ترولگری در معنای کلاسیک خود به معنای تحریک عمدی دیگران با حرف یا رفتاری جنجالی برای گرفتن واکنش احساسی و افراطی است. سالها این رفتار به کاربران ناشناس اینترنتی یا چهرههای حاشیهساز نسبت داده میشد، اما امروز شواهد نشان میدهد که سیاستمداران حرفهای نیز به شکل آگاهانه از همین تاکتیک برای هدایت افکار عمومی و تغییر دستور کار رسانهها استفاده میکنند.
گزارشی ویدیویی که با ترجمه اختصاصی تابناک منتشر شده، با کالبدشکافی ماجرای معروف «یادداشت نونز» در ایالات متحده، سازوکار این نوع از ترولگری سیاسی را بهصورت دقیق تشریح میکند؛ پروندهای که هرچند در نهایت محتوای قابل اعتنایی نداشت، اما توانست برای هفتهها فضای سیاسی و رسانهای آمریکا را قبضه کند.
ترولگری سیاسی چیست؟
برخلاف تصور رایج، ترولگری سیاسی صرفاً شوخی یا حمله لفظی نیست. هدف اصلی، کشاندن طرف مقابل ــ چه رسانهها، چه جناح رقیب و چه افکار عمومی ــ به موضعی انفعالی و احساسی است. در این الگو، فرد یا جریان سیاسی با طرح یک ادعای بزرگ، مبهم و تحریکآمیز، طعمهای خبری پهن میکند. رسانهها برای عقب نماندن از رقابت، ناچار به پوشش گسترده آن میشوند و در نتیجه، انرژی و زمان افکار عمومی صرف موضوعی میشود که از پیش طراحی شده است.
کارشناسان رسانه در این گزارش تأکید میکنند که قدرت ترول سیاسی نه در اثبات ادعا، بلکه در ایجاد چرخه هیجان و گمانهزنی است. حتی اگر ادعا بعداً تکذیب شود، اثر روانی اولیه آن باقی میماند.
پرونده یادداشت نونز؛ از افشاگری بزرگ تا محتوای کمجان
در نخستین دوره ریاستجمهوری دونالد ترامپ، دوین نونز، رئیس وقت کمیته اطلاعات مجلس نمایندگان آمریکا و از متحدان نزدیک ترامپ، اعلام کرد سندی محرمانه در اختیار دارد که از تخلفات گسترده افبیآی و وزارت دادگستری در جریان تحقیقات رابرت مولر درباره دخالت روسیه در انتخابات ۲۰۱۶ پرده برمیدارد.
این ادعا با حمایت شمار دیگری از چهرههای جمهوریخواه، به سرعت به تیتر یک رسانهها تبدیل شد. هشتگهایی مانند «یادداشت را منتشر کنید» در شبکههای اجتماعی ترند شد، رسانههای محافظهکار از «بزرگترین رسوایی تاریخ افبیآی» سخن گفتند و رسانههای منتقد نیز ناچار شدند هر روز در حدس و گمان درباره محتوای این سند پنهانی مشارکت کنند.
اما هنگامی که سرانجام «یادداشت نونز» منتشر شد، بسیاری از روزنامهنگاران و تحلیلگران مستقل آن را مجموعهای از ادعاهای گزینشی، تفسیرهای اغراقآمیز و نکات کماهمیت توصیف کردند. به گفته منتقدان، سند هیچ مدرک محکمی برای اثبات سوءاستفاده سیستماتیک افبیآی ارائه نمیداد و عملاً وزنی نزدیک به صفر داشت. با این حال، نکته مهم این بود که مأموریت اصلی این یادداشت پیش از انتشار انجام شده بود: هفتهها سرگرم کردن افکار عمومی.
تاکتیک انحراف؛ وقتی رسانهها از سوژه اصلی دور میشوند
بر اساس این گزارش، یکی از اهداف پنهان اما اصلی طعمهگذاری خبری در ماجرای نونز، منحرف کردن تمرکز رسانهها از موضوعی بهمراتب مهمتر بود: گزارشها درباره تلاش احتمالی ترامپ برای برکناری رابرت مولر، بازرس ویژه پرونده روسیه. در آن مقطع، احتمال برکناری مولر به یک بحران سیاسی بزرگ تبدیل شده بود و میتوانست برای کاخ سفید هزینههای سنگینی داشته باشد.
با پرتاب «یادداشت نونز» به میدان، محور بحثها بهکلی تغییر کرد. رسانهها به جای پیگیری پرسشهای سخت درباره استقلال تحقیقات قضایی، وارد بازی «آیا افبیآی جانبدارانه عمل کرده است؟» شدند. حتی پس از مشخص شدن بیمحتوایی یادداشت، این تغییر دستور کار، زمان گرانبهایی برای دولت وقت خرید و فشار افکار عمومی را به شکل موقت کاهش داد.
- مرحله اول: وعده یک افشاگری بزرگ و مبهم
- مرحله دوم: ایجاد موج هیجان، هشتگسازی و پوشش خبری بیوقفه
- مرحله سوم: انتشار محتوایی ضعیف که دیگر اهمیتی ندارد، چون هدف انحراف محقق شده است
پژواک باور؛ چرا تکذیب هم افکار را پاک نمیکند؟
بخش مهم دیگر این گزارش به مفهومی روانشناختی به نام «پژواک باور» (Belief Echo) میپردازد. پژوهشها نشان میدهد حتی زمانی که یک اطلاعات منفی بهطور کامل تکذیب میشود، اثر احساسی اولیه آن در ذهن بخشی از مخاطبان باقی میماند.
در مورد یادداشت نونز نیز همین اتفاق افتاد. با وجود اینکه بسیاری از ادعاهای آن رد یا بیاعتبار اعلام شد، اما در ذهن بخشی از رأیدهندگان محافظهکار، این تصور که «افبیآی نهادی جانبدار و غیرقابل اعتماد است» تقویت شد. این تردید، حتی بدون پشتوانه واقعی، در قضاوتهای بعدی آنها درباره تحقیقات مولر و دیگر نهادهای نظارتی اثر گذاشت.
پژواک باور توضیح میدهد چرا ترولگری سیاسی یک سرمایهگذاری بلندمدت است؛ سیاستمدار لزوماً به پیروزی فوری در یک منازعه خبری نیاز ندارد، کافی است بذر بیاعتمادی را بکارد تا بعداً محصول آن را برداشت کند.
درسهایی برای رسانهها و مخاطبان
تجربه یادداشت نونز نشان میدهد که برای مقابله با ترولگری سیاسی، هم رسانهها و هم مخاطبان باید نسبت به «طعمههای خبری» هوشیارتر باشند. آیا هر ادعای جنجالی واقعاً ارزش پوشش فوری و گسترده دارد؟ آیا انتشار یک سند مبهم باید تمام ظرفیت تحریریهها را برای روزها اشغال کند؟
کارشناسان پیشنهاد میکنند رسانهها به جای گرفتار شدن در چرخه هیجان، بر راستیآزمایی، زمینهسازی و اولویتبندی سوژهها تمرکز کنند و مخاطبان نیز پیش از واکنش احساسی، از خود بپرسند: چه کسی از منحرف شدن توجه من سود میبرد؟
ترولگری سیاسی امروز دیگر یک حاشیه نیست؛ بخشی از استراتژی قدرت است و شناخت سازوکار آن، نخستین گام برای مصون ماندن افکار عمومی در برابر دستکاری خبری محسوب میشود.
نظرات (0)