نویسنده کتاب «او مثل هیچکس نیست» با اشاره به یکی از وجوه کمتر دیدهشده شخصیت پیامبر اکرم(ص)، رحمت را سرچشمه بسیاری از رفتارهای ایشان دانست و گفت حتی در برابر دشمنان نیز هدف اصلی پیامبر، هدایت بود؛ رویکردی که در تعبیر «بردن دشمنان با زنجیر به بهشت» به خوبی توصیف شده است.
به گزارش خبرگزاری مهر، گروه فرهنگ و ادب، طیبه رفیعمنزلت نویسنده رمانی که بهتازگی از سوی انتشارات مهرستان منتشر شده است، به مناسبت ولادت پیامبر اکرم(ص) در گفتوگویی با زهرا اسکندری از انگیزهها و دغدغههای خود در نگارش این اثر سخن گفت.
روایتی داستانی از دل تاریخ صدر اسلام
به گفته نویسنده، ادبیات داستانی این ظرفیت را دارد که از دل روایتهای تاریخی، شخصیتهایی را پیش چشم مخاطب قرار دهد که در بزنگاههای مهم زندگی، میان خشم، تردید، باور و انتخاب گرفتار میشوند و مسیرشان نه با یک تصمیم ساده بلکه در مواجهه با حقیقتی تازه تغییر میکند.
رمان «او مثل هیچکس نیست» نیز با تکیه بر یکی از مقاطع پرالتهاب تاریخ اسلام، تلاش میکند چنین روایتی را در قالبی پرکشش برای مخاطب امروز بازآفرینی کند. داستان این اثر حول شخصیت «جنید» شکل میگیرد؛ جوانی خیالی که در میان یاران تاریخی پیامبر حضور نداشته و سرگذشت او کاملاً داستانی است، اما بر بستر وقایع مستند تاریخی دوران پیامبر بهویژه جنگهای بدر و احد روایت میشود.
جنید سالها از نادیده گرفته شدن و تحقیر در قبیله و بیتوجهی پدر رنج برده و همین تجربهها، خشم و میل شدید به اثبات خود را در او پرورده است. او برای به دست آوردن جایگاه و نشان دادن تواناییهایش تصمیمی خطرناک میگیرد و با نقشه قتل پیامبر اکرم(ص) راهی میدان جنگ میشود؛ اما آنچه در ادامه رخ میدهد با تصور اولیه او فاصله دارد و او را در برابر انتخابی سرنوشتساز قرار میدهد. نویسنده در این اثر، تحول تدریجی جنید را هم در حوادث بیرونی و هم در کشمکشهای ذهنی و درونیاش دنبال میکند و نشان میدهد مواجهه او با شخصیت و آموزههای پیامبر چگونه باورهای پیشینش را به چالش میکشد و زمینه بازنگری در تصمیمها و شناخت دوباره خویش را فراهم میآورد.
این رمان در عین پرداختن به روایتی تاریخی، موضوعاتی مانند هویت، انتخاب، شجاعت، ایمان، تردید و امکان تغییر انسان را دنبال میکند و مخاطب را با این پرسش روبهرو میسازد که آیا انسان میتواند از گذشته و کینههای خود عبور کند و مسیر تازهای برای زندگی برگزیند.
چرا آموزش، شرط آزادی اسیران شد؟
یکی از محورهای گفتوگو، شرط آزادی اسیران در ازای آموزش خواندن و نوشتن بود. رفیعمنزلت در پاسخ به این پرسش که چرا «آموزش» را به عنوان یکی از جلوههای متفاوت رفتار پیامبر با اسیران برجسته کرده، گفت دلیل اصلیاش شگفتی است که در این رفتار وجود دارد.
او توضیح داد تا جایی که میداند کمتر میتوان در میان رهبران جهان نمونهای مشابه یافت که در شرایطی که امکان دریافت مال یا فدیه برای آزادی اسیران وجود داشت، آموزش خواندن و نوشتن را به عنوان شرط آزادی برخی از آنان تعیین کنند. در آغاز شکلگیری جامعه اسلامی نیز بسیاری از مهاجران که از مکه به مدینه آمده بودند از نظر مالی امکانات چندانی نداشتند و شاید دریافت مال در ازای آزادی اسیران تصمیمی قابل انتظار بود، اما پیامبر(ص) راه دیگری را انتخاب کرد.
به گفته نویسنده، این رفتار نشان میدهد رهبری که قرار است انسانها را به سعادت برساند نمیخواهد آنان را در ناآگاهی نگه دارد بلکه ابزار رسیدن به سعادت را دانایی میداند. پیامبر(ص) نه تنها زیردستان و یاران خود را تحقیر نمیکند تا بر آنان مسلط باشد بلکه به آنان عزت و دانایی میبخشد و نمیخواهد انسانها در جهل باقی بمانند تا امکان سلطه فراهم شود. به باور رفیعمنزلت، یکی از وجوه تمایز پیامبر همین است که با وجود قرار داشتن در بالاترین مرتبه علم و کمال، از دانا شدن یاران خود ابایی ندارد و میکوشد آنان نیز هرچه بیشتر به دانش و آگاهی دست یابند تا با اتکا به این دانایی مسیر رشد و کمال خود را طی کنند.
احترام به خانواده حتی در اوج فشار
بخش دیگر گفتوگو به شخصیت جنید پس از گرایش به اسلام اختصاص داشت؛ جایی که او به دلیل تغییر دین از سوی پدر شکنجه میشود اما همچنان حاضر نیست به خانوادهاش بیاحترامی کند. نویسنده در توضیح علت پافشاری بر حفظ احترام خانواده در این موقعیت سخت گفت دین اسلام تأکید بسیار زیادی بر احترام به پدر و مادر دارد و در آیات متعددی از قرآن، بلافاصله پس از دعوت به عبادت خداوند، بر نیکی و حتی اطاعت از والدین تأکید شده است.
او با ابراز نگرانی از کمرنگ شدن این ارزش در فرهنگ امروز گفت اگر نگاه فرهنگی جامعه معطوف به آمادهسازی برای ظهور حضرت صاحبالزمان(عج) باشد، توجه به جایگاه پدر و مادر اهمیت دوچندان پیدا میکند. پدر و مادر کسانی هستند که در به وجود آمدن، پرورش و رشد انسان نقش داشتهاند و به تعبیر او به نوعی «اشانتیون خداوند» هستند. اگر انسان یاد بگیرد به پدر و مادر خود احترام بگذارد و قدرشناس آنان باشد، به طریق اولی میتواند در برابر ولی خدا نیز ادب و معرفت لازم را داشته باشد.
رفیعمنزلت یادآور شد حتی در قرآن تأکید شده اگر پدر و مادر مؤمن نباشند نیز انسان موظف است با آنان به نیکی رفتار کند، مگر آنجا که او را به مخالفت با فرمان خداوند دعوت کنند. به گفته او، تضعیف احترام به پدر و مادر یا معلم میتواند به تضعیف فرهنگ احترام و مسئولیتپذیری بینجامد و زمینه رشد «منیت» و خودخواهی را فراهم کند؛ انسانی که نتواند در برابر نفس خود بایستد، ممکن است در نهایت در برابر خداوند نیز دچار طغیان شود. از همین رو او خواسته این مقوله را بهویژه برای مخاطب نوجوان برجسته کند تا نشان دهد اختلاف نظر با والدین لزوماً به معنای قطع رابطه یا بیاحترامی نیست و میتوان آن را با صبر، احترام، محبت و واکنشهای منطقی حل کرد.
هزینه ایستادن بر سر حقیقت
نویسنده در بخش دیگری از گفتوگو به چالشهای جوانانی پرداخت که مانند جنید، با وجود گذشته و تعلقات قبلی، تصمیم میگرفتند به پیامبر و یاران ایشان بپیوندند. او گفت این مسئله که انسان برخلاف باورهای پیشین خود و خانواده و دوستانش، حقیقتی را که کشف کرده بپذیرد، همواره با چالشهایی همراه بوده و معمولاً با مخالفت، طرد، توهین یا فشار از سوی نزدیکان مواجه میشود.
به گفته رفیعمنزلت، این چالش مختص زمان پیامبر نیست و در روزگار ما نیز کسانی که در مقطعی از زندگی به حقیقتی میرسند و میخواهند بر اساس آن عمل کنند، چه در پذیرش اسلام و چه در انتخاب سبک زندگی درست، با فشار خانواده یا محیط اجتماعی روبهرو میشوند. با این حال حقیقت آنقدر زیبا و باشکوه است که اگر انسان به آن دست یابد میتواند بسیاری از این فشارها را پشت سر بگذارد.
او نمونه روشن آن را ساحران فرعون دانست که پس از مشاهده حقیقت دعوت حضرت موسی(ع) به او ایمان آوردند و با وجود تهدید فرعون به کشتن فرزندان، مصادره اموال و قطع دست و پا، اعلام کردند این تهدیدها تنها به زندگی دنیوی مربوط میشود و پس از شناخت خداوند حاضر نیستند از ایمان خود دست بکشند. به باور نویسنده، طرد شدن، بایکوت و تنها ماندن گرچه دشوار است اما وقتی حقیقت برای انسان آشکار شود جذابیت و قدرتش به اندازهای است که فرد حاضر نیست آن را رها کند؛ همان حقیقتی که پیامبر رحمت نیز میکوشید حتی دشمنانش را با زنجیر محبت و هدایت به سوی آن بکشاند.
نظرات (0)