سیره پیامبر خاتم (ص) فراتر از روایت تاریخی، الگویی زنده برای پیوند میان تهذیب نفس و اداره کلان جامعه است. واکاوی بیانات شهید آیتالله سیدعلی خامنهای و آیتالله عبدالله جوادی آملی نشان میدهد که مسیر نبوت از آمادهسازی وجودی آغاز شد، در قله عبودیت به وحی الهی پیوند خورد و در نهایت، اخلاق را به عنوان مؤثرترین ابزار برای هدایت اجتماعی معرفی کرد.
آمادهسازی وجودی پیش از بعثت
نبوت، ناگهانی و بدون زمینه نبود. پیش از نزول وحی، ظرفیت وجودی پیامبر (ص) در مواجهه مستمر با آیات آفرینش ساخته شد. شهید آیتالله خامنهای در بیانات ۳۱ مرداد ۱۳۸۵ با اشاره به دوران پایانی تکامل معنوی حضرت، توضیح میدهد که ایشان پیش از بعثت، بارها به کوه حرا میرفت و در آسمان، ستارگان، زمین و احوال گوناگون انسانها، نشانههای پروردگار را میدید.
به گفته ایشان، این مشاهده مداوم، خضوع و خشوع قلب پیامبر را در برابر اراده الهی روزبهروز افزون کرد و بذرهای اخلاق نیک را در وجودشان رویاند، تا آنجا که در چهلسالگی، دل ایشان نورانیترین، خاشعترین و با ظرفیتترین دل برای دریافت پیام آسمانی شد. در توصیف این لحظه از عبارت «أُذِنَ لِأَبْوَابِ السَّمَاءِ فَفُتِحَتْ وَ مُحَمَّدٌ یَنْظُرُ إِلَیْهَا» یاد شده است؛ یعنی اجازه گشایش درهای آسمان صادر شد و محمد (ص) در حالی که به آن مینگریست، درهای عوالم غیب به رویش گشوده شد.
پیامبر، قرآن مجسم
آیتالله جوادی آملی در تبیین هماهنگی وجود پیامبر با کلام وحی، تعبیری عمیق به کار میبرد. از نگاه ایشان، برنامه خودسازی و تعلیم پیامبر، همان قرآن کریم است. به این معنا که اگر قرآن در قالب یک انسان تجسم یابد، پیامبر (ص) میشود و اگر پیامبر در قالب یک کتاب ظهور کند، قرآن خواهد بود.
ایشان تأکید میکند که همین پیوند ناگسستنی است که احترام به تمام حالات پیامبر و حتی احترام به تکتک آیات و کلمات قرآن را واجب میسازد؛ تا آنجا که حتی واژهای مانند «کلب» در قرآن را نیز نمیتوان بدون وضو لمس کرد. چنین کتابی وقتی در وجود انسانی کامل متجلی شود، همان سیره محمدی (ص) است.
عبودیت؛ برترین نشان افتخار نبوی
در منظومه معارف اسلامی، آنچه بیش از هر صفت دیگری برای پیامبر (ص) برجسته شده، مقام عبودیت است. شهید آیتالله خامنهای در ۱۴ خرداد ۱۳۹۵ یادآور شد که خداوند در قرآن، پیامبر را با اوصافی چون «وَإِنَّکَ لَعَلَیٰ خُلُقٍ عَظِیم» و «فَبِمَا رَحْمَةٍ مِنَ اللَّهِ لِنْتَ لَهُمْ» ستوده است، اما صفتی که هر مسلمان موظف است روزانه چندین بار در تشهد نماز تکرار کند، «أَشْهَدُ أَنَّ مُحَمَّداً عَبْدُهُ وَ رَسُولُهُ» است.
به گفته ایشان، تقدم «عبده» بر «رسوله» نشانه جایگاه بیبدیل بندگی است؛ عبودیتی که زیربنای اخلاق عظیم نبوی و عامل تحولآفرینی آن در جامعه شد. بدون این خضوع محض در برابر خدا، اخلاق به یک خصلت فردی محدود میماند.
مأموریت اتمام مکارم اخلاق، نه نمایش اخلاق فردی
آیتالله جوادی آملی تفاوت مهمی میان «خوشاخلاق بودن» و «مصلح اخلاقی جامعه بودن» قائل میشود. پیامبر (ص) نیامد فقط بگوید انسان خوشاخلاقی است، بلکه مأموریت او چنان که خود فرمود «إِنَّمَا بُعِثْتُ لِأُتَمِّمَ مَکَارِمَ الْأَخْلَاقِ»، به کمال رساندن کرامتهای اخلاقی در مقیاس اجتماعی بود.
تفاوت این دو نگاه بنیادین است؛ یکی توصیف یک ویژگی شخصی و دیگری اعلام یک رسالت تمدنی برای اصلاح ریشهای اخلاق در میان مردم است.
چرا جامعه با اخلاق اداره میشود نه فقط با علم؟
یکی از دقیقترین تحلیلها در این مجموعه، تمایز کارکرد علم و اخلاق در اثرگذاری اجتماعی است. به بیان آیتالله جوادی آملی، علم هرچند شریف است، اما دایره نفوذ آن محدود است. اگر فردی عالم، فقیه و مرجع تقلید شود، عمدتاً شاگردان و خواص از دانش او بهره میبرند؛ کتاب او را نیز تنها گروهی خاص میخوانند.
اما آنچه توده مردم و بدنه جامعه از یک عالم یا مدیر میبینند و از آن متأثر میشوند، رفتار و اخلاق اوست. ایشان تأکید میکند که خطاب «یَا أَیُّهَا النَّاسُ» و «یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا» برای هدایت جامعه، تنها با ابزار اخلاق ممکن است. از همین رو، حوزه علمیهای که با اخلاق اداره شود، میتواند نظام، جامعه و امت را حفظ کند؛ اخلاق، روح حاکم بر پیکره اجتماع است، در حالی که علم، مصرفی درونیتر دارد.
دستور کار اخلاق اسلامی در مدیریت
این اخلاق اجتماعی، اصول عملی روشنی دارد که شهید آیتالله خامنهای در ۲ آبان ۱۴۰۰ ترسیم کرده است. پیروی از پیامبر در اخلاق به معنای آراستگی به تواضع، گذشت و سهلگیری در امور شخصی است؛ اخلاقی که خداوند آن را «خُلُق عظیم» نامیده؛ عظمتی که وقتی خالق آن را عظیم بداند، اوج کمال را نشان میدهد.
در مقابل، در حوزه حقوق عمومی و حقوق مردم، سهلانگاری جایز نیست. احسان، پرهیز از دروغ، دوری از تهمت و سوءظن نسبت به مؤمن و گذشت همراه با حفظ کرامت، شاخصههای این اخلاق اسلامی است. سهلگیری در حق خود و سختگیری در حق مردم، الگویی که مدیران و مبلغان دین امروز نیز باید سرلوحه قرار دهند.
تربیت انسان تراز؛ از مشاهده عرش تا شهادت
اوج این مسیر تربیتی، پرورش انسانهایی است که قابلیت مشاهده حقایق عالم را مییابند و این راه به همگان گشوده است. آیتالله جوادی آملی با نقل روایتی از اصول کافی مرحوم کلینی درباره حارثةبن نعمان یاد میکند که وقتی بر پیامبر (ص) وارد شد، حضرت دربارهاش فرمود: «هَذَا عَبْدٌ نَوَّرَ اللَّهُ قَلْبَهُ بِالْإِیمَانِ؛ این بندهای است که خداوند قلبش را به نور ایمان روشن کرده است».
پیامبر به او فرمود بر این حالت استوار بماند و آنچه را دیده تثبیت کند. او که به مقام مشاهده عرش رحمان رسیده بود، از حضرت خواست برای رسیدن به شهادت دعا کند و سرانجام به این فیض نائل آمد. این روایت نشان میدهد مسیر کمال، انحصاری نیست، اما نیازمند ارتقای معیار از سطح عادی به سوی کمال مطلق است.
اخلاق، حلقه وصل عبودیت و حکمرانی
برآیند این سیر، آن است که اخلاق عظیم نبوی، فضیلتی جدا از عرصه اجتماع نیست؛ بلکه پلی میان بندگی محض در برابر پروردگار و تدبیر حکیمانه جامعه محسوب میشود. چنان که آیتالله جوادی آملی اشاره میکند، خداوند گاه بیواسطه سخن میگوید مانند «الْیَوْمَ أَکْمَلْتُ لَکُمْ دِینَکُمْ» و گاه با واسطه بر زبان پیامبر جاری میسازد مانند «أَتْمَمْتُ».
امروز نیز احیای تمدن نوین اسلامی در گرو بازگشت به همین الگوی قرآنی است؛ الگویی که در آن گذشت همراه با عزت، سهلگیری در حقوق شخصی و صلابت در صیانت از حقوق عمومی، مبنای رفتار مدیران و حاملان دین قرار گیرد.
نظرات (0)