «ایالت پنجاهویکم» آمریکا حرکت میکند؟
جزئیات قرارداد ۱۰۰ میلیارد دلاری چیست؟
به گزارش تابناک، محور اصلی این توافق، سرمایهگذاری ۱۰۰ میلیارد دلاری ایالات متحده در صنعت نفت ونزوئلا است. در مقابل این سرمایهگذاری عظیم، آمریکا حق انحصاری توسعه، نوسازی و بهرهبرداری از ۱۷ میدان نفتی این کشور را به دست خواهد آورد. نکته کلیدی و حساس قرارداد اما در بند مربوط به تقسیم محصول نهفته است.
بر اساس مفاد منتشرشده، قرار است ۵۵ درصد از سهم مؤثر نفت استحصالشده از این میادین، به قیمت تمامشده در اختیار طرف آمریکایی قرار گیرد. به عبارت دیگر، بیش از نیمی از نفت تولیدی این ۱۷ میدان، نه به قیمت بازار جهانی، بلکه با هزینه تولید به آمریکا واگذار میشود؛ امتیازی کمسابقه که از نظر اقتصادی ارزشی به مراتب فراتر از رقم سرمایهگذاری اولیه دارد.
این مدل قراردادی، که برخی آن را «قرارداد مشارکتی نامتوازن» توصیف کردهاند، به آمریکا اجازه میدهد علاوه بر کنترل فنی و مدیریتی میادین، جریان صادرات و درآمد حاصل از بخش قابل توجهی از نفت ونزوئلا را نیز در اختیار بگیرد. ونزوئلا که بزرگترین ذخایر اثباتشده نفت جهان را در اختیار دارد، سالهاست به دلیل تحریمها، فرسودگی تأسیسات و کمبود سرمایهگذاری با افت شدید تولید مواجه بوده و اکنون این قرارداد میتواند مسیر احیای تولید را هموار کند، اما به بهایی سنگین.
چرا عنوان «ایالت پنجاهویکم» مطرح شده است؟
تعبیر «ایالت پنجاهویکم آمریکا» استعارهای سیاسی و رسانهای است که برای توصیف وابستگی شدید یک کشور به واشنگتن به کار میرود. منتقدان میگویند وقتی انحصار توسعه مهمترین ثروت ملی یک کشور، آن هم در ۱۷ میدان کلیدی، به یک قدرت خارجی واگذار شود و بیش از نیمی از محصول آن با قیمت تمامشده در اختیار آن قدرت قرار گیرد، عملاً استقلال اقتصادی و تصمیمگیری حاکمیتی آن کشور به شدت محدود میشود.
این نگرانی از سه جنبه تقویت میشود:
- وابستگی ساختاری: با در اختیار گرفتن فناوری، تجهیزات و مدیریت میادین، صنعت نفت ونزوئلا برای سالها به سرمایه و دانش فنی آمریکا گره میخورد.
- وابستگی درآمدی: واگذاری ۵۵ درصدی محصول به قیمت تمامشده، به معنای کاهش چشمگیر درآمد مستقیم دولت از محل نفت در کوتاهمدت و میانمدت است.
- نفوذ سیاسی: کنترل بر شریان اصلی اقتصاد ونزوئلا، اهرم فشار سیاسی بیسابقهای برای واشنگتن در قبال کاراکاس ایجاد میکند.
طرفداران قرارداد اما استدلال میکنند که ونزوئلا چارهای جز جذب سرمایه خارجی نداشته و بدون این سرمایهگذاری، بسیاری از این میادین به دلیل فرسودگی و تحریم قادر به تولید اقتصادی نخواهند بود.
پیامدهای اقتصادی و ژئوپلیتیک
برای آمریکا، این توافق یک پیروزی راهبردی در حوزه انرژی محسوب میشود. دسترسی مستقیم و کمهزینه به بخشی از بزرگترین ذخایر نفتی جهان، میتواند امنیت انرژی ایالات متحده را تقویت کرده و وابستگی آن به خاورمیانه را کاهش دهد. همچنین این قرارداد حضور شرکتهای آمریکایی را در حیاط خلوت سنتی خود در آمریکای لاتین تثبیت میکند، آن هم در رقابتی فشرده با چین و روسیه که در سالهای اخیر نفوذ خود در ونزوئلا را افزایش داده بودند.
برای ونزوئلا، پیامدها دوگانه است. از یک سو، ورود ۱۰۰ میلیارد دلار سرمایه میتواند به بازسازی پالایشگاهها، خطوط لوله و تأسیسات استخراج کمک کند، تولید روزانه نفت را که از بیش از ۳ میلیون بشکه در اوایل دهه ۲۰۰۰ به کمتر از ۸۰۰ هزار بشکه سقوط کرده بود، احیا کند و بخشی از بحران اقتصادی و تورمی کشور را التیام بخشد. از سوی دیگر، منتقدان داخلی و بینالمللی هشدار میدهند که واگذاری انحصاری و بلندمدت این میادین، عملاً حاکمیت ملی بر منابع طبیعی را تضعیف کرده و الگویی از «استعمار نوین انرژی» را رقم میزند.
واکنشها و چشمانداز آینده
هنوز جزئیات رسمی و نهایی قرارداد از سوی دولتهای دو کشور به طور کامل منتشر نشده و بسیاری از ابعاد حقوقی، مدت زمان قرارداد، نحوه قیمتگذاری تمامشده و سازوکار حل اختلاف در هالهای از ابهام قرار دارد. برخی ناظران معتقدند که این توافق بیش از آنکه یک قرارداد صرفاً تجاری باشد، توافقی سیاسی-امنیتی است که میتواند آینده روابط کاراکاس و واشنگتن را از تخاصم به وابستگی متقابل اما نامتوازن تغییر دهد.
اینکه آیا این قرارداد واقعاً ونزوئلا را به «ایالت پنجاهویکم» آمریکا تبدیل میکند یا صرفاً یک همکاری اضطراری برای نجات صنعت نفت این کشور است، به نحوه اجرا، شفافیت مفاد و توان دولت ونزوئلا برای حفظ استقلال تصمیمگیری بستگی دارد. آنچه مسلم است، سرنوشت ۱۷ میدان نفتی اکنون به مهمترین محور بحثهای سیاسی و اقتصادی در کاراکاس و فراتر از آن تبدیل شده است.
نظرات (0)